قاطی ودیوانه در بیم وهراس!

سلام خدمت همه همکاران ودوستان وبینندگان عزیزحقیقتا روحیه ای برای ادامه هیچ کاری ندارم حتی افروحتن آتش در این کلبه ی حقیرانه اما چه کنم نظر لطف بی نهایت همکارن را لذا سعی می کنم اگر بتوانم ادامه دهم چون"می توانیم می شود"! عجالتا این پست را

 پشتِ میزِ  دفترم  بودم  پَلاس

قاطی  و دیوانه  در بیم وهراس ...

در وبلاگ همکار و شاعر خوبمان طلوع عزیز بخوانید که نظر من به ایشان نزدیکتر است! تا بعدا خدمت برسم

وهمچنین این شعر را که تازگی منتشر شده است:

من که از سردفتری حظ می کنم!

/ 6 نظر / 30 بازدید
م -الف دفتریارازآذربایجان

سلام عمو وشب بخیر خوش بحالم که نفر اول خودم وارد کلبه عمو شدم وچای تازه دم قسمت خودم شد نمی دانید چقدر خوشحالم که چراغ کلبه عمو باز روشن شده و بوی چای تازه دم با مخلفات همه جا را گرفته

طلوع

سلام و عرض ادب ضمن تشکر از لطف حضرتعالی به بنده و از اینکه با شعر سردفتر شکاک آغاز کردید چون بعد از شعر مذکور، شعر دیگری هم در وبلاگ گذاشته ام لطفا به لینک زیر که لینک مستقیم شعر است ،ارجاع دهید http://aalvandi.persianblog.ir/post/150/

میرزا بنویس

سلام عمو نشد ... اصرار هم نکن که مقبول نمی افتد ...قهر نکن که خدا باهات قهر میکنه ...ناامید نشو که کلی آدمو مایوس میکنی ... ننال که جیغ و داد دیگران را درنیاوری ...بی حال نشو که حالی را که مدتی است ایجاد شده میبری ... بیا بازهم شروع کنیم هرکسی باید قسمتی را بعهد بگیرد ..اگر طنز مینویسی بنویس ..اگر تراژدی مینویسی بنویس ...باید چراغ کلبه را روشن نگه داشت الحمدلله یارانه را که دریافت میکنی دیگه دردت چیه؟ ...بگذار همکارانی که به چند وبلاگ دلخوشند دراینجا گرد هم آیند و مسائل اجتماعی و صنفی خویش را مطرح کنند ..تو جواب نمیدهی نده ...من جواب نمیدهم ندهم ....بلاخره یه خیری پیدا میشه و جواب میده .. تو اجتماعی بنویس .... طلوع با شعر دردها را بیان میکنه ...عموم میرزا احمد که مدتیه ناپیداست میاد کامنت میزاره 008 و سایرین میان و مطلبی مینویسن و میرن ... الف آذربایجانی میاد چائیشو میخوره و یه سئوال و میره ... و من هم توی وبلاگ خودم و سایر همکارا اراجیف مینویسم ...همین هم خوبه و سلسله زنجیر را پاره نمیکنه ....

0081

به به !!!سلام چشم ما روشن به كلبه خودت خوش آمدي عمو جان جنابعالي كه نبودي عمو ميرزابنويس هم تشريف برده بودند مرخصي جناب عادلي هم بعلت كسالت چند هفته بروز نبودند اكثر وبلاگهاي همكاران بروز نيست مثل اينكه خودم بايد آستينها را بزنم بالا و بيام تو گود !!!چتون شده كجائين حق التحريرها بالا رفته در حال خرج كردنش هستيد ؟

بارعی

با سلام عموجان سرتو درد نمیآرم ، میخوای بنویس ، میخوای ننویس ! ، فقط اینو بگم که دلمون بدجوری براتون تنگ می شه . بعضی جاها آمدن ، دست خود آدمه ولی کندن و رفتن ، نه . [ماچ]

موسوی گرمستانی

سلام و درود ما از حضورتان بی محابا حظ می کنیم وقت رفتن گو تا به کی حظ می کنیم