کلبه ی عمو

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست...

واما سفر یزد...!
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٦  کلمات کلیدی: طنز ، سفرنامه

نشست 12 آبان 91 در یزد هم چون دیگر نشستهای وبلاگ نویسان این حوزه پربار بود عصر پنج شنبه تنها به یزد رسیدم با اندکی پرس وجو وبا استفاده از نقشه ای که از شهر یزد داشتم هتل کاروان را که محل اسکان بود پیدا کردم هتلی بغایت نیکو وآرام ومصفا بافضای سبزی که انگار از عجایب هفتگانه جهان بود. یکی از باغهای معلق بابل که آن را روی زمین گذاشته باشند. چگونه توصیف کنم اصلا خود بهشت بود. بهشت برینی که عطر ریاحینش مست کننده. گویند "بهشت آنجاست که آزاری نباشد- کسی را با کسی کاری نباشد" در آنجا واقعا کسی با کسی کاری نداشت واین آزادی بحدی بود که عمو با تنبان در خیابانهای آن قدم زدی و هیچکس هم به تغیر نگفتی که "ای عمو کجا کجا؟ بردی آبروی صنف ما" و نه گشت ارشاد بودی ونه امر به معروف ونهی از منکر 

 منتسکیو  ، توماس هابز ، جان لاک ، ژان ژاک روسو و امانوئل کانت  همه منظورشان از "آزادی" های فردی واجتماعی این بوده است که فرد بتواند مثل عمو تنبان پوشیده و نصف شب در میان جمع حاضر شود "تصور کن گر چه تصور کردنش سخته ..." دنیای آزادی با عمو های تنبانی  البته ایشان کمی کم رو بودند و شرم کرده اند که این خواسته ی و آرزوی دیرینه بشری را بصراحت بیان کنند لذا آن را در لفافه پیچیده اند ونظریه پردازی کرده اند چه جنگ ها که برسر این تنبان وبندش در گرفته وچه ملاله ها که ملالت ها دیدند وچه خونهای بی گناهی که ریخته شده است ای کاش از روز الست این تنبان اختراع نشده بود کجا بودیم؟

عصر پنج شنبه وبعبارت دیگر شب جمعه بود که شنبه اش هم عید بود و آنهم چه عید عزیزی. عید سادات. اما... مع الاسف عمو تنها آمده بود...

 چون همکاران را در شهر یزد "عمو" فراوان باشد و مثل مازنی ها بی عموئی نکشیده بودند دایره ودنبک وهلهله ای درکار نبود عموی بزرگوار طباطبائی که نگران بسلامت رسیدن عمو بودند چندبار زنگ زدند وسفارش نمودند که مواظب باشم وعمو هم در جاده نه مواظب عقربه سرعت سنج بلکه خیلی مواظب دوربین کنترل سرعت بود! چشم خود چون چشم عقاب به اشیاء کنار جاده در دور دست زوم کردی و آن تصاویر دریافتی به مغز در قسمت بینائی منتقل نمودی و تصاویر قبلی از حافظه جانبی دریافت کرده و پروسس و مطابقت نمودی که آیا آن شیء می تواند دوربین کنترل سرعت باشد یا خیر؟ البته تمام این مراحل را در ایکی ثانیه که چه عرض کنم در میلیونیم ثانیه انجام دادی اگر مطابقت نمودی در تریلینیوم ثانیه پدال ترمز فشار دادی و از کنار دوربین با "سرعت مجاز" بلکه "مطمئنه" بسلامت بگذشتی و گرفتار "اعمال قانون" نشدی وهزار کرور شکر نمودی وزیر لب همراه با لبخندی ژوکندی زمزمه کردی "این بار هم جستی ملخک" کجا بودیم؟

عمو طباطبائی در زمان ورود در ساختمان جامعه مشغول برنامه ریزی برای فردا بودند رسیدنم را خبر دادم عمو مهدی وبلاگ خوان حرفه ای که همه دوستش دارند هم اتاق من بود وچقدر خوشخال بودم. ظهر رسیده بود. چای برای عمو آماده کرده ومنتظر وچشم به در یعقوب وار که یوسفش از راه رسد "ترا من چشم در راهم..." "دو سه روزه که چشمام به دره – خدا کنه که خوابم نبره" عمو مهدی فارسی را با لهجه غلیظ  آذری صحبت می کند تا یک دو سه ساعتی هر چه می گفت می بایستی چند بار تکرار کند و برخی کلمات او را لب خوانی کرده و از نگاهش می فهمیدم اندک اندک به گفتارش پی بردم جالب است که او هم به من می گوید تو لهجه غلیظ داری و من نمی فهمم! ساعتی گذشت برای شام رفتیم انواع غذاهای یزدی از  آش شولی، آش جو، آش گندم (حلیم)، آش شلغم، آش کلم، آش رشته، آش سمبوسک، آش عدس، آش کدو، آش آلو، آش سبزی و آش انار (1) و انواع غذاهای دیگر و ماکولات واشربه وفواکه و سبزیجات و سالادیات که عمو در عمر پربرکت خود-یواش بخندید- مزه ی آنها نچشیده بلکه به چشم ندیده وحتی نام آنها نشنیده بودی مختصر عرض کنم چون سلف سرویس بودی غنیمت فرصتی بود تا از هر کدام تکه ای برداشته وتناول نمودی عمو مهدی هم کمکهای بسیار نمودی ...

