کلبه ی عمو

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست...

پرسشهای صداق غیرمنقول وکم وزیاد کردن مهریه!
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٥  کلمات کلیدی: صداق غیرمنقول ، کم یازیادکردن مهریه

مهریه  همانست که در زمان عقد در سند ازدواج قید و درهمان مجلس به امضای زوجین می رسد ومعمولا وجه نقد وسکه طلا و سفرهای زیارتی و مال غیر منقول (خانه وزمین ومغازه وآپارتمان) و مواردی نظیر 1365  شاخه گل و از این قرتی بازیهاست ...


مهریه

مهریه  همانست که در زمان عقد در سند ازدواج قید و درهمان مجلس به امضای زوجین می رسد ومعمولا وجه نقد وسکه طلا و سفرهای زیارتی و مال غیر منقول (خانه وزمین ومغازه وآپارتمان) و مواردی نظیر 1365  شاخه گل و از این قرتی بازیهاست ومواردی نامعقول شنیده ام ولی باور نکردم مثل چند کیلو بال مگس و... وچیزهائی که تهیه آن ناممکن باشد مثلا برای محکم کاری که زوج نتواند زوج را طلاق دهد و نمی دانند که زندگی مشترک قوامش به این چیزها نیست وجه نقد که تکلیفش معلوم وبه ریال رایج نوشته می شود وسکه هم که تعداد ونوع وقدیم وجدید بودنش را بدون ابهام می نویسند و سفر زیارتی هم همین طور و در مورد املاک بایستی چند روز قبل از وقوع عقد از مراجع مربوطه مثل ثبت استعلام و در قسمت صداق سند ازدواج قید واقرارزوجه به تصرف هم نوشته و به امضای زوجین برسد سپس سند ازدواج با استعلامهای مربوطه در همان دفتر ازدواج  اگر دفتر اسناد رسمی هم باشد همانجا واگر نباشد به یکی از دفاتر اسناد رسمی ارسال تا تمام متن سند ازدواج ثبت وبه امضای زوجین رسیده و خلاصه معامله هم امضا گرفته و به ثبت ارسال وسندازدواج وپاسخ استعلامها به دفتر ازدواج اعاده شود ولی نه مثل اینکه نشد دارم سناریوی فیلم را تعریف می کنم آن وقت دیدن فیلم هیجان خود را از دست می دهد قرار نیست بگویم قرار بود بپرسم همانطور که "اول قرار نبود بمیرند عاشقان – بعدا قرار شد که بمیرند عاشقان!) پس پرسشها:

