به من چه!

دوسال قبل چند سطری در توصیف شغل سردفتری نوشتم برخی همکاران برداشت توهین کرده بودند توهین نبود واقعیت بود اینک با اندکی تغییر واضافات اینجا می آورم نوشتم برای خودم که کسی ناراحت نشود

بمحض اینکه پا به آستانه سردفتری گذاشتم (زبونم لال) مرا دزد مادر زاد و حریص وزیادطلب پنداشته اند به من چه بچه قوه قضائیه ام ولی مرا طفل نامشروع میدانند به من چه هیچ سازمانی حاضر به جمع آوری من نیست به من چه اصل بر برائت شهروندان وصد البته رعایت دقیق حقوق شهروندی است به تو چه مرا چون مجرم بالفطره می نگرند به من چه اصل را بر خطاکاری من می گذارند وباید بی گناهیم را اثبات کنم وگرنه مجرمم نه متهم گناهم ازقبل ثابت شده است به من چه می خواهندبلاتشبیه مثل معصومین باشم وبه هیچ وجه اشتباه نکنم وگرنه بحساب نیت مجرمانه وذات بدسرشتم گذاشته می شود به من چه کارم مثل کار با مواد منفجره است اولین اشتباهم آخرینش خواهد بود اشتباه قضائی وحقوقی وشغلی برایم معنی ندارد حتی اگر اصحاب سند واشخاص ثالث شرایطی را بوجود آورند که در آن شرایط هر انسان هوشیاری دچار اشتباه شود اشتباه ازمن پذیرفته نیست به من چه در آن شرایط تمام عقلای عالم می گویند که من بیگناهم به آنها چه می گویند باید بادافره گناه و تبانی وکلاهبرداری جاعلین اوراق هویت و اصحاب معامله واشخاص دیگر را پس بدهم چون اصل بر مجرمیت من است به من چه بایستی کلاهی روی سرم بگذارم که کلاه آنها سرم نرود ولی آنها همان کلاهم را بر می دارند به من چه کلاهم پشمی ندارد به من چه یک لاقبا آسمان جل وقادمه رکابم پندارند به من چه همیشه هنگم گیج ومنگم خیلی مشنگم به من چه هفت مرغ چاق را خورده اند ومن در پی یک جوجه ام به من چه چکم فرم خورده وخودم به شکل وقیافه چک فرم خورده شده ام به من چه کابوس رهایم نمی کند لولو ویک سردوگوش وننه ی آل وجن وپری همه هم اتاق ودرخواب هم با من هستند به من چه ننه ی قمبر رمال دیگه برام دعا هم نمی نویسه ومیگه درد تو درمان نداره به من چه نمی گویند خرت به چند چون از کرگی دم نداشته به من چه اصلا خرندارم از کاه و جو ش خبر ندارم به من چه مثل چارلی چاپلین در آن فیلم جنگی حلقه آخر زنجیرم مسئولیت از اولی به دومی ودوی به سومی و... به دستم می رسد پشت سرم کسی دیگر نیست به من چه  مصداق بارز آیه ی "خلق الانسان فی کبد" هستم همان "دوزخیان روی زمین" به من چه با قانون عهد دقیانوس کار می کنم به من چه ازمن پیشنهاد تغییر قانون بارها خواسته اند ونوشته ام ولی در سطل زباله انداخته اند به من چه خودشان برایم تنبانی بریده اند ودوخته اندکه خشتک ندارد به من چه نمیدانم شیاطین کجا برام شیر برنج می پزند به من چه نه سرپیازم دانند ونه ته پیاز وبرای حرفم تره هم خرد نمی کنند به من چه هدفمند کردن یارانه ها باعث می شود که هیچ فقیر محتاج نان شبی نباشد به تو چه می گویند اگر تعرفه ی حق التحریر را بعد از گذشت پنج سال از تصویب آن تغییر دهند به حساب اثر حذف یارانه ها گذاشته میشه به شقیقه چه می گویند باید تاوان این تصور را بتنهائی پس بدهم نسلا بعد نسل ذکورا و اناثا از جیب مبارک خود و