کلبه ی عمو

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست...

ته قوری چای داری!
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۱  کلمات کلیدی:
می خواستم بخوابم گفتم سری به کامنت ها بزنم ببینم تازه ای نیست دیدم عمو احمدی نوشته:
سلام می خواستم بخوابم اومدم ببینم ته قوری چائی داری

نویسنده:احمدی

حالا کی و چه ساعتی؟

یکشنبه، ٢۱ خرداد ۱۳٩۱  - ٢:۴٩ ‎ق.ظ

در این پیام کوتاه خصوصی یک دنیا دوستی و صمیمیت نهفته است لذا کتری را روی آتش نهادم وبرای عموی عزیزم چایی دم کردم وپیامش را بعنوان یک پست مجزا اینجا آوردم و نشستیم و تا صبح گپ زدیم این عمو احمدی روزی چند بار یاد عمو می کند بطرق گوناگون از تلفن به دفتر و موبایل تا پیامک و ایمیل و البته چت! جالب است پیامکی می زند "ایمیل" یعنی ایمیل فرستادم می روم ایمیلش را جواب می دهم وپیامک می زنم "جواب" یعنی جواب دادم و آنجاست که شروع به چت می کند بعد از اینکه خسته شد زنگ می زند و چند ساعتی هم تلفنی گپ می زنیم عمو از این دوستان با صفا زیاد دارد ساعت سه صبح پیامک می زنند عمو بیداری؟ عمو اگر خواب هم باشد (وبیدار شود) در هر حالتی جواب خواهد داد "بله عمو جان" و آنجاست که صحبت شروع می شود تا بانگ خروس ... خدا همه شان را حفظ کند که اگر نبودند عمو پاک دیوانه شده بود تا حالا.

به عمو حسادت نکنید وغبطه نیز نخورید شما هم می توانید "عمو"شوید البته باید هفت خوان رستم را طی کرده وهفت شهر عشق را بگردید و صد البته شرط اول قدم آن است که "قاطی" باشی!

 


 
اجرای قانون، امکانات کانون، شان سردفتران
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٧  کلمات کلیدی:

این پست را از وبلاگ قلم سلیم کپی کردم زیرا بنده هم اعتقاد دارم که حضور سران دفاتر در مراکز تعویض پلاک کاری است عبث ودون شان سردفتر ومخل کار دفترخانه و مغایر حضور دائم سردفتر و مغایر عدم خروج دفاتر از دفترخانه و پیامدی فاسد در پی خواهد داشت و راه حل آن اصلاح تبصره 2 ماده 29 است.

 

ماده29ـ نقل و انتقال خودرو به موجب سند رسمی انجام می‌شود، دارندگان وسایل نقلیه مکلفند قبل از هرگونه نقل و انتقال وسایل مذکوردر دفاتر اسناد رسمی، ابتدا به ادارات راهنمایی و رانندگی یا مراکز تعیین‌شده از سوی راهنمایی و رانندگی برای بررسی اصالت وسیله نقلیه، هویت مالک، پرداخت جریمه‌ها و دیون معوق و تعویض پلاک به نام مالک جدید مراجعه نمایند.

تبصره1ـ نیروی انتظامی می‌تواند با همکاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، امکان استقرار دفاتر اسناد رسمی را به تعداد کافی در مراکز تعویض پلاک فراهم آورد.

تبصره2ـ آیین‌نامه نحوه اجرای این ماده و نحوه حضور دوره‌ای و با رعایت نوبت برای تمامی دفاتر اسناد رسمی در مراکز تعویض پلاک توسط وزارتخانه‌های دادگستری و کشور و نیروی انتظامی ظرف یک ماه تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

 پس از 40 سال قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی به روز شد و با تایید شورای نگهبان و ابلاغ  قانون توسط رئیس جمهو، این قانون که مصوب 26دی ماه 1389مجلس شورای اسلامی است، به اجرا گذارده شد.

 اما این روزها بیش از هر چیز ، بحث تدوین آیین نامه موضوع تبصره 2ماده 29 در محافل سردفتری مطرح است.

