عمو و توکنش!

عمو خیلی زرنگ است هر موقع اعلام می کنند چیزی مثل توکن بگیرید همان روز اول اقدام نمی کند صبر می کند چند روزی بگذرد تا اگر قرار است با گرفتن آن "چیز" بلائی سر گیرنده اش بیاید عمو نباشد وایضا پس از گرفتن آن "چیز" آن را به سیستمش وصل نمی کند وصبر می کند تا آنهائی که هولکی هستند وصل کنند واگر بلائی سرسیستمشان آمد سیستم عمو نباشد ولی روز وصل نزدیک است و در روز موعود اگر وصلش نکنی از اوراق و... خبری نیست یواشکی سرکی کشیدم به وبلاگها تا سرو گوشی آب بدهم ببینم زبونم لال آیا بلائی سر دیگران نیامده که دیدم ظاهرا مشکلاتی ایجاد شده است رفتم وراه حل آن مشکلات ابتدا در وبلاگ عمو جمشیدی دلسوز وسپس عمو مهدی جوان پرشور وبعد از آن عموهای عزیز صادقیان پرتلاش خواندم نفهمیدم دوباره خواندم کمتر فهمیدم برای بار سوم وچهارم و... باری هفتاد وهفت مرتبه خواندم هر بار کمتر فهمیدم وبیشتر قاطی کردم راستش را بخواهید عمو خیلی قاطی بود  البته نه صد فی صد بلکه شصت وسه درصد! وقتی رفتم این سه وبلاگ خواندم پاک قاطی کردم تقریبا سیصد درصد از ترس اینکه خدای ناکرده دور از جون شما دیوانه گردم این وبلاگها رها کردم و دنبال بقیه هم نگشتم ورفتم در گوگل جستجو نمودم ببینم دیوانگی را واکسنی است یا نه به این اشعار زیبا رسیدم شما هم حظ کنید درضمن اگر نمی هراسید لینک وبلاگهای عموهای عزیز روی اسم عزیزشان است کلیک کنید و مشکل خود رفع نمائید:

بعدا نوشتم: امروز جمعه از ساعت 8صبح تا الان که ساعت سه ونیم بعدازظهر است دفتر بودم کارها راست وریس نمودم من باب احتیاط اوراقها گرفتم وآخر سر سری به وبلاگها زدم در وبلاگ عمو طباطبائی "سردفتری سرابی فریبنده" راه حلی یافتم که برای من عموی عوام بی بصیرت راحت تر بود (شاید این برای ابتدای راه است وراه حل های دیگر عموها برای رفع مشکلات بعدی البته) بهر حال ما که از پل گذشتیم وکناری ایستاده افتادن دیگران را در آب نظاره کرده وهرهر می خندیم دست همه ی عموها درد نکند

عاقل   مباش   تا   غم   دیوانگان  خوری           دیوانه باش تا غم تو عاقلان خورند (شجاع کاشی)

زهشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد            دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد(زنی بنام آقا بیگم)

از  برای  امتحان  چندی  مرا  دیوانه کن            گر به از مجنون نباشم باز عاقل کن مرا(صائب تبریزی )

کجا دربزم اوجای چومن دیوانه‌ای باشد            مقام همچومن دیوانه ای ویرانه ای باشد(وحشی بافقی)

حیلت رهاکن عاشقادیوانه شودیوانه شو          واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو(مولوی)

گرد باد  بی  سرانجامم  که از دیوانگی            بر سر خود ریزم از حسرت غبار خویشتن (بهادر یگانه)

باز اگر  راحت  جانی بود افسانة تست            بازهم عقل،کسی راست که دیوانة تست(عماد خراسانی)

ای  همچو  پری  از  من  دیوانه رمیدی            صد  بار  مرا  دیده  و  گوئی  که  ندیدی (هلالی جفتائی)

یا  رب  آن  سوز  فکن  در دل دیوانه ما            که  کلیم  آید  و  آتش  برد  از  خانة ما (باقر خرده)

تاسرزلف توشد سلسله جنیان جنون            کس ندیدم به همه شهر که دیوانه نبود (فروغی بسطامی)

