کلبه ی عمو

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست...

اندر خواص کدو!
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

 

مدتی وبلاگها وسایتهای همکاران بروز نمی شودمایه ی دلتنگی است هی بروی درخانه ی دوستانی در بزنی در را بازنکنند احساس بدی دراین روزهای سرد زمستان ... آدم یاد شعر اخوان می افتد "سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است..."

چند روز پیش دویستمین سالگرد تولد چارلز دیکنز نویسنده شهیر انگلیسی بود از جمله کتابهای او آرزوهای بزرگ و الیور تویست و دیوید کاپرفیلد و داستان دو شهر است من هم می خواستم آرزوهای خودم را بنویسم ولی فرصت نداشتم گرفتار استعلام الکترونیکی و... بودم ولی سعی می کنم بتدریج بنویسم  از آرزوهائی که داشتم  آرزوی داشتن یک کلاه لبه دار   آرزوی داشتن تنبانی بغیر از رنگ آبی!  آرزوی داشتن کفشی اندازه پا  آرزوی سوار شدن خر وقتی هرسال آخر تابستان می رفتیم زیارت امامزادگان آرزوی ... (می نویسمشان)

 امروز دوستی را دیدم مقداری کدو خریده بود به شوخی گفتم کشک وکدو گفت دیگر نمی شود خورد ! کدو کیلوئی سه هزار تومان شده آه از نهادم برآمد آخر یکی از خوراک های عمو کشک و کدوست  اصلا عشق عمو کدوست امروز هم که روز عشاق (والنتاین) است برای مشغول شدن همکاران این پست را نوشتم تا اگر کدو را نتوانند خرید خواص آن را بدانند (آب دریا را اگر نتوان کشید- هم بقدر تشنگی باید چشید)

این مطلب را از اینجا قرض گرفته ام زیرا "خوشتر آن باشد که سر دلبران (یعنی همان کدو وکشک و...) - گفته آید در حدیث دیگران"

کدو سبز و خواص مفید آن 

کدو از نظر علم گیاه شناسی یک میوه ی تابستانی است اما از نظر پخت و پز به عنوان یک سبزی در نظر گرفته می شود که خیلی هم ارزش تغذیه ای زیادی دارد و برای سلامتی بسیار مفید است.

کدو یک سبزی استوانه ای شکل شبیه خیار می باشد که دارای طعم تند و تیز و شیرینی با هم است.

این گیاه به رنگ های سبز و زرد در دسترس می باشد.

بیایید با هم به خواص این سبزی سالم و مفید، نظری بیندازیم:

1- غنی از مواد مغذی

کدو سبز از نظر تغذیه ای دارای ارزش زیادی است و به عنوان یک منبع خوب ویتامین C، ویتامین A (به دلیل داشتن سطوح بالای کاروتنوئیدها مانند بتاکاروتن)، منیزیم، پتاسیم، مس، فیبر، فولات، فسفر و ریبوفلاوین شناخته می شود.

کدو سبز همچنین یکی از بهترین منابع غذایی منگنز نیز می باشد.

این گیاه مقدار قابل توجهی از ویتامین B1 و B6 مورد نیاز بدن را نیز تأمین می کند.

از دیگر مواد مغذی موجود در کدو سبز می توان به پروتئین، روی، کلسیم، آهن، نیاسین، تریپتوفان، ویتامین K و... اشاره کرد.

کدو سبز

2- کاهش علایم بیماری

این باور وجود دارد که کدو سبز آسم را درمان می کند؛ زیرا حاوی ویتامین C بالایی می باشد.

دریافت منظم این سبزی موجب کاهش سطوح بالای هموسیستئین خون می شود؛ حتما می دانید که سطوح بالای هموسیستئین منجر به حمله قلبی و سکته مغزی می شود.

مقدار بالای ویتامین C و لوتئین موجود در کدو سبز به چشم های شما کمک می کند تا بهتر ببینید و سلامت آن ها را بهتر حفظ نمایید.

فولات، پتاسیم و ویتامین A با هم در جهت حفظ و بهبود سلامت عمومی مشارکت می کنند.

تحقیقات اخیر نشان داده است که عصاره ی کدو سبز به تخفیف علایم بزرگی خوش خیم پروستات کمک می کند؛ همان طور که می دانید بزرگی خوش خیم پروستات منجر به مشکلاتی در عملکرد دستگاه ادراری و جنسی می شود؛ فیتونوترینت های موجود در کدو سبز عامل این تسکین هستند.

مس موجود در این سبزی به کاهش علایم دردناک آرتریت روماتوئید کمک می کند. 

3- پیشگیری از بیماری ها

کدو سبز یکی از بهترین غذاهایی است که به پیشگیری از بیماری اسکوربوت، کبودی و... که در نتیجه ی کمبود ویتامین C به وجود می آید کمک می کند.

همچنین از خطر ابتلا به ام اس و سرطان کولون (روده بزرگ) محافظت می کند.

کدو سبز حاوی عناصر ضد سرطانی است.

