ارث زوجه ومشکلات تنظیم سندانتقال وصدور سند مالکیت!

نحو تنظیم سند انتقال سهم الارث زوجه وسهم الارث دیگر وراث (در حالی که زوجه جزو وراثه باشد) مورد اختلاف بین سران دفاتر اسناد رسمی بوده است همچنین در صدور سند مالکیت در ادارات ثبت اسناد و املاک اختلاف نظر است خصوصا بعد از تغییرات قانونی که تصویب گردیده است این اختلاف نظر بیشتر بچشم می خورد از طرف دیگر با مکانیزه شدن تنظیم اسناد (ثبت آنی) و داده آمایی رایانه ای املاک در ادارات ثبت اسناد و املاک مشکلات زیادی در صدور اسناد مالکیت خودنمایی می کند این مشکلات چیست؟ ریشه در کجا دارد؟ راه حل و پیشنهاد شما کدام است؟ قبل از ورود به پرسشهای عموئی! با ورود به لینک زیر و آنچه خود جستجو می کنید کمی ذهن خود را گرم کرده وسپس به پرسشهای مطرح شده فکر کنید.

ارث زنان از همه دارایى شوهر است یا بخشى از آن؟

 

تحوّل درحقوق ارث زن از اموال غیر منقول شوهر

 

شنیده ام که بخشنامه شده که در اسناد ارثی ورثه ابتدا بایستی به اداره ثبت مراجعه و هریک سند سهم الارث خود را دریافت نموده و سپس اقدام به انجام معامله نماید (گذشته از اینکه این امر موجب هزینه ودردسر برای مردم و کار زیادتر برای اداره ثبت خواهدبود وقطعا تنشهایی را بین اصحاب سند و دفترخانه ایجادخواهد کرد) در این صورت مشکلات محاسبه سهم الارث از دوش سردفتران برداشته خواهد شد وطبق
اسناد مالکیت صادره سند تنظیم خواهد گردید ولی پیدا کردن جواب پرسشهای زیر برای گرم کردن و نرمش ذهن خالی از فایده نخواهد بود

واما پرسش ها:

 

اگر مردی قبل از اصلاح قانون ارث زوجه (بهمن ماه 1387 که مواد 946 و 948 قانون مدنی اصلاح گردیده است) فوت شده باشد حالتهای متفاوتی متصور است:

 

1-اگر مردی قبل از اصلاح قانون ارث زوجهفوت شده و گواهی انحصار وراثت هم همان موقع طبق قانون زمان فوت صادر شده و ترکه هم تقسیم نشده  وراث وی زوجه و اولاد ذکور واناث متوفی است در این زمان سهم الارث زوجه چه میزان است؟

2- از اعیان یا از عرصه واعیان ؟

 3-از عین آنها یا از بهای آنها؟

 

4-اگر یکی از اولاد بخواهد سهم الارث خود را به غیر منتقل نماید سهم
الارث او را باستثنا ثمن اعیانی می نویسید؟

5-یا باتوجه به تبصره اضافه شده به قانون اصلاحی، ارث زوجه را یک،هشتم از کل حساب کرده و کنار گذاشنه و بقیه را بین وراث تقسیم می کنید (که در
این صورت باستثنا ثمن اعیانی نخواهیم داشت)؟

 

6-اگر آن فرزند تقاضای صدور سند مالکیت سهم الارث خود رابنمایند تکلیف اداره ثبت چیست؟

 

7-اگر زوجه با مراجعه به اداره ثبت سند مالکیت سهم الارث خود را طلب
کند چه؟

8-آیا باید او را به مرجع قضایی هدایت کرد با تا طرح دعوی علیه ورثه
و گرفتن حکم مبنی براینکه ورثه حاضر به پرداخت بهای ثمن (یاربع) (اعیانی) یا (از عرصه واعیان) نیستند و ارائه آن به اداره ثبت سند مالکیت سهم الارث خود را اخذ نماید؟

 