چنانچه صداق ملک غیرمنقول باشد دفترخانه ازدواج از کجا بایستی ابتدا استعلام کند؟ آیا می تواند بعداز وقوع عقد هم استعلام کند؟! اگر ابتدا عقد کرده باشد وبعد استعلام نموده (مثل همان راه حل ملانصرالدین برای آفتابه ای که سوراخ بود)  وپاسخ استعلامهای مندرج در قسمت صداق بعد از تاریخ ثبت سند ازدواج باشد آیا سردفتر اسناد رسمی می تواند چنین سندی راثبت کند؟ واشکال ندارد؟ آیا ملکی که بعنوان صداق معرفی می شود بایستی در مالکیت زوج باشد یا اینکه پدر یا مادر زوج هم می توانند در حین عقد ملکی را بعنوان صداق به زوجه بدهند؟ سایر بستگان مثل دائی یا عموی زوج چطور؟ اشخاص ثالثی که جزو بستگان نیستند چطور؟ (فکر نکنید خل شده ام باور کنید این موارد تماما دراین 22 سال سردفتری با آن مواجه بودم) بعضی از دفاتر ازدواج قبول نمی کنند و می گویند که ملک ابتدا بایستی بنام زوج شود وهمزمان با عقد در صداق قید شود ولی چون طرفین ازدواج از این موضوع اطلاعی ندارند دقیقه ی نود به سردفتر ازدواج این موضوع را می گویند که فرصت چنین انتقالی نیست وحتی اگر ملک در مالکیت خود زوج باشد فرصت استعلام نیست  و در این موارد یا در سند ازدواج قید نمی شود که بعدا مشکلات خود را دارد که عرض می شود یا قید می شود ولی استعلامش را بعدا می گیرند که مغایرت تاریخ سند با استعلامها پیش می آید حالا اگر پدر یا مادر زوج یا دائی و عمو ویا شخص ثالث  (حسب مورد هر کدام که اشکال نداشت) ملکی را بعنوان مهریه به زوجه دادند وبعد اختلاف پیش آمد وخدای ناکرده زبونم لال کار به طلاق کشید وقرار بر بذل مهریه شد در اینجا آن ملک به چه کسی برمی گردد؟ (مهم است دقت کنید) به زوج بر می گردد که در زمان عقد مالک نبوده وننه اش مالک بوده ؟ یا به ننه ی زوج برمی گردد که مالک بوده و واگذار نموده است؟ اغلب می گویند با قراردادن ملک بعنوان مهریه ، ملک از مالکیت ننه ی زوج خارج شده ودر ملکیت زوجه قرار گرفته و بذل صداق مقوله ی دیگری است وصداق را به زوج بذل می کنند تا طلاق واقع شود در اینجا ننه ی زوج سرش بی کلاه می ماند و به جهنم مثل اینکه همین اول پرسشها دارم قاطی می کنم خدا رحم کند هنوز اول کارم . اگر بگوئیم که شخص دیگری غیر از زوج می تواند ملک غیرمنقول را مهریه قرار دهد حالا این پرسش مطرح می شود که چون این شخص ثالث طرف عقد ازدواج نیست پس آیا بهتر نیست که به نوعی در سند ازدواج به مصالحه یا هبه اشاره شود؟ وآیا این اشاره کردن خود مصیبتی دیگر بار نمی آورد که در اختلافات عنوان کنند مهریه نبوده ودر بذل عنوان کنند که نباید به زوج رجوع داده شود وموارد رجوع از هبه مطرح شودو...؟ (نظرات متفاوت است مثلا ماده ی 1080ق م را در کتاب قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی نوشته استاد عالیقدر جناب آقای دکتر ناصر کاتوزیان ببینید) ما در اینجا نمی خواهیم وارد بحث تخصصی مهریه وازدواج بشویم ولی این موارد مربوط به دفترخانه اسناد رسمی می شود که می خواهد مهریه غیرمنقول را ثبت کند وباید بداند که ثبت چنین سندی اشکال نداشته باشد

آیا شماره استعلامها بایستی در سند ازدواج قید شده باشد؟ آیا سلسله انتقالات بایستی در سند ازدواج قید شده باشد؟ آیا اقرار زوجه به تصرف بایستی در سند ازدواج قید شده باشد؟ آیا چنانچه سند ازدواج بلحاظ سایر مندرجات ناقص بود می توان در دفتر اسناد رسمی بلحاظ مهریه ثبت گردد یا بایستی رفع نقص شود؟ اگر سن زوجه زیر 18 سال باشد چون مهریه امور مالی است آیا پدرش در ذیل قسمت مهریه سند ازدواج بایستی ولایتا قبول کند؟ وچه عبارتی پیشنهاد می دهید؟ اگر پدر زوجه فوت شده باشد برای قبول مهریه چه باید کرد؟ آیا قیم زوجه می تواند؟ وآیا در اینجا نیز اخذ مجوز از دادستانی لازم است؟ در هر دو موردی که زوجه صغیر است وولی یا قیم او در قبول مهریه دخالت می کنند آیا زوجه بعداز کبیر شدن می تواند دبه در بیاورد ومدعی شود؟ در مواردی که زوجه ولی وقیم ندارد وحکم رشد دارد اگر حکم رشد قطعی نشده باشد چه کسی حق اعتراض به آن را دارد؟ وچه کسی می تواند حق اعتراض به حکم صادره را از خود ساقط کند تا حکم قطعیت یابد؟ آیا خود زوجه می تواند حق اعتراض به حکم را از خود ساقط کند یا بایستی دادستان این کار راکند؟ اگر بگوئیم که خود زوجه می تواند خود زوجه که هنوز صغیر است ودور پیش می آید؟ دادستان هم که در اینجا خودش بایستی معترض باشد ؟ (این موضوع حکم رشد در سایر اسناد نیز مطرح است)  