 آیین نامه ای که به واقع تدوینش مورد پسند راهنمایی و رانندگی نیست و تا کنون در پس این  بی علاقگی و با تاخیری تقریبا ۵/۱ساله برای تدوین آیین نامه، تخلفات عدیده ای راهم در مراکز مختلف تعویض پلاک، در خصوص الزام به تنظیم سند رسمی انتقال خودرو مرتکب شده است و در این باره حتی مراجع قضایی نیز از خود واکنشهای قاطعی نیز نشان داده اند.

 اما، جدا از تمام مسائلی که در خصوص تنظیم اسناد خودرو توسط معدودی سردفترنما مطرح می شود و متاسفانه این عده در پناه دفاع از اعتبار سند رسمی مرتکب تخلفاتی می شوند، اما به واقع حضور دفاتر اسناد رسمی در مراکز تعویض پلاک، به طور قطع، خلاف شان سردفتری است. بر خلاف تصور بسیاری از همکاران و علی رغم تمام مسائلی که همه از آن مطلعیم، اما کماکان معتقدم حرفه سردفتری هنوز شانی فراوان و اجل از بسیاری مسائل دارد، که تن دادن به حضور در مراکز تعویض پلاک، به این شان آسیبهای فراوانی خواهد رساند.

 از سوی دیگر، چه کسی موظف به تامین امکانات در خور شان حضور سران دفاتر اسناد رسمی در مراکز تعویض پلاک است؟

 آیا راهوری که خود مستاجر بسیاری از مراکز تعویض پلاک در سطح کشور است و برای کسب درآمد و سود بیشتر در این مراکز، حداقل امکانات را برای پرسنل پیمانی شرکت رهگشا یا کادر خود تامین نموده است، متکفل تامین امکاناتی در خور شان دفاتر اسناد رسمی است؟ آیا قرار است به بهانه اجرای قانون، بهای آن را با شان این حرفه بپردازیم؟ آیا قرار است از سوی راهور ، امکاناتی دور از شان همکاران در نظر گرفته شود ، تا با زیر بار نرفتن همکاران، بازی قانون شکنی را به زمین سردفتران منتقل نماید؟

 یا قرار است، کانون سردفتران امکانات مورد نیاز همکاران جهت استقرار در مراکز تعویض پلاک را تامین نماید؟ آیا کانون سردفتران امکان اجاره یا خرید امکانات مورد نیاز دفاتر اسناد رسمی، برای اسقرار دفاتر اسناد رسمی در این اماکن را دارد؟ البته در تبصره 2ماده فوق الذکر، به صراحت به حضور دفاتر اسناد رسمی در مراکز تعویض پلاک اشاره شده و به نظر می رسد با این تصریح، حضور در اطراف مراکز تعویض پلاک فاقد جواز قانونی است.

 با این حال، با توجه به هزینه های کانون سردفتران و دفتریاران اعم از حقوق و درمان بازنشستگان و  هزینه های جاری ، آیا این امکان وجود دارد که در سراسر کشور برای تامین فضاهای مورد نیاز تبصره 2ماده فوق، از سوی کانون سردفتران بودجه اختصاص یابد؟ آیا به واقع کانون از چنین توان مالی بالایی برخوردار است؟ و آیا اساسا دفاتر اسناد رسمی که خواستار حضور در این مراکز هستند، موظف به تامین هزینه های امکاناتی هستند که فقط آنها از آن بهره مند می شوند و تامین این هزینه ها از محل 10% همکاران ما، محل تردید جدی است.  

به هر صورت امیدوارم نمایندگان کانون سردفتران در نوشتن آیین نامه مزبور به موازات اجرای قانون، امکانات کانون و شان سردفتران را دریابند و از عواقب سنگ بنایی که قرار است گذارده شود و مشخص نیست در چه زمان دیگر امکان تغییر آن فراهم آید آگاه باشند. 


 
صلح حساب بانکی!
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۱  کلمات کلیدی:

حسابهای بانکی انواعی دارد. قرض الحسنه جاری . قرض الحسنه پس انداز . سپرده کوتاه مدت . سپرده بلند مدت و ...