برنامه غذائی عمو بسیار کامل ومتنوع وشرسار از ریز مغذی ها و ویتامین ها و مواد قندی وپروتئینی وچربی ومواد معدنی مخصوصا غنی از کلسیم –بدلیل وجود کشک- می باشد این هیکلی که چون رستم دستان است واین شادابی پوست که چون باغ گلستان است و سرحالی وسرزنده بودن عمو که چون آلوی سیستان است (داستانی دارد) ! هم از همان برنامه ی غذائی است. عقل سالم در بدن سالم است وبدن هم با غذای سالم و ورزش سلامت خود را بدست می آورد حکما می گویند روح وجسم از یکدیگر تاثیر می پذیرند اگر جسمی بیمار بود روحش هم آزرده می گردد بیماری روحی وروانی باعث انواع بیماریهای جسمی هم می گردد الحمدلله عمو بلحاظ جسمی مشکل چندانی ندارد جز کمی حدود هفتاد وپنج –شش درصد گرفتگی عروق کرونر و تنگی نفس و حساسیت و آلرژی وسرفه و خل خل کردن تمام زمستان و زخم معده واثنی عشر وروده کوچک بلکه بزرگ تا انتها که اسم آن نتوان برد –شرح آن هجران و آن خون جگر / این زمان بگذار تا وقت دگر- وپروستات و آپاندیسیت مزمن و گاهی اسهال وزمان دیگر یبوست و آرتروز زانو ها و فریزن شولدر و دیسک کمر و سیاتیک راست وچپ وسندرم کانال کارپال (عصب مدیان مچ دستها) و سیصد درجه بالاتراز حد نرمال قند خون – صد البته خوب است وباعث صرفه جوئی در مصرف قند که بشکر اندرش مزید نعمت- و دو سه لیتر ال دی ال و چربی و روغن اضافی در خون چون روغن موتوری که بتوان با آن هفتاد وهفت هزارو هفتصد وهفتاد وهفت کیلومتر سگ دو زد مختصر عرض کنم  چیزی شبیه ماشینی که روغن ریزی وروغن سوزی داره وسرسیلندر سوزانده و آب وروغن قاطی کرده و شاتون ویاتاقان زده و رینگ خرد کرده و سیلندرش خط برداشته و گیربکسی که دنده برنجی سائیده وماهکش شکسته و بلبرینگ وصفحه کلاچ سوزانده وچهارشاخه گاردونی که از بالانس در رفته و کله گاوی که زوزه می کشد و سیبک و جلوبندیش هم بهم ریخته و لاستیک سابی پیدا کرده وسگ دست وپلوسش هم بریده سر شاسیش هم جوشی شده و اتاقش هم له شده و لاستیکش هاش هم آج از تو شده و بیمه نامه ش هم تموم وسندش هم مفقود که بنده مسئول آن نخواهم بود البته اینها جزئی کسالت جسمی است واندک کسالتی هم روحی وروانی دارد که ملالی نیست جز دور بودن از فیض حضورتان که امیدوارم این فاصله مکانی رفع گردد و چشم ما به دیدار شما منور شود راستی یادم رفته بود کمی هم پیر چشمی وآب مروارید و گلوکم و ناخنک کم سوئی چشم وسنگینی و زوزه کشیدن گوش. کجا بودم؟ ها داشتم از روح وروانم می گفتم آرام جانم! عموئی که شما باشید

یکی از مسولین وزارت بهداشت اخیرا گفته که از هر چهار نفر در ایران یکی دچار مشکل روانی است که عمده آن افسردگی می باشد این آمار از یک جهت درست واز جهت دیگر اشتباه است اگر جمعیت ایران را هشتاد میلیون فرض کنیم –حالا اگر هم کمتر است خرده مگیرید انشاءالله به آن عدد بلکه دو برابرش هم می رسیم همتی مردانه باید چون نیاکانمان که ماشاءالله درتولید نسل حتی با بند تنبان پنبه ای ید طولائی داشتند ما هم با این همه امکانات که اهم آن بند تنبان کشی است کم کاری نکرده وکاری کنیم کارستان وبرگ زرینی باشد برتارک تاریخ اما "کار هر بز نیست خرمن کوفتن –گاو نر می خواهد ومرد کهن" ضرب المثلی است که "دود از کنده بلند می شود" پرواضح دود از کنده بلند می شود ولی نظام سلطه! به سنی رسیده که اثر نخواهد کرد لذا واجب بل از اوجب واجباب است به همین بهانه تجدید فراشی نه یکی نه دو تا نه سه تا بلکه چهار تا به نکاح دائم ومهر معلوم و هر چه می خواهد دل تنگت به نکاح منقطع و مدت معلوم  نودو نه ساله گر چنین نکنی خیانت کرده ای. اینجاست که تصور می کنم تمام نظریات فروید درست است از مراحل تربیت که بنظرم در مرحله ی دومی! در تمام امور مانده ایم تا عقده های ... –

 کجا بودیم؟ آها آنجا که داشتم عرض می کردم که " یکی از مسولین وزارت بهداشت گفته که از هر چهار نفر ایرانی یکی دچار مشکل روانی است که عمده آن افسردگی است ..." بله پس قریب بیست میلیون نفر مشکل روانی باید داشته باشند ولی اینطور نیست چون برخی مثل عمو برغم اینکه در اوج سلامت روانی است ولی نه درنوک قله ی آن بلکه کمی پائین تر وبتنهائی هفت هزار وهفتصدو هفتاد و هفت نوع بیماری که چه عرض کنم اختلال که چه بگویم اندک کسالت روانی دارند و جور بقیه را هم می کشند اندک کسالت روحی و روانی عمو افسردگی نود ونه درصدی واختلال دوقطبی وپانیک وفوبیا و وسواس واضطراب وتوهم و هذیان واسکیزوفرنی وشیزوفرنی واسکیزوافکتیو وپارانوئید و خودبزرگ بینی و عاشقی و حسادت و روانپریشی گذرا و انواع اختلالات شبه جسمی و خودبیمارانگاری واختلال بدریختی بدن و اختلال درد و اختلالات خواب ، اختلالات شخصیت واختلالات فراموشی و دمانس ومازوخیسم وسادیسم و قاطیسم و هر چی ایسم و چند صدتای دیگر است کجا بودم؟

شما که غریب نیستید بگذارید برنامه غذائی هفتگی ام را که چون صفحه گرامافون سوزن خورده تکرار می شود برایتان بنویسم صفحه های گرامافون قدیمی را یادتان هست معلمی داشتیم اگر زنده هست صدسال دیگر زنده باشد واگر فوت شده خدایش بیامرزد گرامافونش را سر کلاس درس می آورد و برایمان صفحه می گذاشت چه کلاس درسی سنگ بنای این سواد واطلاعات عمو هم از همان کلاس گذاشته شد تا به حد کمال رسید و بدین درجه که در تمام بلاد واطراف واکناف عالم احدی را یارای رقابت با وی نبودی وسرآمد روزگار خود گشتی – خودمانیم باید به روزگاری که عمو سرآمد نویسندگانش باشد همان کاری را کرد که ایرج میرزا گفته است-

 کجا بودیم؟ آن معلم عزیز ترانه ی "دوسست دارم یار کازرونی" را خیلی دوست داشت "به قربونت برم ای یار جونی /دیگه دوباره بر نمیگرده جوونی /دوست دارم یار کازرونی/ خدا دونه شیرین زبونی/ بیا نکن نامهربونی/ دوست دارم یار کازرونی..." از بس آن صفحه را گذاشته بود صفحه سوزن خورده بود و در تکرار ترانه وقتی که به  "دوسست دارم یار کازرونی" می رسید تکرار شروع می شد "دوسست دارم یار کازرونی ... ایضا"  کجا بویم؟ آها برنامه غذائی عمو

 شنبه صبحانه نون وپنیر وچای شیرین –به همان وصفی که در آن پست نوشتم-  ناهار تلیت کشک با خواصش که در پست اندر خواص کشک گفته شد چای زنجبیل دراچین را برای ریست شدن وبرگشتن به تنظیمات اولیه خلقت فراموش نکنید شام املت با همان شیوه ی وطرز تهیه پست املت!

