کلبه ی عمو

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست...

ارث زوجه ومشکلات تنظیم سندانتقال وصدور سند مالکیت!
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی:

نحو تنظیم سند انتقال سهم الارث زوجه وسهم الارث دیگر وراث (در حالی که زوجه جزو وراثه باشد) مورد اختلاف بین سران دفاتر اسناد رسمی بوده است همچنین در صدور سند مالکیت در ادارات ثبت اسناد و املاک اختلاف نظر است خصوصا بعد از تغییرات قانونی که تصویب گردیده است این اختلاف نظر بیشتر بچشم می خورد از طرف دیگر با مکانیزه شدن تنظیم اسناد (ثبت آنی) و داده آمایی رایانه ای املاک در ادارات ثبت اسناد و املاک مشکلات زیادی در صدور اسناد مالکیت خودنمایی می کند این مشکلات چیست؟ ریشه در کجا دارد؟ راه حل و پیشنهاد شما کدام است؟ قبل از ورود به پرسشهای عموئی! با ورود به لینک زیر و آنچه خود جستجو می کنید کمی ذهن خود را گرم کرده وسپس به پرسشهای مطرح شده فکر کنید.

ارث زنان از همه دارایى شوهر است یا بخشى از آن؟

 

تحوّل درحقوق ارث زن از اموال غیر منقول شوهر

 

شنیده ام که بخشنامه شده که در اسناد ارثی ورثه ابتدا بایستی به اداره ثبت مراجعه و هریک سند سهم الارث خود را دریافت نموده و سپس اقدام به انجام معامله نماید (گذشته از اینکه این امر موجب هزینه ودردسر برای مردم و کار زیادتر برای اداره ثبت خواهدبود وقطعا تنشهایی را بین اصحاب سند و دفترخانه ایجادخواهد کرد) در این صورت مشکلات محاسبه سهم الارث از دوش سردفتران برداشته خواهد شد وطبق
اسناد مالکیت صادره سند تنظیم خواهد گردید ولی پیدا کردن جواب پرسشهای زیر برای گرم کردن و نرمش ذهن خالی از فایده نخواهد بود

واما پرسش ها:

 

اگر مردی قبل از اصلاح قانون ارث زوجه (بهمن ماه 1387 که مواد 946 و 948 قانون مدنی اصلاح گردیده است) فوت شده باشد حالتهای متفاوتی متصور است:

 

1-اگر مردی قبل از اصلاح قانون ارث زوجه فوت شده و گواهی انحصار وراثت هم همان موقع طبق قانون زمان فوت صادر شده و ترکه هم تقسیم نشده  وراث وی زوجه و اولاد ذکور واناث متوفی است در این زمان سهم الارث زوجه چه میزان است؟

2- از اعیان یا از عرصه واعیان ؟

 3-از عین آنها یا از بهای آنها؟

 

4-اگر یکی از اولاد بخواهد سهم الارث خود را به غیر منتقل نماید سهم
الارث او را باستثنا ثمن اعیانی می نویسید؟

5-یا باتوجه به تبصره اضافه شده به قانون اصلاحی، ارث زوجه را یک،هشتم از کل حساب کرده و کنار گذاشنه و بقیه را بین وراث تقسیم می کنید (که در
این صورت باستثنا ثمن اعیانی نخواهیم داشت)؟

 

6-اگر آن فرزند تقاضای صدور سند مالکیت سهم الارث خود رابنمایند تکلیف اداره ثبت چیست؟

 

7-اگر زوجه با مراجعه به اداره ثبت سند مالکیت سهم الارث خود را طلب
کند چه؟

8-آیا باید او را به مرجع قضایی هدایت کرد با تا طرح دعوی علیه ورثه
و گرفتن حکم مبنی براینکه ورثه حاضر به پرداخت بهای ثمن (یاربع) (اعیانی) یا (از عرصه واعیان) نیستند و ارائه آن به اداره ثبت سند مالکیت سهم الارث خود را اخذ نماید؟

 

9-اگر در محاسبه ارث زوجه، تبصره اضافه شده (که قانون را عطف به
ماسبق می کند) درنظر گرفته شود و ارث زوجه را از کل ماترک (عرصه واعیان) محاسبه کنیم (چه در تنظیم سند انتقال و چه در صدور سند مالکیت) آیا نیاز به اصلاح حکم انحصار وراثت صادره می باشد یا خیر؟