اولاد ونوه ونتیجه وندیده تا در این شرایط خوش به حال "مردم" شود به من چه "مردم" همان بیچاره هائی هستند که چندرغاز وام میلیار تومانی گرفته وندارند پس بدهند به تو چه با آن پول "کلبه" هایی خراب تر از کلبه ی عمو خریده اند به تو چه باید سند آن کلبه خرابه های میلیاری رابا پانزده هزارتومان حق التحریر بزنم به من چه از آن پانزده هزار تومان خرج در نرفته شش هزار تومان به من می رسد و با آن شش هزارتومان هیچ تایپ کامپیوتری حاضر نیست آن سندرا تایپ کند به من چه شلوار بیتلی ام پاره شده به من چه بندتنبان آبی ام گریخته به من چه این حرفها برای فاطی تنبان نمی شه به من چه  شصت پایم مثل رئیس بیچاره بانک جهانی از جورابم زده بیرون به من چه از بس ثواب قمپو کرده ام ثواب دانم پاره شده به من چه باید چند تا جوال وخوره خر تهیه می کردم پیدا نمیشه به من چه چند دوجین سرخر عمو دارم مبارکه به من چه نه خودم ونه ننه ام زورمان به آنها نمی رسه به من چه زر وزور و تزویر ندارم به من چه عموها میان پای اجاق میشینن دیزی آبگوشت را تلیت می کنن ومی خورن وانگشتاشون رو میلیسن ویک چای آتشی هم روش و تو چشمای ننه ام بر و بر نگاه می کنن وهر وهر می خندن به من چه می گویند به روی خود نیاور و به ننه ات هم نگو رویت را آن طرف کن تا نبینی وخودت را به کوچی "علی چپ" بزن! نمیتونم! به من چه تحمل کردنش سخته  به من چه نمیدانم درپس پردهچه خبره به تو چه گر پرده براندازم نمی مانم  به من چه سعدی علیه الرحمه فرموده توچه دانی که در اوج فلک چیست - که ندانی که پیش ننه ات کیست به من چه به مرگ طبیعی نمی میرم به عزرائیل چه طعم شیرین حقوق بازنشستگی را نخواهم چشید به کانون چه  خیلی راحت همان پشت میزکارم یک هق گفته جان به جان آفرین تسلیم خواهم نمود به ملک الموت چه وارثینم بر سر تقسیم حتما دعوایشان می شود چون از مال دنیا چندین دفترچه قسط بانکی پس انداز خواهم نمود به بانک چه همه روزی دارند ( با پوزش از همکاران در مکزیک حتی الاغها هم روزی دارند و لااقل در این یک روز بارشان نمی کنند وبجای کاه، یونجه تازه و جو خیس خورده به آنها می دهند وحلقه گل بر گردنشان می اندازند و برایشان جشن می گیرند) اما من نه روزی دارم نه روزگاری! به خر چه روزگار همیشه مرا محتاج خاکستر کند! به من چه الکی خوشم یا نمایش می دهم که خوشم وبقول آن شاعر محلی:حالا او بود قیافه ی الکی / کوتی وشلواری و دسته چکی!!! به من چه بیمه ای دارم که ای کاش نداشتم به من چهریشخند کسانی شده ام که "چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند" به من چه هموطنان افغانی ما که برای استراحت به افغانستان می روند وبقول صدا وسیما طرفدار فیلم ها وسریالهای ایرانی هستند با دیدن نقش بسیار مشعشع من سرگرم می شوند و سردفتر را دفتر زیر بغل در خرابه ای در حال امضا گرفتن سند می بینند وغش غش می خندند واز خنده روده بر می شوند به من چه  بلا نسبت همه ی همکاران،  می خواهند همیشه خر باشم وبارم کنند واگر یک بار بخواهم به اعتراض این همه بارکشی "خرشوم" بیشتر بارم می کنند به من چه  خرم از کرگی دم نداشته به من چه