9-اگر در محاسبه ارث زوجه، تبصره اضافه شده (که قانون را عطف به
ماسبق می کند) درنظر گرفته شود و ارث زوجه را از کل ماترک (عرصه واعیان) محاسبه کنیم (چه در تنظیم سند انتقال و چه در صدور سند مالکیت) آیا نیاز به اصلاح حکم انحصار وراثت صادره می باشد یا خیر؟

 

بعبارت دیگر آیا با وجود آن تبصره (که سهم الارث زوجه را در مواردی که ارثیه تقسیم نشده حتی اگر فوت در زمان حاکمیت قانون قبلی باشد مشمول قانون جدید می داند) خود بخود بر گواهی های انحصار وراثت صادره قبلی سرایت می کند و آنها را بی نیاز از اصلاح می نماید؟ (نظر برخی مراجع قضائی بر بی نیازی از اصلاح گواهی های انحصار وراثت می باشد)

 

10-اگر برخی ورثه در زمان حاکمیت قانون سابق سهم الارث خود را بنحو
"بدون یا باستثنا" ثمن یا ربع اعیانی منتقل نموده باشند و اینک برخی
دیگر از وراث بخواهند سهم الارث خود را منتقل نمایند، تکلیف چیست؟

11-کدام قانون حاکم است؟

12-اگر سهم الارث را اینک طبق قانون قدیم محاسبه کنیم ممکنست زوجه
مدعی شود که بایستی طبق قانون جدید محاسبه شود

13-اگر سهم الارث را طبق قانون جدید محاسبه کنیم ممکنست وراث مدعی
شوند چون قبلا برخی ورثه معامله کرده اند بایستی طبق همان قانون قبلی محاسبه شود (انجام معامله قبلی را دلیل تقسیم ترکه بدانند)؟

14-اگر قبلی را طبق قانون سابق و فعلی را طبق قانون جدید (بتوانیم)
محاسبه کرده وسند تنظیم کنیم و کسی هم مدعی نباشد، آن وقت تکلیف اداره ثبت و گرفتاری تعارض این سهام و مشکلات ثبت مکانیزه چه خواهد شد؟

 

15-در تبصره گفته اگر ماترک تقسیم نشده باشد طبق قانون جدید محاسبه
می شود آیا تقسیم در اینجا به چه معنی است؟

16-اگر ورثه مدعی شوند که ماترک را بین خود بنحو عادی  تقسیم کرده اند ، آیا کفایت می کند؟

17-اگر برخی وراث در مقام انجام معامله حاضرند وبرخی فعلا قصد انتقال
سهم خود را ندارند ، آیا ادعا واقرار آنها که می خواهند سهم خود را انتقال دهند مبنی بر اینکه ترکه را تقسیم نموده اند مورد قبول است؟

18- اگر بعدا بقیه مدعی عدم تقسیم شدند چه؟

 

19-آیا چنانچه مطرح شد انتقال سهم الارث بعضی از ورثه ، دال بر تقسیم
ترکه می باشد؟ حتی انتقال مشاعی؟

 

20-یک پرسش اگر تقسیم نامه عادی را بپذیریم خلاف است، واگر ماترک
اشیا متعدد باشد و تقسیم نامه رسمی نوشته شده باشد که در آن صورت اموال واملاک ازحالت مشاعی در نتیجه انتقال ارث خارج شده است و حتی اگر برخی از املاک در تقسیم
نامه در سهمیه چند وارث بصورت مشاعی قرار گیرد بهر حال در این صورت مکافات ثمن وربع اعیانی معمولا ازمیان برداشته شده و مالی وملکی در ازای آن به زوجه می دهند وبعد از آن ماترک از حالت ارث خارج شده و بحث ثمن اعیانی وربع اعیانی و... مطرح نمی باشد، پس این واو واویلای "اگر ترکه تقسیم نشده باشد"  چه کاربردی داشته؟

 

21-ملاک واحراز تقسیم شدن یا نشدن در جنگ تقسیم ترکه با کیست؟

22-آیا اینجا هم بایستی هر یک از وراث را که مدعی تقسیم ترکه است و
سهم خود را به بر اساس قانون قدیم طلب می کند (چون بضرر زوجه می باشد) به دادگاه هدایت کرد تا گواهی وحکم متناسب با ادعای خود بیاورد؟

 