 

بعبارت دیگر آیا با وجود آن تبصره (که سهم الارث زوجه را در مواردی که ارثیه تقسیم نشده حتی اگر فوت در زمان حاکمیت قانون قبلی باشد مشمول قانون جدید می داند) خود بخود بر گواهی های انحصار وراثت صادره قبلی سرایت می کند و آنها را بی نیاز از اصلاح می نماید؟ (نظر برخی مراجع قضائی بر بی نیازی از اصلاح گواهی های انحصار وراثت می باشد)

 

10-اگر برخی ورثه در زمان حاکمیت قانون سابق سهم الارث خود را بنحو
"بدون یا باستثنا" ثمن یا ربع اعیانی منتقل نموده باشند و اینک برخی
دیگر از وراث بخواهند سهم الارث خود را منتقل نمایند، تکلیف چیست؟

11-کدام قانون حاکم است؟

12-اگر سهم الارث را اینک طبق قانون قدیم محاسبه کنیم ممکنست زوجه
مدعی شود که بایستی طبق قانون جدید محاسبه شود

13-اگر سهم الارث را طبق قانون جدید محاسبه کنیم ممکنست وراث مدعی
شوند چون قبلا برخی ورثه معامله کرده اند بایستی طبق همان قانون قبلی محاسبه شود (انجام معامله قبلی را دلیل تقسیم ترکه بدانند)؟

14-اگر قبلی را طبق قانون سابق و فعلی را طبق قانون جدید (بتوانیم)
محاسبه کرده وسند تنظیم کنیم و کسی هم مدعی نباشد، آن وقت تکلیف اداره ثبت و گرفتاری تعارض این سهام و مشکلات ثبت مکانیزه چه خواهد شد؟

 

15-در تبصره گفته اگر ماترک تقسیم نشده باشد طبق قانون جدید محاسبه
می شود آیا تقسیم در اینجا به چه معنی است؟

16-اگر ورثه مدعی شوند که ماترک را بین خود بنحو عادی  تقسیم کرده اند ، آیا کفایت می کند؟

17-اگر برخی وراث در مقام انجام معامله حاضرند وبرخی فعلا قصد انتقال
سهم خود را ندارند ، آیا ادعا واقرار آنها که می خواهند سهم خود را انتقال دهند مبنی بر اینکه ترکه را تقسیم نموده اند مورد قبول است؟

18- اگر بعدا بقیه مدعی عدم تقسیم شدند چه؟

 

19-آیا چنانچه مطرح شد انتقال سهم الارث بعضی از ورثه ، دال بر تقسیم
ترکه می باشد؟ حتی انتقال مشاعی؟

 

20-یک پرسش اگر تقسیم نامه عادی را بپذیریم خلاف است، واگر ماترک
اشیا متعدد باشد و تقسیم نامه رسمی نوشته شده باشد که در آن صورت اموال واملاک ازحالت مشاعی در نتیجه انتقال ارث خارج شده است و حتی اگر برخی از املاک در تقسیم
نامه در سهمیه چند وارث بصورت مشاعی قرار گیرد بهر حال در این صورت مکافات ثمن وربع اعیانی معمولا ازمیان برداشته شده و مالی وملکی در ازای آن به زوجه می دهند وبعد از آن ماترک از حالت ارث خارج شده و بحث ثمن اعیانی وربع اعیانی و... مطرح نمی باشد، پس این واو واویلای "اگر ترکه تقسیم نشده باشد"  چه کاربردی داشته؟

 

21-ملاک واحراز تقسیم شدن یا نشدن در جنگ تقسیم ترکه با کیست؟

22-آیا اینجا هم بایستی هر یک از وراث را که مدعی تقسیم ترکه است و
سهم خود را به بر اساس قانون قدیم طلب می کند (چون بضرر زوجه می باشد) به دادگاه هدایت کرد تا گواهی وحکم متناسب با ادعای خود بیاورد؟

 