شخصی حساب سپرده قرض الحسنه بلند مدتی دارد و با در دست داشتن کارت آن حساب به دفترخانه مراجعه نموده و می خواهد با تنظیم سند صلحی کلیه حقوق و وجوه و سود  وجوایز احتمالی آن حساب را به شخص دیگری مصالحه نماید آیا تنظیم سند بدون اشکال است؟

اگر می شود تکلیف دفترخانه بعد از تنظیم چنین سندی چیست؟ آیا باید مراتب تنظیم سند را به بانک اعلام نماید؟

اگر می شود آیا می توان سند صلح نسبت به سایر حسابهای بانکی مثلا حساب جاری هم تنظیم نمود؟

اگر می شود مال الصلح را چه مبلغی باید در سند درج نمود؟

آیا باید موجودی حساب را مشخص کرد وسند صلح نوشت؟

آیا می توان مال الصلح را کمتر یا بیشتر  از موجودی حساب در سند قید نمود؟

حق الثبت بر چه اساسی وصول می گردد؟ (براساس مال الصلح مندرج در سند یا موجودی حساب؟)

اگر براساس مال الصلح می باشد اگر مال الصلح کمتر از مبلغ موجودی حساب باشد باز هم بر اساس مبلغ مال الصلح وصول می گردد؟ یا اینکه حق الثبت براساس مبلغی که بیشتر است وصول می گردد؟

اگر تنظیم سند را صحیحی نمی دانید برای تامین خواسته ی ارباب رجوع چه روشی را پیشنهاد می دهید؟


 
شرح! دومین نشست وبلاگ نویسان در ساری!
ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸  کلمات کلیدی:

این پست از دانشنامه سردفتران کپی شده والبته با تغییر ودخل وتصرف و اضافات و افاضات عمو (تکمیل شد)

دوستان و همکاران دیگر در وبلاگهای خویش با قلم زیبا و توانای خود به تشریح نشست پرداختند که زیبا بود و خواندنی ، اما اینجا و این بار قلمی ناتوان قصد دارد برای خالی نبودن عریضه ، عریضه ای بنویسد :

لحظات برای برگزاری دومین نشست سراسری سردفتران وبلاگ نویس در مازندران لحظه شماری میکردند ، صدای تیک تاک ساعت نوازشگر گوشها بود و نفس ها در سینه ها حبس (همچون میرشکاری که در کچه نشسته و شکاری که برای نوشیدن آب لب چشمه آمده و زمان چکاندن ماشه است این زمان معمولا پیش آبی سراسر وجودت را فرا می گیرد) و اتفاقی در راه (و شاید کسی)، و بالاخره انتظارها به پایان رسید .ساعت ... نمیدانم همه چیز عادی است (همه چی آرومه من چقد خوشحالم)  آرامشی عجیب حکمفرماست ، لحظاتی بعد ... ولوله و زمزمه ای و نجواهائی به گوش میرسد ، نجواها و زمزمه ها بلند و بلندتر ، نزدیک ونزدیکتر می شوند ...
آنها  آمدند (چه کسی دربین آن آشنایان وناآشنایان است که علت آن همه شور و ولوله شده است) آری درست حدس زده اید عمو، عموئی که همه مشتاق دیدارش بودند و چشمان همه به نور جمالش منور گردید عموئی که گرفتاری زیادی داشت وچندین بار دعوت شده ونپذیرفته بود عمو از اصرار مازنی ها بفراست دریافت که در خطه ی مازندران یک عمو که هیچ حتی یک عامو هم پیدا نمی شود و آنها از بی عموئی دق کرده اند دلش سوخت آخر گناه دارند می شود آن همه همکار یک عمو نداشته باشند که کنار اجاق بنشیند و دیزی آب گوشت را در کاسه ریخته تلیت کند وتناول کرده وانگشتان دست خود را بلیسد و ... –بقیه ماجرا را اگر نمیدانید به پست مربوطه مراجعه کنید وبخوانید ولی خدا وکیلی فحش ندهید- آری عمو آمد عمو با ماشین آمد عمو در باران آمد، چه استقبالی یکی بنمایندگی از میان جمعیت گفت: آهای عامو کجا کجا؟ گفتم: اومدم شهر شما گفت:دوسست داریم بخدا گفتم: لطف دارید شما گفت: قدمت روچشم ما گفتم: حق نگهدار شما اینجا بود که می شد ارتعاش حرکات موزون را در ستون فقرات مستقبلین بوضوح مشاهده کرد همه هورا کشیدند وشایدم داشتند هو می کردند وعمو که این موقع خودرا به کوچه ی علی چپ می زند به روی خود نیاورده و به نشانه ی تشکر طبق عادت هر دو دست خود را تانزدیکی شقیقه بالا می آورد  قرنهاست که این شقیقه و ارتباطش با بعضی چیزهای دیگر ذهن فلاسفه را از افلاطون وارسطو وسقراط و دمکریت ودکارت و اسپینوزا و لایبنیتز و دیدرو و ولتر ورسور و مونتسکیو وکانت و هگل وسایر دانشمندان را به خود مشغول کرده است با توجه به اینکه اخیرا رفتارهای اجتماعی و شخصی افراد را مرتبط به نحوه ی چینش ژنها در زنجیره ی دی ان آ می دانند وحتی ژن تنبلی کشف شده است یحتمل در آینده ی  نزدیک با عنایت به نقشه ی ژنوم انسانی این ارتباط معلوم گردد ومسئله ای از مسائل لاینحل بشریت حل شود کجا بودم؟