 یکشنبه صبحانه چای شیرین ونون وپنیر مازاد ناهار تلیت او بنه – او به لهجه رشتی بخوانید (اوو) همان آب است وبنه بر وزن ننه همان پسته ی کوهی است که آنرا کوبیده و می مالند تا روغن بدهد بعد آب گرم روی آن ریخته وباز می مالند ومی مالند! تا مغزها از پوست جداشود و سپس از صافی گذرانده وچوب وپوست آن را می گیرند و آنچه بدست آید همان او بنه است که نان خشک محلی در آن ریخته و اندکی صبر می کنند تا خیس بخورد و همراه ترب سیاه نوش جان می کنند! خوش خور است اما پس دادن بدی دارد . اگر ناشی باشی و زیاد بخوری انگار که یک توپ بسکتبال از جنس بتون مسلح خورده باشی سنگین می شوی به سنگینی مار بوآئی که بچه فیلی را بلعیده باشد و کلریدریک اسید معده هم نتواند آن را هضم کند بایستی یک ده ساعتی تحمل کنی تا کم کم هضم که چه عرض کنم شاید دفع گردد طرز تهیه او بنه پستی جداگانه می خواهد-شام کشک وکدو

 دوشنبه صبحانه پنیر ونون و چای شیرین مازاد مازاد ناهار تلیت او انار که معمولا آب انارهای ترش را گرفته و نون خشک محلی در آن تلیت می کنند و عمو هم میانه ای با ترشی ندارد از این یکی خوشش نمی آید بلکه بدش هم می آید انگار که سولفوریک اسید در کاسه ریخته و نان در آن تلیت کرده باشی ولی عمو را یارای اعتراضی در برابر نظام سلطه! نیست وبا آن همه ترشی نمی تواند ترشروئی کند "ترشروئی مکن مهمون عزیزه..." این که می گویند در دورانی از تاریخ ودر جوامعی مرد سالاری بوده من قبول ندارم ونمی توانم تصور کنم که روزگاری مردان سالار خانه بوده اند نه این یک دروغ تاریخی است تاریخ را تحریف کرده اند ومظلوم تر از تاریخ ندیده ام مگر می شود مردسالار خانه بوده باشد– ای خاک برسرش که فقط اسمی دارد- نه حتی تصور کردنش سخته!  بهر حال تلیت او انار را می خوری جنگ سولفوریک اسید تلیت با کلریدریک اسید معده شروع می شود البته مغلوب این جنگ عموست با رفلکس معده که تا حلق بالا می آید و از قرص سایمیتیدن و رانیتیدین و دایمیتیکون و شربت آنتی اسید  وکسرگ و اسطوقدوس و زنجبیل ودارچین هم کاری ساخته نیست  شام کشک وبادمجان

سه شنبه صبحانه نون وپنیر وچای شیرین ایضا –مازاد مازاد مازاد- ناهار تلیت او باوینک (طرز تهیه اش را نپرسید که داستانی مفصل است)  شام کوکو سیب زمینی (پنکیک )

چهار شنبه صبحانه چای شیرین وپنیر ونون ایضا البته با حفظ حقوق شنبه تا سه شنبه ناهار تلیت کشک که در هفته حتما تکرار می شود وبعضی اوقات بیشتر واین تکرار را ملالی نیست جز دور بودن از فیض حضورتان که امیدوارم بزودی زود دیدار ها تازه شود –رفتم تو انشای دوران مدرسه وقتی که موضوع "نامه ای به دوستتان بنویسید" بود - شام دو پیازه ی آلو که بسته به قیمت پیاز وسیب زمینی در بازار نسبت پیاز وسیب زمینی اش تغییر می کند در آن سالی که  تریلی تریلی سیب زمینی مجانی توزیع می کردند –سال چی بود؟ "در آن سالی که ما را وقت خوش بود – هزارو سیصد وهشتاد وهشت بود؟" در آن سال از پیش از عید تا مدتها بعد از خرداد و انتخابات هر شب دو پیازه ی آلو می خوردیم و شبی که رای دادیم فیلم لورل وهاردی تماشا کرده با ات وعیال چه هرهر و کرکری داشتیم خوش روزگاری بود اما یادم هست که پیاز گران بود در واقع یک قابلمه سیب زمینی بود ویک عدد پیاز دوپیازه نبود اسمش دوپیازه بود. پیاز –که خواصش در وهم ناید وقلم از نوشتنش قاصر وپستی قبلا در وصف آن نوشته ام- با سیب زمینی از نظر شیمیائی میل ترکیبی بسیار عجیبی دارند بهر نسبتی که مخلوط شوند بدون کاتالیزور با اندکی روغن وزردچوبه ترکیب می شوند وانرژی بسیار زیادی آزاد می کند که از شکاف بلکه از جوش هسته ای هم بیشتر است "دل هر ذره ای که بشکافی /آفتابیش در میان بینی" این دو عنصر را مندلیف با آن جدولش نتوانست کشف وپیش بینی نماید بخاطر همین خاصیتی که دارند تاکنون هیچ دانشمندی پی به راز مولکولی واتمی آنها نبرده است واز عجایب خلقتند خدا را شاکریم که این دو عنصررا خلق فرموده است والا کار آن همه خلایق همان نود ونه درصد ... پتی که ما هم جزو آنها هستیم زار بود  

پنج شنبه صبحانه عسل سبلان و کره گوسفندی ومربای به وآلبالو وهویج و بالنگ و کدو و انجیر وتخم مرغ وخاویار و... – ناهار شیرین پلو با مرغ یا کلم پلو شیرازی یا ... با دلستر و ماست وسالاد شیرازی و... شام کباب بره و بوقلمون ومرغ شکم پرو... و انواع شیرینی جات و میوه های گرمسیری و استوایی چون خرما ورطب و انبه ومعجون وادویه چون قوتوی سیرجانی و عرقیات چون عرق تارونه و گلاب تا سردرد احتمالی ببردو در آخر یک چای زعفران خوش رنگ چشم خروسی –می گویند زعفران نشاط آور است شاید لازم باشد که فشار کار واسترس و افسردگی یک هفته را با یک چای زعفران برطرف کنی-  م شاید حکمت تفاوت امروز در نام فردای آن روز است!! جمعه کسی تحویلت نمی گیردبعد از استحمام باید خودت زیر کتری را روشن کنی و چای درست کنی صبحانه نون وپنیر وچای شیرین! مواظب باشید قاشق را یواش در استکان بهم بزنید تا نظام سلطه واذنابش از خواب بیدار نشوند ونهیبت نزنند ناهار تلیت ماست شام آش رشته  هنگام خوردن هر تلیت فراموش نکنید که با دست تلیت بخورید که به هضم غذا کمک می کند! و انگشتان دست را باید لیسید که مزه اش در همان لیسیدین است! 