23-اگر همه وراث قصد انتقال سهم الارث خود را در این مسئله دارند
(فوت در قدیم وگواهی هم قدیم و سند امروز) آیا می توان به درخواست و توافق خودشان (وقید این مطلب در متن سند) مثلا به شیوه قدیم  (ویا جدید) سهم الارث هر یک را محاسبه ودر سند نوشت؟

24-یا نه توافق تاثیری ندارد؟

 

25-آیا برخی وراث می توانند بضرر خودشان توافق کنند که مثلا سهم الارث زوجه برغم اینکه احتمالا از اعیان بایستی محاسبه شود ، از عرصه واعیان در نظر گرفته شود (در مواردی که زوجه حضور ندارد و تفسیر از قانون متفاوت است و یکی از ورثه فرصت مراجعه به دادگاه وتعیین تکلیف سهم الارث زوجه را ندارد)؟

26-اگر وراث گواهی مبنی بر تودیع بهای ثمن وربع اعیانی یا عرصه واعیان را از مرجع قضائی بیاورند آیا تنظیم سند سهم الارث وراث بنحو کامل ایرادی ندارد؟

27-یا بایستی به ثبت ارائه وابتدائا سند وراث صادر شود؟

 

28-اقرار زوجه را مبنی بر دریافت بهای ثمن وربع (اعیان یا عرصه واعیان) چگونه می نویسید؟

29- آیا وراث هم بایستی حاضر باشند؟

30-استعلام از کجا لازم است؟

31- آیا چون اقرار به دریافت بهاست این یک اقرارنامه مالی است؟

32-این بها را چه کسی باید مشخص کند؟

33- آیا اقرار زوجه به هر مبلغی که خودش بگوید ایرادی ندارد؟

34-حتی اگر ملکی با بهای میلیاردی باشد؟

35-یا اینکه باید از دارائی استعلام کرد (یا با استفاده از جداول ارزش منطقه ای) وپس از مشخص شدن ارزش معاملاتی سند تنظیم کرد؟

36- آیا می شود به بهایی بالاتر از ارزش معاملاتی هم اقرارنامه را تنظیم کرد؟

37-چون اقرار دریافت بهای ثمن وربع سند انتقال (بیع وصلح قطعی غیرمنقول) نیست ، در ابن حالت (که بیش از ارزش منطقه ای سند می نویسیم) تکلیف حق الثبت و حق التحریر آن چیست؟

38-آیا ورثه می توانند اقرار کنند که بهای ثمن وربع اعیانی یا عرصه
واعیان را به زوجه نپرداخته اند و حاضر به پرداخت آن نیستند و به او اجازه دهند تا سهم الارث خود را تملک نموده وسند مالکیت اخذ نماید؟

39-اگربرخی از ورثه حاضر شده و چنین اقرارنامه ای بنویسند و بعداز آن
برخی دیگر بهای ثمن وربع را به زوجه پرداخته یا در صندوق دادگستری تودیع نمایند در این صورت پیچیده تکلیف تنظیم اسناد وصدور سند مالکیت چیست؟

 

40-آیا این اقرارنامه برای صدور سند مالکیت سهم الارث زوجه کافیست؟

 

41-نتیجه این اقرارها چگونه به اداره ثبت منعکس می شود؟

 

42-اگر مردی قبل از اصلاح قانون ارث زوجه فوت شده و گواهی انحصار وراثت هم همان موقع طبق قانون زمان فوت صادر شده و ترکه هم تقسیم نشده تنها وارث وی زوجه اش باشد، در این زمان سهم الارث زوجه چه میزان است؟

43-از اعیان یا از عرصه واعیان ؟

44-از عین آنها یا از بهای آنها؟

45- آیا ربع اعیان یا قیمت ربع اعیان یا ربع عرصه واعیان یا قیمت ربع
عرصه واعیان است؟

46-یا کل ترکه به زوجه می رسد؟

47- اگر نمی رسد مابقی به چه کسی می رسد؟

48-واداره ثبت چگونه و برای چه کسی سند مالکیت صادر می کند؟ (کدام
اداره یا سازمان یا نهاد یا ... بعنوان حاکم تملک می کند؟)

49-اگر تقاضای صدور سند مالکیت سهم الارث خود رابنمایند تکلیف اداره
ثبت چیست؟

 

