حذف دفتر سردفتر!

بسیار از همکاران اهل علم وکمالاتند وایده های جالبی دارند که به مخیله ی هیچ دارقوز آباد سفلائی بلکه علیائی هم خطور نمی کند بلند پروازند چون عقاب آنها به زبانهای دیگر تسلط دارند و دور دنیا را در هشتاد روز گشته اند سرد وگرم روزگار چشیده اند وراه و رسم سردفتری در اقصی نقاط گیتی دیده وشنیده وخوانده اند آنها را نظر براین است که ثبت سند در دفتر سردفتر بایستی مثل سایر ممالک دنیاملغی شده وبجای آن سندی که نوشته می شود در رایانه ثبت وروی سی دی !ذخیره یا به نحوه آن لاین به مرکزی در پایتخت ارسال و فی الفور ضبط گردد تا از دسترس و دستکاری اغیار ونامحرمان محفوظ بماند ایده های جالبی است برای جائی مثل گینه ی بی سائو ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید به هزار ویک دلیل ازجمله اینکه زیرساختهای آن آماده نیست اینترنت بسیار کند که خر لنگی است که این بار کج را به مقصد نرساند ازهرنوع تغییر ونوآوری در هراسیم بسیاری از تغییرات وروشهای نوین اداری مستلزم هزینه کردن است که منبع در آمدی برای آن درنظر گرفته نمی شود و... چون خواندن پستهای طولانی دوستان را خسته می کند خلاصه می کنم علیرغم اینکه شنیده ام قرار است دفتر ثبت سند در اواخر سال 91 حذف شود با عنایت به مواردی که عرض شد وهمچنین مشکلات بسیار زیادی که همکاران مستقر در بخشها و روستا دارند بعید می دانم تا آن موقع بتوانیم به آن هدف نائل گردیم لذا بعنوان یک قرص مسکن عجالتا پیشنهاد می کنم وبسیار ساده وکم هزینه است که :

سند در اوراق نیم برگی ویکبرگی (که البته بایستی استاندارد باشد واین موضوع را حدود ده سال پیش به کانون نوشتم وکانون به سازمان ارسال کرده بود ولی همچنان اوراق غیر استاندارد و هر دسته به ابعادی متفاوت چاپ می شود) به تعداد متعاملین بنا به درخواست ایشان بعلاوه ی یک نسخه اضافی جهت بایگانی دفترخانه (طبق معمول) چاپ شود

نسخه ی دفترخانه همراه مستندات ومدارک مورد نیاز بایگانی گردد (بازهم طبق روش فعلی)

ولی بجای ثبت سند در دفتر متن سند طبق آنچه در اوراق سند چاپ می شود روی اوراقی که شبیه صفحه دفتر است نیز چاپ گردد و اصحاب سند همزمان سند وصفحه ی دفتر را امضا کنند وبرای رعایت تسلسل وشماره اسناد وبمنظور پیشگیری از مشکلات مربوط به تاریخ تقدم وتاخیر وشماره اسناد یک فقره دفتر اندازه ی دفتر گواهی امضا جهت درج ورعایت شماره اسناد وتاریخ ثبت وخلاصه اسامی متعاملین ونوع سند اختصاص یابد و البته متعاملین در آن هم امضا کنند و صفحات دفتر بترتیب روی یکدیگر گذاشته وچسبانده شده و حدود 200برگ که شد می توان آن را نخ کشی وپلمب وصحافی نمود بدین طریق که از ابداعات وابتکارات "عمو" ست سند در ایکی ثانیه تنظیم وبه ارباب رجوع که خاک ته گیوه ی آنها توتیای چشمان کم سوی ماست تقدیم خواهد شد نظر شما چیست؟ فقط آهسته بخندید که اگر بلند خندید و کدخدای خانه ازخواب پرید وشما را در کوچه گذاشت وشدید مفقود بنده مسئول آن نخواهم بود

اضافه کنم که طرح عمو در واقع حذف دفتر نیست بلکه روش نوشتن وتهیه ی آن را اصلاح وکارآمدتر می کند

  نیم برگی

  

        یکبرگی

 

   دفتر ثبت سند

 

 

 

 

دفتر شماره وتاریخ واخذ امضا

مواد ١٨ و١٩ ق.د.ا.ر وسایر موارد مرتبط بایستی اصلاح شود 

/ 11 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سردفترخسته

باسلام وتشکرازابداع عموی عزیز. ولی ابداع جنابعالی فقط هزینه برای مادارد! حالابایدیه دفتردیگه برای تاریخ سندو...بااین قیمت گرون وچندبرابرقیمت تمام شده هم بخریم واز طرف دیگه بازهم برگه های دفتر رابخریم وکلی هم هزینه برای صحافی ونخ کشی و... بپردازیم وبایدمواظب باشیم برگه هاگم نشوند!و... اگراین جورباشه وفقط قرارباشه بادست ننویسیم که "اون بنده خدا"! داره برای پرینتر دفتر ثبت نام میکنه ! وبذاریم یه "نون "بخوره بنظرمن همین بادست نوشتن دردسرش کمتره .