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میرزا بنویس

سلام عمو به توچه که اوضاع سردفتری نابسامانه ؟.. به توچه که حقوق زعمای قوم چقدره؟ به من و توچه که سیر به فکر گشنه نیست؟ به من چه که حضرات اطوی شلوارشون خربزه قاچ میده و خشتک شلوار ما داره میاد پائین؟ به توچه که به جای فکر کردن به وضعیت معیشتی ما همایش و نمایش و یادمان تشکیل میدن؟ اصلا به من و تو چه که این حرفا رو میزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

م -الف دفتریارازآذربایجان

سلام عمو شب بخیر فعلا"دو سه بار خوانده ام وفقط خندیده ام گریه باشه برای بعد عموخیلی دوستت دارم عمو بقول خودت خیلی چاکرتم

سردفتر

درود خط به خط خواندم ! تاخیر را به سبب شوک ناشی از اظهارات معمار ثبت نوین بگذارید ! انشااله ایشان پسری داشته باشند که روزی سردفتر شود تا بفهمند اینگونه سعی کردن = ظلم کردن چه معنایی دارد !

0081

سلام عمو جان خسته نباشيد كتابي در دست مطالعه دارم كه تاريخ هزار ساله تحولات اجتماعي و سياسي ايران بخصوص شمال كشور را از آغاز ورود اسلام بررسي ميكند به پايان كتاب نزديك شدم و به اين نتيجه رسيدم در اين هزار سال هيچ پادشاه و يا حكومت و حكمراني براي منافع مردم قدمي بر نداشته باستثناء چند مورد نادر همه بنوعي در فكر منافع گروه خاص و حفظ قدرت و حكومت بودند و اين سير متاسفانه با سپري شدن تاريخ ادامه خواهد داشت و در آينده هم ادامه خواهد داشت بي عدالتي نيز جزئي از اين فرايند است حال در اين راه رعايت حال مردم و يا براي حفظ حقوق مردم شعاري بيش نيست 8000 تومان استعلام ثبت ماليات افزايش افزوده كه بايد يه 8 درصد برسد ديه 90 ميليون توماني حذف ماده 103 قانون برنامه چهارم افزايش 20 الي 30 درصدي مايحتايج عمومي افزايش سرسام آور خدمات پستي وووو همه براي رعايت حال مردم است خب عمو جان شما هم بايد در اين راه سهمي داشته باشي سربلند باشيم اگر بگذارند

49 ارومیه

من که واقعاَ درک نمی کنم فکر می کنم شما ها خیلی بیکارین ولی بنده مثل شما بیکار نیستم که بنشینم و از این حقایق بنویسم بنده كلي کار دارم !! مثلاَ من امروز که یازدهم خرداد سال نود باشد یک سند تعهد وام دانشجویی تنظیم نموده و سپس پرینت گرفته و در دفتر جاری ثبت نمودم تازه متعهد و ضامن هم بالاتفاق آمدند و ذیل ثبت و سند را امضا نمودند و النهایه سند تسلیم متعهد گردید خب بنده با این همه مشغله چگونه می توانم به این حقایق دردناکی که مرقوم می فرمائید بپردازم هان ! نکند فکر می کنید بنده دروغ می گویم و امروز بیکار بودم به والله راست می گویم و من امروز یک فقره سند تعهد وام دانشجویی تنظیم کردم خب اگر باور نمی کنید بیایید و دفتر را مشاهده بفرمایئد آنوقت متوجه خواهید شد که من بیکار نیستم حتماً تشريف بياوريد قدمتان روي چشم آدرس : اروميه ، عطائي ، طبقه فوقاني بانك سپه ، دفتر اسناد رسمي 49

دفتریار نادم

قس علیهذا...

دفتریار نادم

عجب جراتی داریم ما عمو ...

دفتریار نادم

سلام فکر میکنم ثبتی ها وقتی میبینند دفتری مثلا 3میلیون تحریر داره این سه میلیون را خالص میپندارند و کسورات آنرا از قبیل 15 درصد دفتریار و 10 درصد کانون و حقوق کارکنان , اجاره محل دفتر و هزینهای جاری دیگر را در نظر نمیگیرند و لذا پیشنهاد میگردد همکاران از این به عهد هزینه های نامبرده را از محل حق الثبت و مالیات نقل و انتقال تامین کنند تا با این کار هم پندار آقایان صحیح باشد و هم تحریرشان خالص !!!حالا راهش را خودتان پیدا کنید دیگر ...

دفتریار نادم

عمو جان ما که قفل شده خدایی هستیم دیگر نیازی به قفل شما نبود!!!!