عمو لباسی شاهانه پوشیده بود همان کت وشلواری وکفشی که هفده سال پیش خریده و باآن هفت هزار وهفتصد وهفتادو هفت عروسی رفته وپس از هر یک آنها را جمع کرده ودر کاور و جعبه خود گذاشته ودر گنجه همچون گنجی گرانبها نگهداری می کند عمو خودش است و همان کت وشلوارش و البته حسابی بانکی ودسته چکی همانطور که عرض شد بقول آن شاعر محلی:

حالا او بود وقیافه ی الکی- کوتی و شلواری و دسته چکی  

عمو را بر تخت روان زرین نشاندندی وغلامانی سیاه از زنگبار بر دوش گرفتندی وتا سالن کنفرانس بردندی ورود عمو به جلسه  و وصف شادی همکاران در وهم نگنجد خصوصا مازنی ها که سالها بل قرنها بی عموئی کشیده بودند از خوشحالی در پوست نمی گنجیدند دوان دوان وهنس هنس کنان خود رابه خانه رساندند وخبر رسیدن عمو را به مار (1) خود دادند آنها هم (همان مارها) با چشم گریان این شعر را بحالت دق کرده زمزمه می کردند که ای عمو "گفته بودم تو بیائی غم دل با تو بگویم - چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی" و هریک خود را به عمو رسانده و نجواکنان می گفتند "آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند- آیا بود که گوشه ی چشمی بما کنند" (برگردید این قسمت را دوباره بخوانید وخوب تصور کنید اگر فیلمش کنید چه فیلمی می شود) باری خبر رسیدن عمو در شهر پیچید وشهر یکپارچه غرق شور وشادی شد بره ها وکهره ها پیش پای عمو ذبح کردندی و جشن وشادی برپانمودندی و هفت روز وهفت شب طبل ودهل نواختندی و ارغشتک زدند و حرکات موزون و در هفتم روز بار عام دادندی چی میگم کجا بودم مثل اینکه کمی قاطی کردم من را به همان فرکانس قبلی برگردانید!

بلی عمو به جلسه وارد شد وبه تواضع وفروتنی! در پائین جلسه نشست عموهای دیگر از شهرهای مختلف آمدند یکی از یکی بهتر والبته خاله ها (2) (اسامی وعکس های زیبایشان را در اینجا و اینجا وسایر وبلاگها ببینید) آنقدر عمو آمدند که بر وبچه های مازنی سیر عمو شدند وهرکدام بجای یک عمو می توانست چندین عمو داشته باشد آنهم چه عموهائی هریک یلی!