 کجا بودیم؟ در یزد بودیم مثل اینکه کمی دور شدیم بعضی ها می گویند عمو قاطیه وجملاتش سر وته نداره و در داستانی که می نویسه معلوم نیست کی فاعله وکی مفعول! وجاشون عوض می شه البته این رسم روزگاره "گهی پشت به زین و گهی زین به پشت " ولی نمیدونم چرا نوبت به ما که رسیده این زین به پشت ما چسبیده و بلانسبت شدیم "خر مراد" هر کی از هر راه می رسه سوارمان می شه و به "مرادش" می رسه تا پیاده میشه دومی از راه می رسه نمیذارن کمر راست کنیم 

"مسکین خر اگر چه بی تمیز است/ چون بار همی برد عزیز است " خصوصا در بعضی مواقع عزیزتر

شما چی فکر می کنید راست میگن عمو قاطیه؟ کجا بودیم؟

بله سرمیز شام بودیم انواع غذاهای یزدی محلی وغیر محلی "مائده از آسمان در می رسید- بی صداع وبی فروش وبی خرید" اما از سیر وعدس خبری نبود قدیما می گفتن کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته! ولی عمو بدون توجه به این ضرب المثل از انواع اغذیه وماکولات واشربه وترشیجات و سبزی وسالاد و ماست و ... چون قلندران بخورد چنانکه سعدی گوید "گر جور شکم نیستی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی. حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سدّ رمق و جوانان تا طبق بر گیرند و پیران تا عرق بکنند اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس" 

بعد از شام و خوردن چای ومصاحبت با عمو عادلی و برخی همکاران گپی هم با عمو حاذقی همان جوان پرشور  شوش دانیالی داشتیم شعرها برایمان خواند وحظ کردیم  فردا صبحانه نان وپنیر وچای شیرین! والبته کره ومربا وعسل ونان وحلوا وشیر وشکر و کلوچه های بسیار ترد محلی که عمو اخوان از اراک آورده بودند بعداز صبحانه به محل جامعه سردفتران یزد رفتیم عمو طباطبائی و عموزاده وهمکاران یزدی بسیار زحمت کشیده بودند در تدارک پذیرائی و تهیه کارتی که به سینه سنجاق کردیم من که همیشه پای اخبار هستم واخبار همایش های بین المللی را می بینم آرزو داشتم ایکاش یک روز در یک همچنین همایش هایی دعوت می شدم ویکی از آن کارتها را به سینه می زدم در کنار برادری از گینه ی بیسائو -که اسمش خاطرم نیست- و برادرتری از روس بنام الکساندر خور و پف می نشستم و گوشی در گوش می گذاشتم که مثلا من هم خارجی هستم و دارم ترجمه ی همزمان گوش می دهم در همایش یزد به آرزوی خود رسیدم وکارت بر سینه الصاق نمودم حیف که دوربین عمو ناصر خراب شد و عکسی نماند

در استراحت بین نشست پذیرائی شد میزی که روی آن انواع شیرینی های یزدی ازباقلوا (لوز پسته، لوز بادامی یا بیدمشک، لوز نارگیلی، لوز مخلوط دورنگ)، کیک یزدی، کیک تخته‌ای، حاجی بادام، نان برنجی، نان پنجره‌ای، نقل یزدی، قطاب، پشمک، آب‌نبات مغزی، سوهان‌ آردی،سوهان خانی، نان نارگیلی، نان منقا و باقلوا شامی و همچنین شیرینی هائی که همکاران از دیار خود آورده بودند از جمله گز ونوقا وشیرینی های عمو مهدی دفتریاری از آذربایجان (هم اتاقی بنده تنها دفتریاری که از سردفترش می ترسد و از عجایب روزگار است) و بقیه را که بعلت تعدد وکثرت آنها به یاد عمو نمانده است و انواع میوه ها از انگور و امرود و... خیار سبز! "تنگ چشمان نظر به میوه کنند/ ما تماشاگران بستانیم" عمو بی خیال این شعر به میوه ها نظر که چه عرض کنم زوم کرده بود با زاویه واید و فوکوس باعمق میدان زیاد که یکی از چشم دور نماند در آنجا هم سلف سرویس بود و غنیمت دمی برای چشیدن از هر کدام ونوشیدن چای بعدازآنها
 
هنوز که هنوز است آثار حمله اتمی آمریکا در هیروشیما وناکازاکی بجا مانده است بعضی ها می گویند حمله اتمی وآلودگی ناشی از آن نه تنها زیان بار نیست بلکه مفید هم می باشد همین ژاپنی های چشم بادامی را ببینید آنها که در زمان جنگ بی قید وشرط تسلیم شدند وحتی نمی دانستند آنچه بر سرشان فرو ریخته چیست ظرف مدت کوتاهی بعد از جنگ چه پیشرفتی کردند خصوصا بلحاظ تکنولوژی این آی کیوی بالای سیصد ناشی از همان مواد رادیواکتیو است آنها که در محل بمباران بودند مستقیما اشعه خوردند و آنها که دور از منطقه بودند در اثر مصرف خیارسبز وخیارشنگ های بعمل آمده در آن دو شهر به آن آی کیو دست یافتند. در اراضی که به مواد رادیواکتیو آلوده شده باشد گیاهان رشدی غیرعادی دارند چند سال قبل در اخبار شنیدم که در آن مناطق در ژاپن خیار سبز وخیارشنگ  (2) هائی بعمل می آید بغایت نیکو به درازی یک گز و قطر چهار انگشت وبقول آن بنده خدای سیرجانی "هم قامت داشتند وهم استقامت"! عمو همیشه در کنار تلیت کشک خیار شنگ –اگر باشد- وخیار سبز –که همیشه هست- می گذارد اگر چه طبع هر سه سرد است و طبع عمو هم سرد اما با چند دانه خرما و چند مغز گردو  تعادل برقرار می شود وسردی غلبه نتواند کند که عمو خود حکیم است وطبیبی حاذق! القصه با دیدن خیار سبزهای روی میز از روی سایز آنها به فراست دریافتم ویقین حاصل شدکه این خیار وطنی نیست وچینی هم نه بل وبیقین وضرس قاطع ژاپنی وازهمان منطقه هیروشیما و ناکازاکی است نخوردم! به هزار ویک دلیل. دلیل اول پرواضح آلوده به مواد رادیواکتیو بودند واز آنجا که مواد رادیواکتیو باعث موتاسیون وتغییرات ژنتیکی می شوند مصرف مواد آلوده به آنها جایز نیست بلکه حرام است خصوصا در این برهه که برای ازدیاد وتولید نسل بایستی بجد بکوشیم واشتباه و کم کاری گذشته را جبران نمائیم ضرورت دارد مواد خوراکی پاک وپالوده باشد و صدالبته مقوی وانرژی زا چون شیرینی های یزدی و در کنارشان دم کرده ی معجون چهل گیاه تا نسل آینده مثل عمو لوچ واحول نگردند اگر چه قدیما می گفتند "میوه دور از درخت نمی افتد" و "خواهر زاده به خالو می برد"  کجا بودیم؟