اگرسودای لیلی برسرت افتاده مجنون شو     که هرشهری به صحرای جنون دروازه دارد (مجذوب تبریزی)

هوسی  کرده‌ام امروز که دیوانه شوم            دست دل گیرم و از خانه به ویرانه شوم  (نشاط اصفهانی)

کار جنون  ما به تماشا کشیده است            یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی (فروغی بسطامی)

از  بزم طرب  باده گساران همه رفتند            از کوی جنون سلسله داران همه رفتند

نه کوه کن بی سر وپا ماند نه مجنون            ما با که نشستیم که یاران همه رفتند (غزالی شهدی)

جائی  نه  که  گیرد  دل  دیوانه قراری            ویران شود  این  شهر  که ویرانه ندارد (مجمر اصفهانی)

جنون  را  گر  به  عالم   حاصلی  بود            به  دست  ما  و  مجنون  هم دلی بود (قطره اصفهانی)

ای عقل اگردیوانه ای زنجیرگیسویش نگر - ای عشق اگر شوریده‌ای درچشم‌جادویش نگر (بهادریگانه)

دیوانگی است چارة دل چون گرفته شد        این   قفل  با  کلید  دگر  وا  نمی شود (صائب تبریزی)

ای خواجه که روز وشب پی سیم وزری        دنیا  طلبانه  هر  طرف  در  به  دری

گنجت  به  پسر   رسد    عذابش  بر تو         بالله  که  ز   دیوانه   تو   دیوانه تری  (مهدی سهیلی)

گرنمی چینم گل شادی خوشم باخارغم       زآنکه من دیوانه ام گل رانمی دانم زخار (بابا فغانی شیرازی)

دلم دیوانه شد دیوانه شد  دیوانه دیوانه          دگر از خویشتن بیگانه‌ام بیگانه بیگانه (عماد خراسانی)

از  سینة   تنگم     دل   دیوانه    گریزد          دیوانه  عجب  نیست که از خانه گریزد

من  از  دل  و  دل  از  من دیوانه گریزان          دیوانه    ندیدیم    ز     دیوانه     گریزد (دولتشاه قاجار)

یاد آن شب که به  دیوانگیم  قهقهه زد          ریخت آن سلسلة زلف چوبرشانه مرا (اطهری کرمانی)

کسی دیوانه باشدکزسرکویت رودجائی        دل اینجا،دولت اینجا،مدعی اینجا،امیداینجا (عالم شیرازی)

با آنکه می از شیشه به پیمانه نکردی          در بزم، کسی نیست که دیوانه نکردی (فروغی بسطامی)

جنون راکارهاباقی است بامشت غبارمن      که بازی گاه طفلان می شود خاک مزار من (حزین لاهیجی )

من مست وتو دیوانه ما را که برد خانه؟         صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه (مولوی)

برای رعایت حقوق عزیزی که زحمت جمع آوری اشعار را نموده وهمچنین در موضوعات دیگر نیز کار کرده است نشانی آنرا آوردم

http://www.hdabir.com/aby/103-divane.html

افسوس که عمری با "ثبت باسند برابر است" تباه شد وغافل ماندم از چشمه جوشان فرهنگ وادب پارسی تشنه ی این آب گوارایم

/ 17 نظر / 79 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیزاده

عمو خان جسارت کردیم خواستم مزاحی کرده باشیم وگرنه با این همه مسئولیت از یکطرف و ازار و اذیت ارباب رجوع و سازمانهای ذیربط علی الخصوص اداره ثبت از سوی دیگر دیگه دل ودماغی نمیمونه .

میرزا بنویس

سلام عمو از اومدنت به وبلاگم خوشحال شدم و از اینکه توکنت هم فعال شده خوشحال تر و از اینکه اوراق گرفتی و یک شنبه میشینی به اونائی که نگرفتن و نمیتونن بگیرن میخندی خوشحال تر تر عمو این توکن مثل سایر فلاش مموریها نیست اگر آن را login کردی حتما بعد از اتمام کار ابتدا logout کرده و بعد exit دیگر نگرانی سلامتی سیستم و توکن نباش

امینی

سلام و عرض ادب خدمت عموی گرامی . من که پاک دیوانه ام و به آن مفتخر . این همه شعر و مثل را هم لازم ندارم . از شما ترسوتر بنده که تا توکن را گرفتم آن را به دیگری سپردم که از اصلش هراس داشتم . خدا عاقبت ما را به خیر کند .