 نشست با قرائت زیبای دوست و همکار عزیزمان جناب رستمیان که این روزها تلاشی ستودنی برای برگزاری این نشست داشت و همیشه بود و همیشه ایستاده بود و هماهنگیها را انجام می داد شروع شد ، مجری نشست جناب ساداتی همکار دیگرمان  که ایشان نیز تلاشی بسیار داشتند و بمانند جناب رستمیان همیشه بودند سکاندار نشست بود و از جناب شعبانی همکار و استاد گرامیمان که این روزها همیشه با حضور گرم و صمیمی و در جلساتی که برای برگزاری نشست تشکیل می شد ، همیشه همراه و راهنما بودند و زحمات بسیاری را در این روزها متقبل و متحمل می شدند از طرف جامعه سردفتران و دفتریاران مازندران برای همکاران خیر مقدم داشتند ،

عمو را صدا زدند و درصدر نشاندند وقدر شناختند ومیکروفون بدستش دادند تا همگان را به فیض برساند عمو هم اسب بلاغت در میدان فضاحت بجهانید وهمگان را از افاضات خود مستفیض نمود وچنان فصیح وبلیغ وغرا ساعتها سخنرانی کرد که همه انگشت بدهان ومحظوظ شدند سپس سایر همکاران سخنرانیها نمودند ، سرمیز انواع شیرینی ها و اطعمه واشربه وماکولات وفواکه بود وآنهم چه انواعی سیب های سرخ لبنانی مثل هلو و پرتقالهای نافی واشنگتنی وموزهای اکوادری هر کدام یک گز وخیار سبز والبته گوجه سبز وچه گوجه سبزهائی هریک به اندازه یک گوجه فرنگی مثل خورشید می درخشیدند عمو یک خیارسبز و دو گوجه تناول کرد نشست رسمی خاتمه یافت ،

شام پلو بود وماهی وانواع آن از سفید و کفال و سوف وسیم وکپور وکلمه و ماش وجای شما خالی اینجاست که عمو توصیه می کند اگر وبلاگ نویس نیستید کمینه وبلاگ خوان باشید تا شما هم از این خوان گسترده الهی ونعم بی پایان حضرتش بهرمند شوید

 همه رفتند ،
 ساعت:  دوازده شب مکان : کنار ساحل زیبای دریای خزر : گپ و گفتی صمیمانه و بعد نشستی صمیمانه تر سخن ها بسیار گفتند والبته خروارها کاهو که با آن می شد تمام بوفالوهای قرن هجده قاره آمریکا را هفت روز وهفت شب سیر کرد وبشکه ها سکنجبین والحق که خوشمزه بود وشبی بیاد ماندنی و زمان بسرعت بسمت رونمائی صبح جمعه درحال گذر بود ، و همه بخواب رفتند تا برای فردا خوابهای خوش ببینند شب جمعه بود وافسوس که ...


صبحانه خاویار  فیل ماهی و شیپ وچال باش و قره برون و اوزون برون و استرلیاد و کالوگا و کره ی محلی وعسل کوههای سبلان و پنیرهای تبریزی (همانها که وصفش را دادم!)و نان بربری و شیر وشکر و نان وحلوا و مرغنه وچای شیرین گوجه فرنگی وهندوانه و خیار سبز و سبزی وکیلکای آنچوی و چشم درشت ومعمولی وچه شاهانه

 و جلسه صبح جمعه شروع شد، دقایقی بعد جناب عادلی که نامش برای همکاران  نامی آشناست وارد شدند ، با ورود  عادلی همه ازجا برخاستند تا به پاس تلاشها و پایمردی این مرد بزرگ و همکار دلسوز  در همه حوزه ها ادای احترام نمایند او که بهمراه جناب طباطبائی از پایه گذاران نشست همکاران وبلاگنویس بودند. میهمان نشست جناب عبدی مدیرکل محترم ثبت استان بودند که سخنانی نغز و نصایحی مشفقانه برای همکاران فعال درفضای مجازی داشتند و بالاخره عقربه های زمان پایان نشست را نشان دادند ، بیانیه پایانی قرائت شد ، پایان نشست اعلام شد ولی این پایان ماجرا نبود ، قرار مان نشست های  بعدی ... در یزد شهر قنوت وقنات وقناعت