بعداز پذیرائی جلسه ادامه داشت ومیکروفون به دست عمو دادند چون شمشیر در کف زنگی مست واو هم چون همیشه اسب بلاغت در میدان فضاحت بجهانید و "بزد راست بر چشم اسفندیار /جهان شد سیه پیش آن نامدار"  "که گوید برو دست رستم ببند/نبندد مرا دست چرخ بلند" "چنانت بکوبم به گرز گران/که پولاد کوبند آهنگران" ببخشید هر وقت اسم اسب وسوار وشمشیر این چیزها میاد عمو ناخودآگاه کمی جو گیر میشه دست خودش نیست این تو خونشه مثل دن کیشوت همش میخاد بره جنگ واز بیچاره ها دفاع کنه وپیروز وقهرمان برگرده! کجا بودیم؟

ساعتی از ظهر گذشته ناهار خوردیم ایضا چون شام هر چه خواستیم وعصر مجددا ادامه نشست صبح بود و تصویب مرامنامه ای برای وبلاگ نویسی که نوشته های عمو در آن قالب نگنجد ونگرانست که "گر تو وبلاگ بدین نمط بنویسی ببری رونق سردفتری بلکه وبلاگ نویسی"

و شام ایضا ناهار مفصل ومتنوع

در مورد هدایا فراموش کردم که بنویسم که عمو تذکر دادند بله از آنجا که عمو طباطبائی را همه دوست دارند وحق استادی برگردن همه دارد همکاران از اطراف و اکناف با کاروانهائی که هریک هزار شتر وبار هریک تحفه ای بود از دروازه های شهر یزد وارد شدند هدایای ثمین از گاو وگوسفند و بره وکهره و پارچه ها وحله های حریر و قالی کرمان و جام های زرین و کاسه وکوزه ودیگ های دوغ پزی و ماشین کمپرسی و اسب های اصیل عربی وچاچی کمان وخدنگ و شمشیرهای مرصع -دارم جوگیر میشم بزنم به پاشنه ی آشیل این دفعه- خلاصه آنقدر هدیه آورده بودند که نقش آن بر دیوار تخت جمشید ندیدی ومهاراجه ی هند خدمت نادر نفرستادی نه توان  شمارش کرداهه ونه قیمت که خراج هفت سال ملک ری بودی (اینجا خودم هم خندیدم) واما این عمو آمده بود "با حله ای تنیده زدل بافته زجان"

بس است عمو؟ یا بازم از هدایا بگم؟

چون فردا راه درپیش داشتم زود خوابیدم و فردا صبحانه و خداحافظی با همکارانی که در رستوران بودند و البته نخواستم آنها را که یحتمل در خواب نوشین بامداد رحیل بودند از خواب بیدار کنم و لذا بدون خداحافظی آنها را ترک کردم واز همین جا پوزش می طلبم عمو را حلال کنند

...و جاده ای که تمامی نداشت و بازهم زوم هزار ایکس به اشیای کنار جاده که غاقلگیر دوربین نشوم

و از میدان آزادی البته در تنگ چنار عکسی گرفتم و چند دقیقه ای چنار چند صد ساله را هم دیدم وادامه مسیر و...

همکاران ماندند برای دیدار از شهر یزد ولی من یک ماه قبل در معیت ورکاب نظام سلطه! به یزد رفته بودم و بسیار جاهای تاریخی ودیدنی اش را دیدم ولی نه تمامش را و تصمیم دارم انشاءالله در فرصتی مناسبت تر به یزد رفته ودر کوچه پس کوچه هایش قدم بزنم و لذت ببرم از معماری خشت وگلی اش از بادگیرهایش از صداقت مردمش از قناتش وقنوتش و قناعتش و بنشینم در فراغ بال با عمو چائی بخوریم چای آتشی که "آتشی که هرگز نمیرد زیر کتری سیاه ماست"

کجا بودیم؟!

در این نشست  از صحبت ومصاحبت پیشکسوتان فایده ها برده ومحظوظ گردیدم خصوصا جنابان آقایان دشتی اردکانی ریاست محترم کانون سردفتران و دفتریاران ایران و کریمی مدیرکل محترم ثبت اسناد و املاک استان یزد و بهادر مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان چهارمحال و بختیاری و سیدعلی اصغر میروکیلی وبلاگ نویس و ریاست جامعه سردفتران یزد و نورعلی مظاهری بعنوان نماینده وبلاگ پیشکسوتان و قائم مقام دفتر بازرسی کانون و سلیمی صاحب وبلاگ قلم سلیم  و میراب زاده و سرکارخانم سهرابی و دکتر خرمشاهی سردفتر اسناد رسمی 36 کرمانشاه و صاحب وبلاگی به همان عنوان وسایر همکاران عزیزی که دوستشان دارم از دل وجان بترتیب لیست ساداتی و موسوی گرمستانی ورستمیان وشعبانی ومتولیان وهاشمی مقدم و وحیدی و افخمی و امینی وزارعی واحمدی وخادمی و نجاتی و احمدلو و سلیمی سمیرمی (که میزبان اردیبهشت ماه در اصفهان است وبا او رودرواسی ندارم واز همین حالا سفرنامه اش را نوشته ام!) و عادلی وحسینی وابوالقاسم زاده وعطاری فر ومیری وپیرمحمدی و صولت و اخوان وجانفزا وحاذقی وکاظمی وفتحی وفرهادی وکامیار و کریمی چون قند از شازند!لبخند

اگر نامی ازقلم افتاد تذکر داده وعفو نمائید که در عفو لذتی است که در انتقام نیست در این دنیا که کسی به ما نمی گوید خرت بچند قول می دهم اگر عمو  را عفو نمائید اگر در روز محشر پس از عقوبات خودم وقت اضافه آوردم واگر در آن شلوغی عمو را تحویل گرفتند یحتمل شفیعتان گردم

در آخر ... خواستم از عمو طباطبائی و عموزاده وهمکاران یزدی تشکر ویزه داشته باشم ولی دیدم یک تشکر خشک وخالی نمی تواند جبران زحمات ومهمان نوازی ایشان را بنماید لذا مانده ام ... هاج و واج ... وگیج ومنگ... و اندکی مشنگ...