23-اگر همه وراث قصد انتقال سهم الارث خود را در این مسئله دارند
(فوت در قدیم وگواهی هم قدیم و سند امروز) آیا می توان به درخواست و توافق خودشان (وقید این مطلب در متن سند) مثلا به شیوه قدیم  (ویا جدید) سهم الارث هر یک را محاسبه ودر سند نوشت؟

24-یا نه توافق تاثیری ندارد؟

 

25-آیا برخی وراث می توانند بضرر خودشان توافق کنند که مثلا سهم الارث زوجه برغم اینکه احتمالا از اعیان بایستی محاسبه شود ، از عرصه واعیان در نظر گرفته شود (در مواردی که زوجه حضور ندارد و تفسیر از قانون متفاوت است و یکی از ورثه فرصت مراجعه به دادگاه وتعیین تکلیف سهم الارث زوجه را ندارد)؟

26-اگر وراث گواهی مبنی بر تودیع بهای ثمن وربع اعیانی یا عرصه واعیان را از مرجع قضائی بیاورند آیا تنظیم سند سهم الارث وراث بنحو کامل ایرادی ندارد؟

27-یا بایستی به ثبت ارائه وابتدائا سند وراث صادر شود؟

 

28-اقرار زوجه را مبنی بر دریافت بهای ثمن وربع (اعیان یا عرصه واعیان) چگونه می نویسید؟

29- آیا وراث هم بایستی حاضر باشند؟

30-استعلام از کجا لازم است؟

31- آیا چون اقرار به دریافت بهاست این یک اقرارنامه مالی است؟

32-این بها را چه کسی باید مشخص کند؟

33- آیا اقرار زوجه به هر مبلغی که خودش بگوید ایرادی ندارد؟

34-حتی اگر ملکی با بهای میلیاردی باشد؟

35-یا اینکه باید از دارائی استعلام کرد (یا با استفاده از جداول ارزش منطقه ای) وپس از مشخص شدن ارزش معاملاتی سند تنظیم کرد؟

36- آیا می شود به بهایی بالاتر از ارزش معاملاتی هم اقرارنامه را تنظیم کرد؟

37-چون اقرار دریافت بهای ثمن وربع سند انتقال (بیع وصلح قطعی غیرمنقول) نیست ، در ابن حالت (که بیش از ارزش منطقه ای سند می نویسیم) تکلیف حق الثبت و حق التحریر آن چیست؟

38-آیا ورثه می توانند اقرار کنند که بهای ثمن وربع اعیانی یا عرصه
واعیان را به زوجه نپرداخته اند و حاضر به پرداخت آن نیستند و به او اجازه دهند تا سهم الارث خود را تملک نموده وسند مالکیت اخذ نماید؟

39-اگربرخی از ورثه حاضر شده و چنین اقرارنامه ای بنویسند و بعداز آن
برخی دیگر بهای ثمن وربع را به زوجه پرداخته یا در صندوق دادگستری تودیع نمایند در این صورت پیچیده تکلیف تنظیم اسناد وصدور سند مالکیت چیست؟

 

40-آیا این اقرارنامه برای صدور سند مالکیت سهم الارث زوجه کافیست؟

 

41-نتیجه این اقرارها چگونه به اداره ثبت منعکس می شود؟

 

42-اگر مردی قبل از اصلاح قانون ارث زوجهفوت شده و گواهی انحصار وراثت هم همان موقع طبق قانون زمان فوت صادر شده و ترکه هم تقسیم نشده تنها وارث وی زوجه اش باشد، در این زمان سهم الارث زوجه چه میزان است؟

43-از اعیان یا از عرصه واعیان ؟

44-از عین آنها یا از بهای آنها؟

45- آیا ربع اعیان یا قیمت ربع اعیان یا ربع عرصه واعیان یا قیمت ربع
عرصه واعیان است؟

46-یا کل ترکه به زوجه می رسد؟

47- اگر نمی رسد مابقی به چه کسی می رسد؟

48-واداره ثبت چگونه و برای چه کسی سند مالکیت صادر می کند؟ (کدام
اداره یا سازمان یا نهاد یا ... بعنوان حاکم تملک می کند؟)