ناهار اکبر جوجه وباقالی پلو و خورش مرغ ترش وسبزی پلو وشکم پر آملی وماش پلو و میزراقاسمی و نازخاتون و پلو زعفرانی و کتلت و کته با فتح "ک" نه با ضم "گ" و همچنین ترشی تره و ترشه کباب و باقلاقاتق وکدوبره وآش دوغ و...

افزایش گازهای گلخانه ای وسوراخ شدن لایه ی اوزون موجب تغییر شرایط  اقلیمی  ودر نتیجه محصولات کشاورزی شده است مناطقی که زمانی دارای بارندگی زیاد بودند اینک دچار خشکسالی شده اند چندین سال قبل باغهای پرتقال شمال را درآورده وبجای آن درختان کیوی کاشتند بنظر می رسد که ظرف این چند سال آب وهوای کره زمین بشدت تغییر کرده است بنحوی که در مازندران بجای درختان کیوی آناناس کاشته اند و باغهای چای لاهیجان خشک شده است جای شما سبز این مدتی که ساری بودیم مرتب به ما "آب آناناس" می دادند ولی دریغ از یک چای آنهم عموی چای خور که روزی چهار فلاسک چای می خورد با این وضع در دوره های بعدی سفرهای استانی ! وبلاگنویسان که دوباره نوبت مازندران برسد شاهد درختان مانگو وتمر هندی خواهیم بود

(1) این مار آن ماری نیست که نیش می زند "مار" در زبان مازندرانی!

(2) که ما را یارای مزاح با ایشان نیست زیرا که عمو این قدر بصیرت دارد که با دم شیر بازی نتوان کرد!


 
بیانیه وبلاگ نویسان حوزه ی سردفتری!
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٧  کلمات کلیدی:
 دومین نشست سردفتران وبلاگ نویس در روزهای چهارم وپنجم خردادماه در ساری مرکزاستان مازندران تشکیل شد شرح دعوت ودست اندرکاران و پذیرائی و اغذیه واشربه وفواکه و... بماند برای پست بعدی عجالتا ذیلا بیانیه این نشست بنقل از وبلاگ جامعه سردفتران ودفتریاران مازندران تقدیم می گردد  

                بسمه تعالی

در سایه عنایت حضرت باریتعالی و همت عالی همکاران وبلاگ نویس حوزه سردفتری و وبلاگ خوانان محترم این حوزه اولین همایش سراسری وبلاگ نویسان حوزه سردفتری در مرکز استان مازندران (ساری ) در روزهای پنج شنبه و جمعه چهارم و پنجم خردادماه سال 1391 تشکیل و تصمیماتی بشرح زیر اتخاذ گردید:

1- در پی پیشنهاد اکثریت قریب به اتفاق حاضرین مبنی بر تشکیل جامعه مجازی وبلاگنویسان حوزه سردفتری مقررگردید هیئتی تحت عنوان هیئت بررسی انتخاب شود ماموریت این هیئت این است که ضمن بررسی همه جانبه نسبت به فراهم کردن مقدمات و ارائه راهکارها و شرح وظایف و پیگیری امور مربوطه اقدام و نظر نهایی خود را تا جلسه آینده ارائه نمایند در همین راستا و با اکثریت آراء مسئولیت این امر به عهده آقایان طباطبائی سردفتر اسناد رسمی 3 یزد و عادلی سردفتر اسناد رسمی 84 چالوس و سلیمی سردفتر اسناد رسمی 941 تهران و احمد لو سردفتر اسناد رسمی 11 مرند و موسوی گرمستانی سردفتر اسناد رسمی 118 ساری محول گردید.