بازم قاطی کردم ؟؟

چون میزبان این نشست عموطباطبائی بودند جواب کامنت ایشان را که کمی طولانی شد دراینجا می نویسم:

 عموجان خوشحال می شوم از خوشحالی شما عموی که من باشم واقعا قاطیم واینها که خواندید عموجان نه درس که مالیخولیاتی بیش نیست وما شاگرد کوچک شمائیم دوست داشتم می شد سفرها خصوصا سفر به دیار خوب یزد را مفصل تر می نوشتم دوعلت دارد فرصت مطالعه نبود می بایستی در خصوص استان وشهر یزد وآداب ورسومش تحقیق می کردم دوم اینجا فضائی عمومی است. برعکس خرده نوشته هایم - که خودم از آنها شرم دارم اما دوستان می گویند که با آنها خندیده اند - خودم آدم بداخلاقی هستم یعنی ساعتی خوش اخلاقم وساعتها بداخلاق وساعتش هم معلوم نیست اولا بستگی به خوراک عمو دارد که نبایستی ترشی وطبع سرد داشته باشد که بسیار "ترشروئی " کند "اگر حنظل خوری از دست خوشخوی-به از شیرینی از دست ترشروی" و دوم اینکه خوب خوابیده باشد خصوصا خواب نوشین بامداد رحیل و خواب قیلوله و خواب عصر چنانکه پادشاهان می خوابیدند وسوم اینکه اول ماه نگاه به چه چیزی کرده باشد که نام آن چیز آن حیوان زبان بسته  را نتوان برد چهارم بستگی به حرکت ماه وکواکب دارد اگر زن بر زنجیر "امراه المسلسله" باشد -که این مدینه فاضله خواهد بود - و دوشیزه "عذرا" و پیاله "جام" و بره "حمل"  اگر بره نبود لااقل بزغاله  همان کهره ی خودمان "جدی" - نه بزغاله ی گوساله که موجودی است ولدالزنا ونامشروع که حاصل تجاوز نره گاوی بی شعور به بزی بیچاره بوده دون الاختیار وبه اکراه والبته بر بز حرجی نیست - در مقارنه و دسترس عمو باشند بسیار ساعت وطالع سعدی است و عمو هم بسیار خوش اخلاق که با پنج من تریاک می شود خوردش. 

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است 

سلطان جهانم به چنین روز غلام است 

گو شمع میارید در این جمع که امشب 

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

 در مذهب ما باده حلال است ولیکن 

بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است 

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است 

چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

 در مجلس ما عطر میامیز که ما را 

هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است 

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر 

زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است 

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است 

همواره مرا کوی خرابات مقام است 

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است 

وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است 

میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز 

وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است 

با محتسبم عیب مگویید که او نیز 

پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است 

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی 

کایام گل و یاسمن و عید صیام است.

وبقولی دیگر شرشر او -شو مهتو - دلاروم در خو ... 

ولی اگر برعکس سگ بزرگ "کلب اکبر" وسگ کوچک "کلب اصغر" در مقارنه گاو "ثور" و گرگ "سبع" باشند فمر در عقرب وساعت بسیار نحسی است و اخلاق عمو بسیار مگسی است حالا تصور کنید هم اتاقی با عمو را "اگرچه تصور کردنش سخته" ولی خوب یک شب را میشه با عمو گذراند "یک شب که هزار شب نمیشه..." گفتید از هدایا ننوشتم چشم عموجان الساعه به متن اضافه می کنم (که اضافه شد)

 

 

(1)  واما آش های محلی استان یزد را در ادامه مطلب ببینید

(2) در محل ما به خیارشنگ نوخوروشت شاید بمعنی نان خورشت گویند


 
سومین نشست وبلاگ نویسان دفاتر اسناد رسمی!
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤  کلمات کلیدی:

بنقل از وبلاگ سردفتری یا سرابی فریبنده

سومین نشست وبلاگ نویسان دفاتر اسناد رسمی با حضور سردفتران و دفتریاران بلاگر با کمی تاخیر راس ساعت 9 صبح روز جمعه 12 آبان در سالن اجتماعات جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد آغازبکار نمود

جلسه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط قاری کشوری شروع و آنگاه با پخش سرود جمهوری اسلامی حاضرین به آرمانهای مقدس ادای احترام کردند و سپس توسط آقای سیدعلی اصغر میروکیلی وبلاگ نویس و ریاست جامعه سردفتران یزد به میمانان عزیز و بلاگران حوزه دفاتر اسناد رسمی خیرمقدم گفت وی از حضور جنابان آقایان دشتی اردکانی ریاست محترم کانون سردفتران و دفتریاران ایران و کریمی مدیرکل محترم ثبت اسناد و املاک استان یزد و بهادر مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان چهارمحال و بختیاری که همیشه یاور و پشتیبان جامعه سردفتری و علاقه مند به روز بودن این حرفه در عرصه های مختلف به ویژه فضای مجازی تشکر و قدردانی و زحمات متحمله بلاگران در تحمل رنج سفر طولانی را مورد تقدیر و ستایش قرارداد و اظهار امیدواری کرد جامعه سردفتری کشور در فضای سایبری بتواند به رشد و تعالی مورد انتظار برسد و در نشستهای بعدی شاهد حضور اکثریتی وبلاگ نویسان بوده و هرسردفتر و دفتریار یا صاحب یک وبلاگ باشد یا وبلاگ خوان جدی و دائمی ..... آنگاه آقای دشتی اردکانی ریاست محترم کانون سردفتران طی سخنانی از وبلاگ نویسان این حوزه تشکر و قدردانی و این نشستها را موجب تقویت موقعیت حرفه کتابت دانست وی در سخنان خود اظهار داشت من و سایر اعضای هیئت مدیره اکثر وبلاگها و وبسایتها را در فرصت های لازم مطالعه نموده و از نقطه نظرات عزیزان وبلاگ نویس مطلع و در تصمیم گیری ها اثر گذار خواهد بود  آقای دشتی که خود نیز صاحب یک سایت و بلاگر این حوزه شناخته میشود از همکاران وبلاگ نویس درخواست کرد در نوشته ها و انتقال اخبار و اطلاع رسانیها تمام سعی خود را در حفظ شئونات و اعتبار شغلی نموده و برای  خانواده بزرگ سردفتری کسب اعتبار و وجهه در فضای مجازی بنمایند وی سپس گزارشی از کارهای انجام شده و در دست اقدام کانون و همچنین مشکلات فراروی کانون و مدیریت آن به حاضرین ارائه و سپس به تشریح اقدامات و تلاشهای خود و همکارانش در برگزاری همایش بزرگ 6 دی با هدف اعتلا و اعتبار بخشی به سند رسمی و تشویق و ترغیب مردم به روی آوری به سند رسمی و تثبیت موقعیت متولیان این امر که دفاتر اسناد رسمی با قدمت یکصدساله هستند پرداخت و از جمع حاضر درخواست نمود با تلاش بیشتر در این خصوص در فضای مجازی و واقعی اطلاع رسانی و جامعه حقوقی و علمی کشور و آحاد ملت را متوجه اهمیت این همایش نمایند و با تعامل هرچه بیشتر با حقوقدانان و دانشکده های حقوق در منطقه تحت فعالیت خود در غنای هرچه بیشتر این همایش موثر باشند ....