آیا ثبت صداق غیرمنقول در دفتر اسناد رسمی حق الثبت دارد؟ (دارد نگویید نگفتی) در مواردی که ملک ماده 21 است بقایای ثبتی چطور؟ حق الثبت وبقایای ثبتی را در اینجا بر چه مبنائی می گیرید؟ (بهای منطقه ای یا..؟ ) در مواردی که صداق غیرمنقول بوده وکوتاهی کرده اند وچند سال از وقوع عقد گذشته وحالا برای ثبت آورده اند و مدت اعتبار پاسخ استعلامها گذشته چه باید کرد؟ (البته بمحض وقوع عقد زوجه مالک مهریه شده ولی ثبت نشده) اگر استعلام مجدد کردیم ومفاد پاسخها تفاوت داشت وتغییر کرد و مشکلی ومانعی پیش آمد چه باید کرد؟ اگر ملکی مهریه غیرمنقول بوده ولی در دفتر اسناد رسمی ثبت نشده باشد وبعد زوجه آن را به همان مالک اولیه فروخته باشد (البته عادی) آیا زوجه می تواند در همان دفتر ازدواج از آن انصراف دهد یا با مراجعه به دفتر اسناد رسمی از آن انصراف دهد وبه نوعی قطع ادعا کند تا نیاز به انتقال رسمی بنام وی نباشد؟ یا اینکه بایستی حتما در دفتر اسناد رسمی به ثبت برسد بعد زوجه ی بی خیال رسما مالک می شود وهر غلطی دلش خواست بکند ؟ چون مچ دستم دارد از درد کنده می شود

آیا با تنظیم اقرارنامه می توان مهریه را که وجه نقد یا سکه است  افزایش داد؟ سایر موارد مثل سفر های زیارتی چطور؟ و اگربخواهند ملکی را بعنوان صداق اضافه نمایندچه؟ آیا این اضافه کردن مهریه در مواردی نوعی تقلب نسبت به قانون برای نپرداختن مالیات نیست؟ (استاد لنگرودی اضافه کردن مهریه را صحیح نمی داند واشاره ای در ترمینولوژی حقوق کرده است واخیرا هم رایی در خصوص خلاف بودن اضافه کردن مهریه دیدم که آدرس آن راآخرهمین پست می آورم) ولی اگر طرفین ادعا کنند که در قید میزان مهریه در هنگام ثبت واقعه ازدواج اشتباه شده و می خواهند با تنظیم اقرارنامه آن را اصلاح کنند چه باید کرد؟ آیا بایستی آنها را به مراجع قضائی برای اثبات وقوع آن اشتباه هدایت کرد؟

واما کم کردن مهریه و...

آیا می توان با تنظیم سندی زوجه وزوج توافق کنند ومهریه مندرج در سند ازدواج را کاهش دهند؟ مگر به محض وقوع عقد زوجه مالک مهریه نشده پس این کاهش چه معنی دارد؟ یعنی اقرار به کاهش چیزی که مالک آن هست ؟ حالا این کاهش می تواند کاهش وجه نقد یا کاهش تعداد سکه یا کاهش مالکیت ملک (درصورتی که رسما بنام وی ثبت نشده باشد) باشد و آیا این کاهش صحیح است؟ اگر صحیح است این اقرار سندی مالی است یا غیرمالی؟ آیا می توان با تنظیم سندی زوجه اقرار کند که ذمه زوج را از بابت مهریه که بر ذمه او بوده وعندالمطالبه می توانسته دریافت نماید بری نموده است ؟ واین سند مالی است یا غیرمالی؟ آیا باتنظیم سندی زوجه می تواند آنچه را که بعنوان صداق در سند ازدواج وی نوشته شده است به زوج خود هبه کند؟ (البته در حماقتش شک نکنید) واین سند مالی است یا غیرمالی؟ حتی اگر صداق ملک غیرمنقول باشد؟ و در دو حالتی که بنام زوجه به ثبت رسیده یا نرسیده باشد آیا تفاوت ندارد؟ در موارد مذکور تنظیم سند صلح  ( غیرمعوض یا محاباتی یا ...) چطور؟ آیا این گونه اسناد مالی هستند یا غیرمالی؟ آیا می توان  با تنظیم سندی زوجه اقرار کند که مهریه خود را یا قسمتی ازآن را دریافت نموده است؟ واین سند مالی است یا غیرمالی ؟ ومهمترتا یادم نرفته آیا اگر نوشتن چنین سندی بدون اشکال است آیا بایستی آن را به نرخ روز تبدیل و تسعیر نمود ودر سند نوشت یا به همان مبلغ ومقدار مندرج در سند ازدواج؟ مثلا اگر در زمان عقد در سال 1360 مهریه پنجاه میلیون ریال بوده آیا در اقرار به دریافت مهریه می نویسید که زوجه مبلغ پنجاه میلیون ریال مهریه خود را دریافت نموده یا مثلا به نرخ روز ... ریال ؟ آیا می توان کلی نوشت که زوجه اقرار به دریافت کلیه وجوه واقلام مندرج در قسمت صداقیه سند ازدواج خود نموده است؟ واین اسناد مالی اند یاغیرمالی؟ وحق الثبت دارند یا نه؟ اصولا شما اقرارها راچگونه می نویسید:

"حاضر شد خانم ...و اقرار نمود بر اینکه ..." (نقل اقرار)   یا " اینجانب ...اقرار می نمایم که ...." (اقرار از زبان خودش مستقیما) یا " اینجانب... بدین وسیله اقرار نمودم که ..." (مستقیما وبه فعل ماضی)

راستی آیا در حین ثبت صداق غیرمنقول لازم است که دفتر اسناد رسمی ازثبت استعلام کند یا همان استعلام دفتر ازدواج کفایت می کند؟

واما سند ثبت مهریه غیرمنقول: پس از بررسی مندرجات سند ازدواج و سند ملک وسایر موارد ما  کل مندرجات سند ازدواج را از ب بسم الله تا ن پایان روی اوراق یکبرگی دفترخانه در دو نسخه نوشته وبه امضای صاحب ملک (حسب مورد زوج یا بستگان زوج) و زوجه واگر صغیر باشد پدر یا قیمش رسانده و از ایشان خلاصه معامله هم امضا گرفته و این سند ثبت دفتر شده و در ثبت هم امضا گرفته و خلاصه را به ثبت می فرستیم ویک نسخه سند را با کپی استعلامهای دفتر ازدواج وکپی مدارک شناسائی و البته کپی سند ازدواج و کپی سند مالکیت (احتیاطا چون دفاتر ازدواج بعضی وقتها بعدا دستکاری می کنند!) بایگانی می کنیم ونسخه دیگر را همراه با سند مالکیت واصل استعلامها وسند ازدواج که در صفحه آخر آن مهرو امضا می کنیم به دفتر ازدواج می فرستیم آیا صحیح است" صحیح است صحیح  است صحیح است

البته مهریه را کی داده وکی گرفته پس بی خیال بس است اگر شما چیزی یادتان آمد در کامنت دانی بگذارید ممنون می شوم

ضمن تشکر از همکاران گرامی آقای وکیلی سردفتر 208 مشهد وآقای پرویز رضایی سردفتراسنادرسمی ۶۹۵تهران وکسب اجازه از ایشان و وبلاگ قلم سلیم:

ازدیاد مهر بعد از عقد

چاپ شده در روزنامه شماره 18809 مورخ 5/7/1388

تاریخ: 15/6/1388         
شماره دادنامه: 488         
کلاسه پرونده: 87/516
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری. به شرح نظریه شماره 35079/30/88 مورخ 12/5/1388 فقهای محترم شورای نگهبان « مهریه شرعی همان است که در ضمن عقد واقع شده است و ازدیاد مهر بعد از عقد شرعاً صحیح نیست و ترتب آثار مهریه بر آن خلاف موازین شرع شناخته شد.» بنابراین جزء (ب) از قسمت 151 بخشنامه
های ثبتی که نتیجتاً مبین امکان افزایش مهـریه به شرط تنظیم سند رسـمی است، مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهـوری اسلامی ایران و ماده 41 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385 ابطال می
شود.                                              
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

معاونت قضائی دیوان عدالت اداری ـ رهبرپور   

۱۳۸٩/۱/٧ساعت ۱:٢٢ ب.ظ توسط علی وکیلی سردفتر 208 مشهد

http://notary208mashhad.persianblog.ir/

واما مقاله ای توسط همکارمان آقای پرویز رضایی سردفتراسنادرسمی ۶۹۵تهران درخصوص رای مذکور استادانه نوشته شده است که آدرس آن را در اینجا می آورم و لازم است که آن مقاله را ببینید  http://ghalamesalim.blogfa.com/post-32.aspx