49-اگر تقاضای صدور سند مالکیت سهم الارث خود رابنمایند تکلیف اداره
ثبت چیست؟

 

50- اگر زوجات متعدد باشند سهم الارث هریک چگونه است؟

51-اگر برخی زوجات را اولاد باشد وبرخی دیگر اولاد نداشته باشند سهم
الارث هرکدام چگونه است؟

53-اگر زنی فوت شده که وراث وی شوهرش و چند پسر و دختر باشند وبعد از فوتش زوج مجددا ازدواج نموده و سپس فوت می کند و وراث او عیال دوم و آن اولاد می باشند، سهم الارث زوجه چه میزان است؟ ثمن یا ربع؟

 

چند مسئله:

 

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او  سه پسر و دو دختر و عیال باشند (عیال مادر بچه ها نیست) یکی از پسرها ویکی از دخترها سهم الارثشان را باستثنا ثمن اعیانی در همان زمان به غیر انتقال داده اند ویکی از
پسرها در همان زمان قانون سابق فوت نموده وراث وی عبارتنداز یک پسر ویک دختر وعیال  این دختر سهم الارثش را باستثنا پانزده،شصت وچهارم به غیر منتقل نموده واولاد از پرداخت بهای سهم الارث زوجه (که در اینجا
مادرشان بوده) خودداری نموده در نتیجه زوجه سهم الارث خود را که هفت، شصت وچهارم اعیانی سهام ارثی شوهرش می باشد تملک کرده است آیا این روش محاسبه عمو صحیح است؟

  چرا سهم الارث زوجه ی اولاد پسر ثمن اعیانی سهام نمی شود
وهفت،شصت وچهارم اعیانی سهام می شود؟

چرا سهم الارث اولاد اولاد در اینجا باستثنا ثمن اعیانی نیست بلکه باستثنا پانزده ، شصت وچهارم اعیانی سهم الارث شوهرش می شود؟

  

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد  ویکی از پسرهای زن دومش فوت شده باشد وراث وی یک عیال و دو پسر و دو دختر باشند مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد  ویکی از پسرهای زن دومش فوت شده باشد وراث وی یک عیال و دو پسر و دو دختر باشند ویکی از پسرهای زن سومش فوت شده باشد وتنها وارث وی یک عیال است که اولادی ندارد و مادر متوفی مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار
دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد و یکی از پسرهای زن اولش سهم الارث خود را بدون ثمن اعیانی انتقال داده  است ویکی از
پسرهای زن دومش فوت شده باشد وراث وی یک عیال و دو پسر و دو دختر و مادر باشند ویکی از پسرهای زن سومش فوت شده باشد وتنها وارث وی یک عیال است که اولادی ندارد و مادر متوفی و یکی از دخترهای زن سومش فوت شده باشد وراث وی شوهرش باشد وسه دختر ومادر و یکی از شوهرهای زن اولش فوت شده باشد و و دارای یک دختر ومادر باشد و شوهر خواهر دختر سوم از زن دومش فوت شده باشد و پسر چهارمی از زن سومی زن دیگری گرفته باشد و از آن زن شش اولاد پسر داشته باشد و آن زن اول که اولادی نداشته فوت شده باشد و تنها وارثش همان شوهرش باشد که چهل سال پیش به رحمت ایزدی پیوسته است مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

مثل اینکه کمی قاطی کردم

 

وآیا این سهم الارث رنجی برای زوجه و پرونده های زیادی برای مراجع
قضایی و دردسری برای ادارات ثبت در ثبت دفاتر املاک در سیستم مکانیزه ودر تنطیم سند در دفاتر اسنادرسمی خصوصا در ثبت آنی نخواهد بود؟ آیا بهتر نیست اگر مقررات شرع اجازه می دهد این واو واویلای "بها" از قانون ارث زوجه برداشته شود؟

 

چه کسی باید پیشقدم شود؟

 

 

/ 32 نظر / 1409 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسنک

با سلام میلاد باسعادت آقا امیرالمومنین علی (ع)،روز مرد و روز پدر را به شما وخانواده محترمتان تبریک میگویم

صولت یاوری

درود برعموی گرامی همایش بدماشینی وبدسفربودن وبد هواپیما بودن وکمردرد و کارگل و سخره و دلایلی تکراری است که عمو برای نیامدن درهمایش ها کسف وبه هنگام به کارمی گیرد .ویکبارکه هوس آمدن می کند سفرنیمه تمامش خاطره انگیزمی شود بوه سفرنامه ای سرهواخواهانش را شیره می مالد وتاهمایشی دیگر و بهانه ای دیگر .عمو شباهنگام چشم درراهم ....بهانه راهم برنمی تابم .