آقای نورعلی مظاهری بعنوان نماینده وبلاگ پیشکسوتان و قائم مقام دفتر بازرسی کانون سخنران بعدی بود که در خصوص فراز و نشیبهای حرفه کتابت مطالب ارزنده ای را خطاب به حاضرین ایراد و توصیه های لازم جهت بهبود کمی و کیفی کار در دفاتر و مشکلات و معضلات سردفتری ارائه نمود

بعد از آن توسط آقای سلیمی صاحب وبلاگ قلم سلیم که مسئولیت اداره جلسه را بعهده گرفته بود هیئت برگزاری همایش برای توضح و تشریح اقدات انجام شده و نیازهای فکری و فیزیکی این همایش دعوت نمود که آقای میراب زاده و سرکارخانم سهرابی با تشریح اقدامات صورت گرفته توسط کمیته های مختلف همایش پرداخته و برنامه های اینده و تاثیرگذاری وبلاگهای حوزه دفاتر در اطلاع رسانی را باستحضار حاضرین رساندند

بعد از یک استراحت کوتاه و بدرقه آقای دشتی و مدیران کل ثبت اسناد یزد و چهارمحال بختیاری بخش دوم از جلسه صبح با حضور بلاگران اغاز و ابتدا آقای دکتر خرمشاهی سردفتر اسناد رسمی 36 کرمانشاه و صاحب وبلاگی به همین نام به تشریح تفاوت تبلیغ با اطلاع رسانی پرداخت و اظهار داشت با توجه به مفهوم و معنای علمی و حقوقی تبلیغ دارای ارکان و بخشهای مختلفی است که با اطلاع رسانی تفاوت فاحش داشته و ایجاد وبلاگ و ارائه و انتشار مطالب مرتبط با شغل سردفتری به هیچ عنوان تبلیغ محسوب نشده و صرفا یک امر اطلاع رسانی به همکاران و مردم محسوب و از این لحلظ یک خدمت بزرگ به حرفه سردفتری و به طریق اولی به مردم کشور است تا با استفاده از مطالب بتوانند حقوق خود را بشناسند و از آسیبهای مختلف حفظ گردند

آنگاه وبلاگ نویسان وارد دستور جلسه و ضمن بررسی آثار نشستهای قبلی و اقدامات انجام شده در خصوص تشکیل جامعه مجازی سردفتران و دفتریاران به بحث و تبادل نظر پرداختند که ادامه جلسه در فرصتی مناسب باستحضار خواهد رسید

 

آقایان احمدلو و طباطبائی بنمایندگی از هیئت بررسی نحوه ایجاد یک تشکل مدنی در فضای مجازی گزارش کار خود در رابطه با تشکیل جامعه مجازی سردفتران به حاضرین ارائه و در خصوص اینکه این جامعه به ثبت برسد یا خیر تبادل نظر گردید و با توجه به اینکه نظر کارشناسی هیئت منتخب نشست دوم بر عدم نیاز به ثبت آن در ثبت شرکتها در حال حاضر بود لذا پیشنهاد و مقرر شد  اساسنامه تهیه شده فعلا" مسکوت بماند و بحث تدوین یک مرامنامه که حاکی از پایبندی وبلاگ نویسان به اصول و ضوابطی که موجب افزایش و ارتقاء شئونات سردفتری گردد مورد تائید قرار گرفت و وبلاگنویسان ضرورت تاسیس جامعه سردفتران و دفتریاران کشور و یک پایگاه اینترنتی و سایت مرجع را خواستار گردیدند که مقرر شد در جلسه عصر نهائی گردد

 

با توجه به نظر جمع جلسه عصر در ساعت 5 بعد از ظهر جمعه در سالن هتل کاروان (محل اسکان بلاگران) تشکیل گردید در این جلسه ضمن بررسی و جمع بندی مطالب و نظرات جلسه صبح پیشنهاد شد ابتدائا یک منشور اخلاقی بعنوان ضوابط فعالیت بلاگران بعنوان عضو جامعه مجازی سردفتران و دفتریاران ایران تهیه و کلیه وبلاگ نویسان این حوزه با قبول این منشور و التزام عملی خود به رعایت آن به عضویت جامعه مجازی درآمده و ضمن اداره وبلاگ خود با سایت جامعه بعنوان یک پایگاه و مرجع در ارتباط و از لوگوی آن در وبلاگ خود استفاده نمایند در همین راستا مقرر شد یک سایت طراحی و کلیه نیازهای اجرای این امر درآن پیش بینی و به همکاران ارائه و پس از نظرخواهی و اعمال پیشنهادات آن را نهائی و تا نشست بعدی عملیاتی گردد

 

آقایان عادلی - فتحی و حاذقی بعنوان گروه فنی کار انتخاب تا با همکاری و مساعدت سایر همکاران نسبت به تهیه و ارائه سایت اقدام نمایند

 

جهت اداره این پایگاه اینترنتی هیئتی تعیین و مقرر شد از بین خود کمیته های تخصصی (نویسندگان - مدیریت - فنی وغیره) را تشکیل دهند و همکاران بلاگر نیز در تهیه مطلب و مقالات و اخبار مرتبط به هیئت مذکور کمک نمایند تا به فضل الهی این سایت بتواند بعنوان نماد و مرجع علمی حقوقی خانواده بزرگ سردفتری و محل مراجعه مردم و همکاران و حقوقدانان و دانشجویان حقوق باشد

 

در پایان منشور اخلاقی وبلاگنویسان توسط کمیسیون منتخب تهیه و پس از شور و بررسی مورد تصویب حاضرین قرار گرفت که ذیلا جهت استحضار تقدیم میگردد:

 

متن منشور اخلاقی سردفتران و دفتریاران وبلاگ نویس به این شرح است:

استمرار و تاثیر گزاری فعالیت های حوزه مجازی سردفتران و دفتریاران با رویکرد قانون گرایی، اخلاق محوری، و پایبندی به مبانی علمی و استفاده بهینه از فضای گفتمان موجود در بستر فضای سایبری ضرورت پایبندی اهالی این حوزه به مجموعه ای گزیده از گزاره های اخلاقی را ایجاب می کند.