احمدی

سلام عمو از زرنگی شما به من هم سرایت نموده روزهای تعطیل که احساس می کنم بساط نردبان وروزنامه و پاک کردن شیشه ها آماده می شود در کسری از ثانیه خود را مهیای رفتن به دفتر خانه می کنم تا وقتی که آبها از آسیاب بیفتد ووضعیت سفید شود آیا در ثبت آنی نیز این ترفند کاربرد دارد یا در ساعات غیر اداری وایام تعطیل امکان ورود به سیستم وجود نخواهد داشت بالا خره شما عمو هستی وخبر داری

پیرمحمدی

سلام عمو جان خسته نباشی . عموجان دیوانگی کار من است که هر چیز را می گیرم ریسک آن را به تن خریده سریع امتحانش می کنم هر چه باداد باد تا راهگشای دیگران شوم . خوش به حال دیونه که همیشه خندونه ____ از تموم زندگی روشو بر می گردونه

ساداتی ندای قلم

سلام عموی عزیز ارادت بنده رابپذیروهمچنین قصور خدمت را بنظرمیرسد مسیری که آقایان ثبتی وکانونیها درپیش گرفتند مسیر خیالی است وفکرمیکنند همه همکاران قبل ازاینکه سردفتر باشند دردانشگاها کامپیوتر تدریس میکردند واز قبل اطلاع کامل ازاسناد آنی داشتند وحال موقع اجراست درهرحال مشکلی است که وجود دارد وازاین پس بدتر نیز خواهد شد وبهتر است همکاران بجای اینکه فکرشان سمت وسوی مطالعه وتحقیق وسایر مسائل رود به سمت توکن وگواهی امضای الکترونیکی وازاین دست رود

سردفتر بی پناه دربند ....!

سلام عمو جان پیشاپیش عید فطر رو به شما و سایر عموها و خاله ها تبریک "عرض می کنم".

مرجان سهرابی

سلام عمو. می گم این "سردفتر بی پناه دربند" رو وقتی اسمشو می بینم بند دلم پاره می شه از غصه ای که یحتمل انقده زیاده رو دلش که حتی اسمشو اینطوری گذاشته! بعدش می بینم شما همیشه بهش میگی خاله می فمم یه خانومه بیشتر کباب می شم. خب فکر دل ماها رو هم بهشون بگین بکنن و اینطوری خودشونو خطاب نکنن نابودمیشیم رنجنامه شون رو حتی در اسمشون هم که می بینیم! مگه چه بلایی سرشون اومده عمو؟ (البته به جز بلای همگانی اسارت در این چارچوب تلخ این روزهای این حرفه! ) ضمن اینکه چقد خوشحالم عمو که باز شما رو پرشور و هیاهو مث سابق می بینم می نویسید. شما بزرگترا و امیدوارا و ستونهای این حرفه وقتی تلخ یا در سکوت می شید ماها رو به سراشیبی تلخی به شدت بیشتری سر می خوریم باور کنید! در خصوص این توکن و اهنگ و اینا هم کلی خندیدیم...قلم شما هم که به شیوایی چاله چوله های پیش روی دفاتر در استفاده از این توکن رو به نگارش گرفته و چقد حس هیجان انگیز نگاشتید! عید تون هم پیش ا پیش مبارک. (البته ایشاله فردا عید بشه یه سه روز ارومی پیش رو داشته باشیم آمیییییییین!)

سردفتر بی پناه دربند ....!

عمو جان مگه شما راهی سراغ دارید جهت رهایی از بند؟ حکایت اون دیوونه که یه سنگی میندازه تو چاه ... حکایت من بخت برگشته ست. امیدم به خداست.