صولت یاوری

سلام برعموی نیریزی عمو خودت که به روز نیستی وبلاگت هم به روز نیست .همایش گریز و تلگرام ستیز و وایبر گریز و واتساب گریز هم که هستی .بهانه هایت که مقبول دوستان نمی افتد .بفرما شکایت کجابریم . ارادتمند همیشگی .

نیکزاد

سهم الارث زوجه طبق تاریخ فوت و در نتیجه طبق حصر وراثت خواهد بود و احراز تقسیم مطرح شده در تبصره الحاقی به ماده 946 قانون مدنی و با برداشت ازقسمت اول مقررات ماده 300 قانون امور حبسی و ماده 589 قانون مدنی "دادگاه باید به درخواست ورثه مذکور رسیدگی نموده چنانچه ملک قابل تقسیم باشد نسبت به تقسیم آن اقدام نماید در غیراین صورت حسب درخواست متقاضی طبق ماده 9 آیین نامه افراز و فروش املاک مشاع مصوب 1358، دستور فروش ملک را صادر و پس از فروش سهم وراث را پرداخت نماید" تقسیم بر عهده دادگاه می باشد و سردفتر و دفاتر اسناد رسمی سمت و تکلیفی در خصوص احراز تقسیم ندارند و تقسیم به معنای اخذ سند مشاعی نیست.در صورت درخواست ورثه ای که حصر وراثت طبق قانون سابق صادر گردیده است و آنها طبق قانون فعلی قصد وصول بها زوجه متوفی را دارند باید دادگاه حکم بر این قضیه بدهد یعنی حکم بر تقسیم . در خصوص اقرار ضمن بیع مثل اقرار به قبول تعهدات یا تحویل ثمن یا تصرف مشگلی وجود ندارد و ذیل یک عنوان حقوقیبه صورت 1 پارچه و بسیط بها طبق ماده 10 قانون مدنی با عین که کلیه حقوق متصور بر عین خواهد بود را انتقاال می دهیم و ثمن مذکور معوض اخذ

نیکزاد

اشکالی ندارد برای اینکه در معامله تفکیک و تجزیه پیش نیاید ذیل 1 عنوان حقوقی به صورت 1 پارچه و بسیط دریافت بها ر قرار دهیم مثلا بها طبق ماده 10 قانون مدنی و سهم بقیه در قالب بیع و سهم الارث زوجه خواهد بود و در انتقال عین کلیه حقوق متصور بر عین را انتقال می دهیم و چه اشکالی دارد ضمن بیع اقرار کرد مثل اقرار به کلیه حقوق متصوره ... یا تصرف یا قبول کلیه تعهدات ...وزوجه ثمن در مقابل معوضی دریافت میکند که ثمن ثمن تقسیم به حق فروشندگان می گردد و ضمنا طبق ماده 2آئين نامه ماده 299 قانون امور حسبي: " هرگاه در ورقه انحصار وراثت که به اداره ثبت اسناد و املاک ‌داده مي شود، عده ورثه و سهام هر يک از آن ها معين شده و وصيت‌نامه نيز که مطابق قانون امور حسبي بتوان به آن ترتيب اثر داد به اداره ثبت تسليم نشده و قبلاً هم وصيتي ثبت نشده باشدحصه هر يک از ورثه از ملک به طريقي که در تصديق انحصاروراثت معين شده يا بين ورثه مذکور در تصديق انحصار وراثت‌توافق حاصل شده باشد ثبت مي شود." ماده 105اصلاحي آئين نامه قانون ثبت املاک: " در مواردي‌ که‌ سند مالکيت‌ جديد صادر مي‌شود بايد سند مالکيت‌ اولي‌ باطل‌ شده‌ در پرونده‌ مربو

