عمو نوروز!

تو اینترنت دنبال شعری می گشتم که بعنوان پستی ازش استفاده کنم پیداش نکردم رسیدم به این اشعار که بنده خدایی زحمت کشیده وجمع آوری نموده بود بدون اجازه ایشان آوردمشان اینجا تا شما عزیزان هم محظوظ شوید پیشاپیش رسیدن بهار "که عرض کردم زنده باد" ! ضرب در سه با دستانی که به هم گره شده وبالای سر برده ام و آنها را تکان می دهم بازهم ضرب در سه و جوگیری مربوطه به لطف دوستان ایضا ضرب در سه و فرارسیدن سال نو و از راه رسیدن عمو نوروز عزیز خسته ومانده و شکفتن گل و ریاحین در سبزه و صحرا را -که گر چه دل هوس آن را نداره - به همه بستگان وقوم وخویشان وآشنایان و همکارن و وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان وجمیع مسلمین جهان در هر کجای که باشند اگر چه در مالی وسومالی موکدا بلحاظ ...ه مالی صمیمانه تبریک عرض نموده وسالی پراز نشاط و شادمانی ونزول رحمت الهی را برایشان آرزو می کنم ضرب در سه!

شعر حافظ درمورد عید نوروز
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
مکن زغصه شکایت که در طریق طلب / به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز / که گرد عارض بستان بنفشه دمید
بهار می گذرد دادگسترا دریاب / که رفت موسم حافظ هنوز می نچشید
.
.
.
شعر فرخی سیستانی درمورد عید نوروز
چون پرند نیگلون بر روی بندد مرغزار
پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار
خاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاس
بید را چون پر طوطی برگ روید بی شمار
دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد
حبذا باد شمال و خرما بوی بهار
بادگویی مشک سوده دارد اندر آستین
باغ گویی لعبتان جلوه دارد در کنار
ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله
نسترن لولوی لالا دارد اندر گوشوار
تا بر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل
پنجه های دست مردم سر برون کرد از جنار
راست پنداری که خلعتهای رنگین یافتند
باغهای پر نگار از داغگاه شهریار
.
.
.
جامی و عید نوروز
بگشا نقاب از رخ باد بهاران
شد طرف چمن بزمگه باده گساران
شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند
رو سوی تماشای چمن لاله عذارن
در موسم گل توبه ز می دیر نپاید
گشتند در این باغ و گذشتند هزاران
بین غنچه نشکفته کهآورد به سویت
سربسته پیامی ز دل سینه فگاران
.
.
.
شعر عنصری درمورد عید نوروز
باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود
تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود
باغ همچون کلبه بزاز پر دیبا شود
باد همچون طبله عطار پر عنبر شود
سوسنش سیم سپید از باغ بردارد همی
باز همچون عارض خوبان زمین اخضر شود
روی بند هر زمینی حله چینی شود
گوشواره هر درختی رسته گوهر شود
چون حجابی لعبتان خورشید را بینی ز ناز
گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود
افسر سیمین فرو گیرد ز سر کوه بلند
باز مینا چشم و دیبا روی و مشکین پر شود
روز هر روزی بیفزاید چو قدر شهریار
بوستان چون بخت او هر روز برناتر شود
.
.
.
مولانای بلخی:
اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
.
.
.
حافظ شیرازی:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
.
.
.
سنایی غزنوی:
با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز
.
.
.
خواجوی کرمانی:
خیمة نوروز بر صحرا زدند
چارطاق لعل بر خضرا زدند
لاله را بنگر که گویی عرشیان
کرسی از یاقوت برمینا زدند
.
.
.
ملک الشعرا بهار:
رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درود
به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود
.
.
.
فروغی بسطامی:
عید آمد و مرغان رة گلزار گرفتند
وز شاخة گل داد دل زار گرفتند
نوروز همایون شد و روز می گلگون
پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند
.
.
.
منوچهری دامغانی:
نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی
پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی
از بامداد تا به شبانگاه می خوری
وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی
.
.
.
سعدی شیرازی:
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
.
.
.
عبید زاکانی:
چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند
رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند
.
.
.
نظامی گنجوی:
بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد
.
.
.
نعمت آزرم :
یکبار دگر نسیم نوروز وزید
دل‌ها به هوای روز نو باز تپید
نوروز و بهار و بزم یاران خوش باد
در خاک وطن ، نه در دیار تبعید
.
.
.
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غمزخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید
بویی مگر از میهن ما آوردی!
.
.
.
بر سفره‌ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست
.
.
.
هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لاله‌ی خفته به خاک ،
نوروز کبود و لاله پوش آمده است!
.
.
.
نوروز رسید و ما همان در دیروز
در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن
هر سال سر آمد و نیامد نوروز !
.
.
.
نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجدید جوانی جهان کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاک ایران من است
.
.
.
دلتنگ ز غربتیم و شادان باشیم
از آنکه درست عهد و پیمان باشیم
بادا که چو نوروز رسد دیگر بار
با سفره‌ی هفت سین در ایران باشیم
.
.
.
خیام:
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است
.
.
.
م . ن :
مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است
.
.
.
دوباره آمد از راه
بهار سبز و زیبا
جوانه زد درختان
در ده کوچک ما
پروانه ‏های رنگی
می‏رقصند روی گل ها
در دشت و در بیابان
در باغ های زیبا
مادربزرگ خوبم
دوباره سفره چیده
هفت سین سفره گوید
که سال نو رسیده
ملیحه آقاجانی
.
.
.
بهار آمد ، بهار من نیامد
گل آمد گُلعذار من نیامد
برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها
گلی بر شاخسار من نیامد
چراغ لاله روشن شد به صحرا
چراغ شام تار من نیامد
جهان در انتظار آمد به پایان
به پایان انتظار من نیامد
مشفق کاشانی
.
.
.
خوشا طلیعه نوروز
خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست
نظر کنید که هنگام آشتی با اوست
خوشا طلیعه نوروز خانگی یاران
خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوست
حدیث باد به گوش درخت اگر گفتی
به هوش باش که خود نام آشتی با اوست
شکوفه بر سر پیمان خویش می‏مانَد
و جشن ساده ایام آشتی با اوست
به رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد
شراب وصل که انجام آشتی با اوست
میان عهد تو و من اگر خلاف افتد
خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوست
غلام‏حسین عمرانی
.
.
.
چند گویی که چو هنگام بهار آید
گل بیارید و بادام به بار آید
روی بستان را چون چهره ی دلبندان
از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید
این چنین بیهوده ای نیز مگو با من
که مرا از سخن بیهوده عار آید
شصت بار آمد نوروز مرا مهمان
جز همان نیست اگر ششصد بار آید
هر که را شست ستمگر فلک آرایش
باغ آراسته او را به چه کار آید ؟
سوی من خواب و خیال است جمال او
گر به چشم تو همی نقش و نگار آید
ناصرخسرو
.
.
.
عید نوروز
عید نوروز می ‏رسد از راه
شادی از روی خانه می‏بارد
پدرم با چه دقتی دارد
بوته ‏های بنفشه می‏کارد
مادر مهربان من از صبح
شستشو کرده هر چه را بوده
پرده را شسته ، شیشه را شسته
نیست در خانه ، ذره‏ای دوده
تازه وقت غروب هم مادر
خسته ، اما برای شادی ما
می‏نشیند لباس می‏دوزد
تا بپوشیم روز عید آن را
سپیده رحیمی
.
.
.
سالی
نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه
سالی
نوروز
بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.
سالی
نوروز
همراه به درکوبی مردانی
سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را
وتاقچه گناه
دیگربار
با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.
در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
به ناگاه
فراز خواهدشد
دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهدشد
وبهار
درمعبری از غریو
تاشهر
خسته
پیش باز خواهدشد
سالی
آری
بی گاهان
نوروز
چنین آغاز خواهدشد
احمد شاملو