2- در جهت ترغیب و تشویق همکاران و تسهیل اطلاع رسانی و ایجاد هماهنگی و تبادل نظرات علمی و حقوقی مقرر شد تا اسامی تمام وبلاگ ها ی حوزه سردفتری تهیه و از طرق مناسب (تکثیر اسامی یا انتشار از طریق مجله کانون ) در اختیار تمامی همکاران سراسر کشور قرارگیرد .

3- با عنایت به اینکه کانون سردفتران و دفتریاران کشور نماینده رسمی دفاتر اسناد رسمی محسوب می شوند ضرورت دارد تا تعامل و همکاری لازم با این نهاد قانونی وجود داشته باشد و البته این انتظار نیز از کانون محترم می رود که تعامل متقابل با جامعه مجازی حوزه سردفتری و مجموعه همکاران و جوامع و کانونها ی استان ها را در برنامه کاری داشته باشند و در جهت دفاع از حقوق دفاتر اسناد رسمی و تثبیت جایگاه آنان نهایت تلاش خود را بکار بندند و در تصمیم گیری های خود نظرات این مجموعه را عملا" مورد توجه قراردهند.

4- در جهت حفظ حرمت ها و تثبیت جایگاه دفاتر و عنوان الهی کاتب بالعدل از مدیران وبلاگها درخواست می شود تا ضمن احترام به آرا و عقاید افراد و احترام به آزادی اندیشه و قلم و بازگذاردن باب انتقادها نسبت به کنترل کامنت هایی که تحت عناوین مجهول و توهین آمیز ارسال می شود اقدام نمایند و از ارسال کامنتهای که موجب تشویش اذهان عمومی و تخریب این جایگاه با ارزش می شود خودداری نمایند ضمنا" در جهت پیشگیری از پاره ای مشکلات قانونی و حفظ حرمت مدیران وبلاگها مدیران محترم وبلاگهای حاضر در جلسه متعهد شدند بخش توضیحات سردر وبلاگ خود (پروفایل ) را تکمیل و توضیح آن برای اطلاع عامه قید شود که مطالب این وبلاگ نظرات شخصی نویسنده و همکاران نظر دهنده بوده و استنباط نهایی آن بعهده خواننده می باشد.

5- در جهت تقویت جایگاه دفاتر اسناد رسمی و حمایت از حقوق آنها و جلوگیری از تضیییع حقوق قانونی دفاتر مقرر گردید که همکاران در مسائل مبتلابه از طریق انتشار هماهنگ مطالب در وبلاگهای مورد وثوق این حوزه راهکار و فعل واحدی را در سراسر کشور در پیش گیرند و با ایجاد وحدت رویه در عمل به مقابله با این اقدامات خلاف قانون برخیزند .

6- در راستای جلسه قبلی مقررشد تا موارد زیر مورد توجه مجدد و پیگیری قرارگیرد .

الف) پیگیری ماده 29 قانون تخلفات راهنمایی و راننگی و جلوگیری از استمرار قانون شکنی برخی از مراجع و نهادها.

ب) پیگیری در جهت حذف تبصره آیین نامه ماده 58 قانون دفاتر اسناد رسمی .

ج) فعال تر شدن بازرسی کانون و جوامع در جهت حفظ حرمت دفاتر و تلاش برای اعتلای حیثیت شغلی و منزلت و شان دفاتر و رفع ایرادات در داخل مجموعه .

د) پیگیری و ارائه نظریات در خصوص طرح اصلاح موادی از قانون دفاتر اسناد رسمی که توسط مجلس اعلام وصول شد.

7- سومین نشست و همایش سراسری وبلاگنویسان در حوزه  سردفتری مقرر گردید در آبان ماه سال جاری در شهرستان یزد برگزار گردد که تاریخ دقیق آن متعاقبا" توسط جناب آقای طباطبائی اعلام خواهد شد . 

با امید به اینکه بتوانیم در سایه همدلی و همکاری بیش از گذشته شاهد اعتلای جایگاه سردفتری و موفقیت حرفه ای همکاران و کاهش آلام و دردهای آنان باشیم .

خدایا چنان کن سر انجام کار               تو خشنود باشی و ما رستگار