نیکزاد

در هر حال ملاک تاریخ فوت بوده که این تاریخ در حصر وراثت قید شده و اگر بر فرض مثال ورثه ی متوفی که طبق قانون قبل فقط زوجه مالک بها ثمنیه اعیان بوده و تقسیم را طبق قانون فعلی بخواهند باید حصر وراثت در دادگاه اصلاح یا با حکم دادگاه اقدام شود و ملاک برای دفاتر اسناد رسمی گواهی حصر وراثت خواهد بود و منظور از تقسیم در تبصره ماده پیش گفته تقسیم ترکه و مد نظر و تصرف و در ید ورثه قرار گرفتن سهم مشاعی یا در یافت مفروزی دیگر به جای سهم الارث که در صورت اثبات این موضوع و تاریف فوت طبق قانون قبلی حرف دوستان مخالف درست است ولی با حکم دادگاه نتیجه اینکه :همکاران و سروران گرامی ملاک عمل دفتر اسناد گواهی حضصر وراثت است و لاغیر و در صورت درخواست ورثه بر استفاده از قانون فعلی با حصر وراثتی که طی قانون قبلی صادر شده است باید با حکم دادگاه عمل شود و کلمه "تقسیم" در تبصره ماده 946 و احراز آن به عهده سردفتر و دفاتر اسناد رسمی و ادارات ثبت نمی باشد .

صولت یاوری

سلام برعموی گرامی عمو درست که شما چندین خشتک اززیرشلواری های راه راه بیشتر ازما پاره کرده اید وصلاح کار خود را بهتر می دانید ولی عمو جان نه به همایش می آیید نه به وبلاگت سری میزنی ونه حرفی ونه حدیثی ونه طنزی و... عموم کمی تا قسمتی مشکوک شده اید وشاید هم عمو مترصد فرصت است ودرتدارک خوشحالی وصف ناپذیر ناشی ازشوک مربوط به اعلم تعرفه های شگفت انگیز سال 94 هستید وبه محض اعلام تعرفه های جدید خوشحالی منشوری ازقبل تدارک دیده خودرا برملا خواهید کرد خدا کند این گونه باشد .

داش ممدلی

عموجان سلام چندی پیش در قسمت نظرات وبلاگ دفتر اسناد رسمی 778 تهران که محل آن را نیز ذکر میکنم:http://tehran778.persianblog.ir/comments/530357/15418616/ به سؤال همکاری پاسخ دادم. بی شک مهر تأیید عمو بر آن پاسخ، مایه دلگرمی بنده بود. بسیار شرمنده شدم که به دلیل مشغله ای که پیش آمد، با تأخیر به خدمت رسیدم. ولی عموجان دیگه این جوری که نگفتیم. پاسخ سؤال مطروحه توسط عمو را مرد کهن لازم است و داش ممدلی به اندک بضاعت خود واقف. عمو اینها برای گرم کردن و نرمش ذهن هر کس هم که باشه، برا ذهن داش ممدلی مایه ی داغ کردن و روغن سوزیه. غرض اینکه فقط من باب عرض ارادت خدمت رسیدم و امیدوارم که رونق و صفای کلبه ی شما مستدام باشد.

حسنک

با سلام عموجان متنهایی مانند شغلی برای بازنشستگی! کم پیدا میشه ما منتظریم در پناه حق سربلند و پیروز باشید

خانم عمادالدین دفتر19 سمنان

خواهان آنم که ضربان قلبتان،به لبخندهای مکرر تکرار شود، و هر آنچه به دل آرزویش را دارید بی بهانه ای از آن شماباشد….. دعایتان می کنم به خیر،نگاهتان می کنم به پاکی،یادتان می کنم به خوبی،هر جا هستید بهترین ها را برایتان آرزو دارم…فقط از او بخواهید…. خودش بهتر می داند… سلام عموجان،مدتهاست ما را چشم انتظار مطالب جدیدتان گذاشته اید...عمو گاهی نگاهی......