سردفترخسته

باسلام مجدد. عموجان خیلی خوشحال شدم ازاینکه گفتید "اون سند" برای شمامشکلی نداره .خداراشکر . من باخودم میگفتم کاش اوراق سند جزواوراق تحویلی به دفترشمانباشه کاش مهرش مال شمانباشه کاش ..... خب خداراسپاسگزاریم که هیچگونه ارتباطی باشمانداردوخیلی خوشحال شدم . خیلی نگران بودم وحالاخوشحال هستم .(یادنوبخت عزیزبخیر! من ترسم ازاین بودکه مسگربیچاره هیچکاره رادرشوشتر !بخاطر گناه یه آهنگرخدانشناس !بلخ گردن بزنند! کمااینکه متاسفانه چنین مواردی رادیده ام بهرحال خداراشاکریم )

نوبخت

سلام. عرض ارادت خدمت عموی عزیز و تمام دوستان گرامی بخصوص خسته نازنین ، ممنون که از بنده حقیر یاد کردین هرچند برای گردن زدن!. داوطلبانه پیشمرگ عموی عزیز میشم. عمو اصلا نگران نباش فکر بد هم به دلت راه نده من مطمئن هستم نیت جاعل عزیز خیر بوده میخواسته هم مشکل مردم رو حل کنه هم علاقه خودش رو به شما نشون بده ، مگه نشنیدی که مجنون گفت اگر با ما نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی . کاش یکی هم پیدا میشد بنام دفتر من چند تا از این سانتافه مانتافه ها جعل میکرد کلاس دفتر بره بالا .

میرزا بنویس

سلام عمو خب حالا از کی این طرح عظیم قابل اجراست؟

اسماعیل زاده

سلام عمو امیدوارم خبر حذف دفتر تا آخر سال 91 دروغ 13نباشه!

م -الف دفتریارازآذربایجان

سلام عمو خسته نباشی معنی کلمات ""ایکی ثانیه ""را متوجه نشدم لطفا"معنی ومفهوم آن را توضیح دهید

دائی

نخواستیم عموم جان ! همان روش فعلی بهتره ! این روشی که شما فرموده اید از چاه در امدن و به چاله افتادنه

میرزا بنویس

سلام عموجان ازشوخی گذشته قسمتی ازطرح شما مورد پسند است بنظر من دفتر ثبت سند باید درواقع به دفتر ثبت مشخصات سند تبدیل گردد و در آن مشخصات مختصری از متعاملین و نوع سند و خلاصه ای از آنچه مورد انتقال قرار گرفته با توضیح بشرح سند تنظمی مثل ستون اتتقالات سند مالکیت یا خلاصه سند .... و قطع آن هم مثل دفتر اندیکاتور باشد ... اسناد در قطع a4 و a3 تنظیم و پس از امضاء اسکن شود.... در دفتر دونوع بایگانی که عبارت از اسناد و مستندات آن و نوعی دیگر الکترونیک که اسکن شده آن است (فقط سند تنظیمی) واگر لازم باشد فایل فشرده اسکن شده برروی سی دی ماهانه به ثبت اسناد یا واحدی اختصاصی برای اینکار در سازمان ارسال شود البته بطرق مختلف مثل ایمیل هم میشود ارسال کرد

نوبخت

سلام عمو جان . هر چند هر طرحی ممکنه نقائصی داشته باشه ، اما به نظر بنده نیز عملی ترین طرح در حال حاضر همین طرحیه که فرمودین ، چون به نظر میرسه نیازی به اصلاح قانون و طی پروسه زمان بر نداره. طرح های دوستان مبنی بر الکترونیکی شدن یا بایگانی روی سی دی و غیره قطعا بهتره که حتما باید در دستور کار باشه اما در شرایط فعلی طرح شما میتونه راهگشا باشه (منظورم راهگشای تعویض پلاک نیست ، منظور اینه که حلال مشکل باشه). ممنون از زحمات شما

سردفترخسته

باسلام .عموجان قبول که طرح شماخوبه ولی اینکه همه دوثبات دارند لااقل درموردمن صحیح نیست چون من کلایه نفرکارمنددارم که بنده خداهم ثباتی وهم کاربیرون راانجام میده !(جالبتراینکه فعلاکفیل دفتریارهم خودم هستم بعللی ودردفتر دونفرکارمی کنیم !.واشتغالزائی "اون یارو "ازنوع دیگرش برای ماعملی شده به اینصورت که :من وظایف سردفترودفتریاروسندنویس و... راعهده گرفته ام وکارمندبیچاره نیزوظایف ثبات وپیک وآبدارچی و...وبه این ترتیب هریک چندشغله ایم !)ضمنا قیمت پرینتر دفتر راهم اصلانپرسیده بودم وثبت نام هم نکرده بودم اینه که ازقیمتش اطلاعی ندارم .