50- اگر زوجات متعدد باشند سهم الارث هریک چگونه است؟

51-اگر برخی زوجات را اولاد باشد وبرخی دیگر اولاد نداشته باشند سهم
الارث هرکدام چگونه است؟

53-اگر زنی فوت شده که وراث وی شوهرش و چند پسر و دختر باشند وبعد از فوتش زوج مجددا ازدواج نموده و سپس فوت می کند و وراث او عیال دوم و آن اولاد می باشند، سهم الارث زوجه چه میزان است؟ ثمن یا ربع؟

 

چند مسئله:

 

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او  سه پسر و دو دختر و عیال باشند (عیال مادر بچه ها نیست) یکی از پسرها ویکی از دخترها سهم الارثشان را باستثنا ثمن اعیانی در همان زمان به غیر انتقال داده اند ویکی از
پسرها در همان زمان قانون سابق فوت نموده وراث وی عبارتنداز یک پسر ویک دختر وعیال  این دختر سهم الارثش را باستثنا پانزده،شصت وچهارم به غیر منتقل نموده واولاد از پرداخت بهای سهم الارث زوجه (که در اینجا
مادرشان بوده) خودداری نموده در نتیجه زوجه سهم الارث خود را که هفت، شصت وچهارم اعیانی سهام ارثی شوهرش می باشد تملک کرده است آیا این روش محاسبه عمو صحیح است؟

  چرا سهم الارث زوجه ی اولاد پسر ثمن اعیانی سهام نمی شود
وهفت،شصت وچهارم اعیانی سهام می شود؟

چرا سهم الارث اولاد اولاد در اینجا باستثنا ثمن اعیانی نیست بلکه باستثنا پانزده ، شصت وچهارم اعیانی سهم الارث شوهرش می شود؟

  

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد  ویکی از پسرهای زن دومش فوت شده باشد وراث وی یک عیال و دو پسر و دو دختر باشند مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت
هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد  ویکی از پسرهای زن دومش فوت شده باشد وراث وی یک عیال و دو پسر و دو دختر باشند ویکی از پسرهای زن سومش فوت شده باشد وتنها وارث وی یک عیال است که اولادی ندارد و مادر متوفی مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

اگر مردی قبل از تصویب قانون جدید فوت شده باشد وگواهی انحصار وراثت هم در همان زمان صادر شده باشد و وراث او مادرش و هشت پسر و چهار
دختر و سه عیال باشند از عیال اول اولادی نداشته باشد از عیال دوم سه پسر ویک دختر و از عیال سوم پنج پسر و سه دختر باشد و یکی از پسرهای زن اولش سهم الارث خود را بدون ثمن اعیانی انتقال داده  است ویکی از
پسرهای زن دومش فوت شده باشد وراث وی یک عیال و دو پسر و دو دختر و مادر باشند ویکی از پسرهای زن سومش فوت شده باشد وتنها وارث وی یک عیال است که اولادی ندارد و مادر متوفی و یکی از دخترهای زن سومش فوت شده باشد وراث وی شوهرش باشد وسه دختر ومادر و یکی از شوهرهای زن اولش فوت شده باشد و و دارای یک دختر ومادر باشد و شوهر خواهر دختر سوم از زن دومش فوت شده باشد و پسر چهارمی از زن سومی زن دیگری گرفته باشد و از آن زن شش اولاد پسر داشته باشد و آن زن اول که اولادی نداشته فوت شده باشد و تنها وارثش همان شوهرش باشد که چهل سال پیش به رحمت ایزدی پیوسته است مطلوب است سهم الارث هر یک از وراث؟

مثل اینکه کمی قاطی کردم

 

وآیا این سهم الارث رنجی برای زوجه و پرونده های زیادی برای مراجع
قضایی و دردسری برای ادارات ثبت در ثبت دفاتر املاک در سیستم مکانیزه ودر تنطیم سند در دفاتر اسنادرسمی خصوصا در ثبت آنی نخواهد بود؟ آیا بهتر نیست اگر مقررات شرع اجازه می دهد این واو واویلای "بها" از قانون ارث زوجه برداشته شود؟

 

چه کسی باید پیشقدم شود؟

 

 


 
یاد ایامی که ...
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی:

یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما

هم خیال و هم صفیر و هم نوا بودیم ما

معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما

بود دایم چون زبان خامه حرف ما یکی

گر چه پیش چشم صورت بین دو تا بودیم ما

چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند

یکدل و یکروی در نشو و نما بودیم ما

می چرانیدیم چون شبنم ز یک گلزار چشم

از نوا سنجان یک بستانسرا بودیم ما

بود راه فکر ما در عالم معنی یکی

چون دو دست از آشنایی یکصدا بودیم ما

دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود

داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما

اختر ما سعد بود و روزگار ما سعید

از سعادت زیر بال یک هما بودیم ما

چاره جویان را نمی دادیم صائب درد سر

دردهای کهنه هم را دوا بودیم ما

(صائب تبریزی)

 

یاد  ایامی که در گلشن فغانی داشتم

در  میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد  آن شمع طرب می‌سوختم پروانه وار

پای  آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم  بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود

عشق  را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون  سرشک ازشوق بودم خاکبوس در گهی

چون  غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در  خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود

در  زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد  بی عشق زجانم برده طاقت ورنه من

داشتم  آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل  طبعم «رهی» باشد زتنهایی خموش

نغمه‌ها  بودی مرا تا هم زبانی داشتم

(رهی معیری)

   
 

 
ششم دی ماه روز ما!
ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

از همان زمانی که عمو جمشیدی ساعت روز ششم دی ماه را کوک کردند می خواستم چیزی بنویسم اما از چه بنویسم گفتم صبر کنم همکاران بنویسند و مطلبی که چالشی نباشد کپی پیست کنم. اما بر سر نام توافق نبود و از محدود مطالب منتشره هر کدام را انتخاب می کردم دیگری ناراحت می شد لذا این امر به تعویق افتاد تا دیروز. دلم می خواست عسلویه را ببینم یکی از بستگان که در عسلویه است چندین بار عمو را دعوت کرده بود ولی راه دور بود و فرصت کم. بالاخره دیروز ظهر با عیال راه افتادیم تخته گاز و چشم تیز بین به راه دراز که غافل نشوی از دوربین. از راه فسا -دستجه-فدشکوئیه-زاهد شهر که می گویند مردمی بسیار باهوش دارد- علویه و قطب آباد در قطب آباد یک سه راهی است یک سر آن به خفر می رسد وراه دیگر به جهرم. از این سه راهی برحسب اتفاق! به جهرم رسیدم از جهرم به مبارک آباد - علی آباد و سپس قیر وکارزین و بعدازگذشتن از آبادی های خیرآباد و آبگرم و مکویه و سیف آباد و کهنویه به خنج  از خنج به هفتوان و محمله  تا علامرودشت وبکوب رفتیم تا دهنو وکمالی وخیرگو و بعدش گردنه ی لامرد که مو بر تن هرکسی سیخ می شود واقعا برای شب و افراد نابلد خطرناک است بسیار جایش را باید با دنده ی یک بروی بالا و با همان دنده بیایی پائین -عین جاده های مرگ- گردنه دیده بودم ولی نه اینجوری اش را! شمردم حدود پنجاه پیچ داشت پیچ 360درجه با قوس کم و در عین حال باشیب زیاد اندک تامل کنی ماشین به عقب برمی گردد بهر حال بسلامت گذشتیم و عهدکردم که از آن گردنه نروم بار دگر. لامرد را پشت سرگذاشتیم و به عمو کاظم هم خبر ندادیم که سر راهمان را می گرفت و ما وقت ماندن نداشتیم. بکش تاختیم تا ناوبندی ونورآباد و خوزی و بعد گردنه ای دو بانده که ملایم وخوب بود از داخل بیدخون  عبور کرده به عسلویه رسیدیم بیش از پانصد کیلومتر راه رفتیم واما امروز در راه برگشت می خواستیم از اشکنان بیائیم که به آن گردنه نخوریم ماهی فروشی گفت راهتان دو ساعت دیرتر می شود لذا دوباره از همان گردنه و همان مسیر رفتن برگشتیم تا رسیدم به جهرم و  بعد به قطب آبادو بعدش جاده شلوغ بود و با احتیاط تا شهری دیگر. به میدانی رسیدیم که ندیده بودیمش. عابری را گفتیم ما کجاییم عموجان؟ گفت خفر! گفتیم تا فسا چقدر راه مانده؟ با تعجب گفت فسا؟ گفتیم بله گفت پنجاه کیلومتر اشتباه آمده اید حالا دو راه دارید یا بروید سروستان وبرگردید پلیس راه فسا یا همین راه را برگردید و از سه راهی خاوران به خاوران و سپس مومن آباد رفته  و بعداز امامزاده اسماعیل به پل فسا می رسید! گفتیم اشتباه ما کجا بوده گفت عموجان در قطب آباد پل هوایی و تقاطع غیر همسطح و دوربرگران را قاطی کرده ای باید سمت راست می رفتی سمت چپ رفته ای. عیال را گفتم "نگفتم پل هوایی و دوربرگردان و تقاطع غیرهمسطح و زیرگذر از مظاهر استکبار و باعث فساد و زوال عقل می گردند؟" گفتا "اگر عقلی وجود داشته باشد" با تکان داده کله حرفش را تصدیق کردم! در امامزاده اسماعیل همیشه چای داغ و آب جوش صلواتی است آب جوش گرفتم و چای درست کرده وراه افتادیم دیر وقت رسیدیم مختصر شامی که خستگی اشتها را کور کرده بود و دوشی. خواستم بخوابم دیدم ساعت از دوازده گذشته و شش دی را نشان می دهد از خودم خجالت کشیدم که حالا که هیچکس این روز را به ما تبریک نمی گوید چرا خودمان به خودمان تبریک نگوییم.