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سردفتر امیدوار

سلام برعمو ی خوب . بفرمائید که امسال شماهم عیدرا بدون پسته جشن گرفتید یا باپسته ؟! شنیده شده که بعضی جاها شعار مرگ بر پسته فروش سرداده اند! ضمنا برای اینکه پسته و اقلام دیگر نظیر کشک که دلبستگی حای به آن دارید خاطرتان رامکدر نسازد مشکل بزرگتری رایادآوری میکنم وآن حلول موعد مالیات ارزش افزوده! است . راستی عموجان آیا این توهین به فروشنده نیست که اگر ملک از نام فروشنده دربیاد وبنام خریدار شود ارزش افزوده ای !!!پیدا میکند؟؟؟؟؟! ازدست دارائی بخدا پناه میبریم .

قسطاس

با عرض سلام سال جدید را تبریک عرض نموده و امیدوارم که سال پربرکتی برای جامعه سردفتری باشد

نوبخت

سلام / عید دیدنیا تموم نشد عمو جان ؟ هر روز خدمت میرسم تشریف ندارین [لبخند]

سردفتر امیدوار

سلام .عموجان ازحال وهوای عید بیرون بیائید ! ووبلاگ رابروزفرمائید .چه عذری دارید؟عیدراکه سپری کرده ومالیات ارزش افزوده راهم پرداخت کرده اید!! و"خبرخوش "راهم که دریافت کرده اید وبقول معروف باید کبکتان خروس بخواند !

سردفتر بی پناه ... دربند...!

سلام عمو جان. عرض سلام و ارادت. ما هم هر صبح در کلبه رو می کوبیم بلکه روحمون تازه شه شما تشریف ندارید. ان شاءاله خوش باشید.

سليمي

با سلام خدمت همكار گرامي سردفتر عمو جلالي چهارمين نشست وبلاگ نويسان حوزه سردفتري با هدف هم انديشي و تبادل اطلاعات و افكار بزودي در استان اصفهان برگزار ميگردد ضمن دعوت از حضرتعالي جهت حضور در اين نشست .. استدعا دارم ما را از نقطه نظرات انديشمندانه خود جهت ارتقاء كمي و كيفي نشست محروم نفرمائيد .. با تقديم احترام .. مهدي سليمي سردفتر اسناد رسمي 377 سميرم اصفهان www.daftar377.com

میرزا بنویس

سلام عمو اینو بخون.... سلام عمو سلیمی با عرض پوزش بنده در این نشست درخدمت شما نخواهم بود هر موقع دوست داشتید برگزار کنید عموجان. یادت اوند عمو؟ اینا چیه مینویسی؟ همه را دچار نگرانی میکنی ..مگه بدون عمو هم میشه نشست و از فضای مجازی حرف زد؟ دلت برای این عموی پیر هم تنگ نشده؟ منتظر اعلام آمادگی آن عزیز هستم

فرهنگ اخوان هزاوه

حاج عمو سلام به قول جناب طباطبایی همه نگرانند خواهشازودتراعلام امادگی کن من به شوق دیدارشماوسایردوستان برنامه کلاسهام راتغییردادم وکلاس جبرانی گذاشتم.هرطورشده برنامه ات راتغییربده که دلمان برات خیلی تنگ شده.به امیددیدار

کریمی 4 شازند

عمو سلام چه جوری بگم جات در اصفهان خیلی خالی بود که باور کنی؟ منت روت نذارم ولی باور یکی از بزرگترین انگیزه هام برای رفتن به اصفهان زیارت شما بود که حاصل نشد . فضای مهمانسرای اصفهان هم برای گشت زدن با تنبان و..... عالی بود. به امید دیدار