لذا مجموعه مجازی سردفتران و دفتریاران فعال در فضای سایبری مواردی را به شرح ذیل به عنوان الگوی فعالیت های خود در عرصه سایبری قرار می دهد تا این مبانی در راستای اعتلای حرفه سردفتری، منشا رشد وپیشرفت علمی وعملی موثر باشد. سردفتران و دفتریاران فعال فضای مجازی در عرصه اینترنت که ملتزم به این منشور اخلاقی می باشند برای تحقق اهداف فوق اصول ذیل را سرلوحه تلاش های خود قرار خواهند داد :

1- پایبندی به اصول، مبانی و قوانین مدون در حوزه فضای سایبری در کشور جمهوری اسلامی ایران

2- پایبندی به اصول و مبانی اسلامی، عرفی و اخلاقی حوزه وبلاگ نویسی

3- التزام به صیانت از شان، حیثیت و جایگاه سردفتری و دفتریاری و شئون مترتبه

4- رعایت اصول گفتمان منطقی و انتقاد سازنده در چارچوب اخلاق و موازین اسلامی

5- امانت داری، صداقت و سلامت قلم

6- اجتناب از هرگونه افترا و توهین

7- التزام به ذکر منبع در مطالب منتشره و رعایت مستندنگاری و اصول و ضوابط حاکم بر نگارش مستند در کلیه مطالب و نوشته ها

 

در این نشست وبلاگنویسانی از استانهای آذربایجان شرقی و غربی ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، خوزستان ، خراسان جنوبی،  قم، چهارمحال وبختیاری، کهگیلویه وبویراحمد،  مرکزی ، کرمان،   فارس، کرمانشاه و یزد  شرکت داشتند.

 

 

 

 با تشکر از کلیه همکاران وبلاگ نویس که با تحمل رنج سفر در این نشست حضور یافتند و به امید حضور بیشتر بلاگران این حوزه در نشستهای بعدی ......


 

 


 
همایش 6 دی ماه!
ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤  کلمات کلیدی:

 

 

بالاخره پس از سالها انتظار اتفاق میمون 6 دی در راه است. بعد از سالها تلاش و پیگیری کانون سردفتران و تلاش یکسال مستمر کارگروه اختصاصی پیگیری طراحی و برگزاری این همایش سرانجام نزدیک به ده روز پیش آخرین موافقتهای لازم نیز کسب شد و امسال انشاله ششم دیماه 1391 شاهد برگزاری همایش سراسری سران دفاتر اسناد رسمی سراسر کشور  از سوی کانون سردفتران با عنوان همایش "تبیین جایگاه سند رسمی در نظم حقوقی کنونی" در سالن 1100 نفره همایشهای صدا و سیما با همکاری و همراهی قوه قضایی-سازمان ثبت اسناد و املاک کشور خواهیم بود.

کمیته های برگزاری همایش تشکیل شده و کمیسیونهای تخصصی فعالیت پرحجم خود را آغاز کرده‌اند. کار بزرگی پیش روی خانواده‌ی سردفتری است و نخستین بار بودن این اقدام کار را سخت‌تر از معمول کرده است. تعدادی از همکاران ما دبیرخانه برگزاری نخستین همایش را فعال کرده و با انرژی فعالیت در تیم های تخصصی آن را آغاز کرده‌اند اما این راه رفتنی نیست و این اقدام شدنی نیست مگر به یاری یکایک همکاران سراسر کشور.

همایش یک روزه‌ی یاد شده که با فراخوان مقاله در حوزه سند رسمی با رویکرد بررسی نقائص و کاستیها خللها و مشکلات و حتی نقاط قوت مغفول مانده‌ی حوزه سند رسمی برگزار خواهد شد با نگاه به سند رسمی از زاویه نقش موثر آن در قضا زدایی و کاهش دعاوی محاکم قضایی و تاثیر آن در نظام بخشی تعاملات اجتماعی منتظر دریافت چکیده مقالات کلیه همکاران محترم و حقوقدانان محترم است.

آنچه مورد انتظار است گام همکاران محترم از سراسر کشور است از چندین زاویه. که هم با دست به قلم شدن خود هم تشویق و درخواست از سایر همکاران و حقوقدانان اعم از وکلا و مشاوران حقوقی و قضات و اساتید دانشگاههای هر شهر جهت نگارش سطوری در محورهای مقالات که به زودی با نهایی شدن آن در کمیته علمی همایش از طریق کانون منتشر خواهد شد به غنای هرچه بیشتر این همایش کمک نمایند.

چکیده مقالات دریافتی و مجموعه مقالاتی که در این حوزه به دبیرخانه همایش ارسال و مورد تایید هیات داوران قرار گیرد مجلد و منتشر خواهد شد و از این رهگذار توشه‌ی ماندگاری به جا خواهد ماند از نخستین همایش سراسری سردفتران که با محوریت علمی پژوهشی برگزار خواهد شد.

در بخش جنبی این همایش یک روزه پنلهای آموزشی و ورک شاپهای تخصصی و سلسله نشست‌های تخصصی با همکاری برخی ارگانها و سازمانهای مرتبط با حوزه سند رسمی برگزار خواهد شد. فراخوان ثبت نام شرکت در نشست ها و کارگاههای تخصصی همایش نیز به زودی منتشر خواهد شد.

در همین راستا نخستین جلسه هم اندیشی کشوری با حضور روسای جوامع و کانونهای سراسر کشور و همکاران دبیرخانه برگزاری همایش با هدف جلب مشارکت و همفکری و استفاده از مشورت همکاران سراسر کشور در روز 4شنبه 15شهریور برگزار شد و حضور پرشور و فعال همکاران در این جلسه بارقه‌های امیدی شد نویدبخش روشنای این راه صعب اما پرنور پیش رو به نفع جامعه سردفتری و خانواده حوزه سند رسمی.

امید اینکه با یاری دستان یاریگر شما همکاران محترم از سراسر کشور اگرچه که دیر است و فرصت اندک اما شاهد برگزاری همایشی پربار باشیم و با آثاری ماندگار.

 بنقل از وبلاگ اوراق باطله نوشته  مرجان سهرابی ۱۳٩۱/۶/٢٠