ششم دی ماه روز سردفتر یا دفاتر اسناد رسمی و هفته گرامیداشت سند رسمی هر چه که اسمش را بگذارید برای این عمو که کوچک خانواده سردفتری است، روزی عزیز خواهد بود. گر چه از آفتاب عمر سردفتری اش یک چوب دست بیش نمانده است. و ما که از این دشت گذشتیم جای سم اسب ما خواه گل بروید خواه خار. ما تلاش خود را در اعتلای این شغل نمودیم و متاسفیم که کوچکترین تاثیری در بهبود آن نداشتیم. علت ها دارد از حوصله این مختصر خارج است. برخلاف عمو جمشیدی این عمو بسیار ناامیدم و تقریبا همه چیز سردفتری را سیاه سیاه می بینم عین پر کلاغ! از آینده شغلی اش - از بازنشستگی اش - از بیمه ودرمانش - از اعتبار شغلی و برقرار بودن صلاحیتش - از گرفتن اسنادش وسپردن به دست اغیار - از درآمد و امنیت شغلی اش - از تقسیم عادلانه درآمد بین اعضایش - از آرامش روانی اش - از زد وبندهای برخی - از سرخم کردن های بعضی - از هرچه که دست روی آن بگذارید نا امیدم بشدت ناامیدم نمیدانم چقدر با من موافقید شاید اشتباه می کنم شاید در گوشه ای از این تاریکی شعله ی شمعی کور سو می زند و بقول برخی روشنایی ، روشنایی است ولی با این یک شعله ی شمع دیگ ما چون دیگ ملانصرالدین جوش نمی آید. شما اخبار را گوش کنید روزنامه ها را ورق بزنید خط فقر را چقدر اعلام می کنند حالا از کانون سردفتران درخواست می شود با توجه به اینکه آمار درآمد حق التحریر هر دفترخانه و هزینه های آن وکسورات قانونی اش مشخص است، اعلام نمایند چند دفترخانه  زیر خط فقر داریم که با فقر خشن دست وپنجه نرم می کنند و حتی با سیلی هم گونه خشکیده خود را نمی توانند سرخ کنند چند دفترخانه با خط فقر سر به سرند یقین دارم که اگر این آمار منتشر شود باعث تعجب همگان خواهد گردید وروشن خواهد شد که زندگی خیلی از سردفتران یک "جوک" است البته جوکی با مزه که از خنده روده بر می شوی. زندگی نمی کنند بلکه برعکس زندگی آنها را - گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را -. به هر حال این روز را گرامی می داریم گر چه روزگاری نداریم.

تا یادم نرفته بعد از یک هفته جشن وپایکوبی و ارغشتک و پشتک فراموش نشود مالیات ارزش افزوده!