آب کدو سبز از نظر توانایی مقابله با جهش های سلولی همانند تره فرنگی، تربچه و کدوتنبل است.

بیشتر مواد مغذی موجود در کدو سبز به پیشگیری از آترواسکلروزیس (گرفتگی عروق) و بیماری های قلبی در دیابتی ها کمک می کند و همچنین خطر حمله ی قلبی و سکته ی مغزی را به وسیله ی کاهش فشار خون بالا، کاهش می دهد.

کدو سبز از اکسیداسیون کلسترول که یکی از دلایل اصلی تجمع کلسترول در دیواره ی رگ های خونی می باشد جلوگیری می کند.

به این ترتیب کدو سبز یکی از بهترین غذاها برای مبارزه با بیماری ها است چرا که حاوی ترکیبات آنتی اکسیدانی و ضد التهابی می باشد.

4- خواص ضد پیری

این اعتقاد وجود دارد که کدو سبز حاوی ترکیبات ضد پیری بسیار خوبی است. آنتی اکسیدان های موجود در آن موجب تقویت حافظه و کاهش مشکلات وابسته به سن به میزان 40 درصد می شود.

بر طبق تحقیق انجام شده توسط دانشگاه راش در شیکاگو، ویتامین A و E در ترکیب با اسیدهای چرب امگا 3 جذب آنتی اکسیدن های محلول در چربی را تقویت می کند و به بازسازی مؤثر سلول های مغزی کمک می کند. 

5- کاهش وزن

کدو سبز حاوی بیش از 95 درصد آب می باشد که آن را به عنوان یکی از بهترین غذاها برای افرادی که رژیم دارند، مطرح می کند.

کدو سبز همچنین حاوی کالری کمی است، به طوری که هر 100 گرم آن فقط حدود 25 کالری دارد. علاوه بر این مشخص شده است که کدو سبز متابولیسم یا سوخت و ساز بدن را بالا می برد. 

دیگر فواید:

علاوه بر خواص متعدد و مفید کدو سبز بر سلامتی، این سبزی به عنوان عضو اصلی و یا اجزای جدایی ناپذیر سالادها، خورش ها، سوپ ها و... به کار برده می شود.

این موضوع آزمایش شده است که افزودن کدو سبز به نان ها و کلوچه ها، آن ها را سه برابر مرطوب تر و لطیف تر می کند.

کدو سبز معمولاً از آن دسته موادی است که در تمام مدت سال، یا حداقل بیشتر آن، در اختیار و در دسترس شما است پس آن را به طور مرتب در غذاهای تان استفاده کنید تا از بیماری ها در امان باشید.  "سالم بخورید، سالم باشید"  

  ترجمه: مریم مرادیان نیری – کارشناس تغذیه تبیان
 
 
این هم لینک خواص چای سبز که همکار محترم اشاره فرموده اند

 
مشارکت بنام یک نفر ولی فروش اقساطی بنام دونفر!
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: پرسش های بانکی

عموی بسیار عزیزی چنین پرسشی مطرح نموده البته پاسخ ناقصی ایمیلی ارسال نمودم :

"شخصی جهت احداث 2 واحد مسکونی (در واقع یک واحد چون تفکیک نشده) مبلغ 40میلیون تومان از بانک مسکن وام گرفته وقرارداد مشارکت مدنی در دفترخانه تنظیم شده وحالا پس ازاتمام ساختمان بانک 2فقره قرارداد فروش اقساطی به دفترخانه ارسال نموده در اولی شخص شریک بعنوان راهن وبدهکار ودر دومی برادر شریک بعنوان بدهکار وخود شریک بعنوان راهن (بدون اینکه ملک تفکیک وبنام برادر سندتنظیم شود) واعلام نموده که این قراردادها پیرو سند مشارکت  مدنی بوده واز مبلغ هر سند 20میلیون تومان کسر وسپس حق الثبت محاسبه شود؟"

با توجه به پرسش آن عمو  این عمو چند پرسش مطرح می نمایم که با پاسخ به آنها آن عمو به پاسخ خود خواهد رسید:

1- در مواردی که برای یک وام دو یا چند قرارداد تنظیم می شودچه کسی ارتباط قراردادها را اعلام می کند؟

2- نمونه ی بارز وامی که برای آن دو قرارداد یا بیشتر تنظیم می شود کدام قرارداد است؟

3-آیا نمونه ی دیگری سراغ دارید؟

4-در این نوع قراردادها حق الثبت به چه ترتیبی وصول می شود؟

5-وحق التحریر چطور؟

6-آیا چنانچه بانک ارتباط دوقرارداد را به یکدیگر اعلام نماید باید مبلغ قرارداد اول را از دومی در محاسبه ی حق الثبت کم کرد؟

7- هرنوع قراردادکه باشد حتی اگربانک ارتباط دوقرارداد تسهیلات (غیرازمشارکت مدنی وفروش اقساطی)‌ را به هم اعلام نماید باید کم نمود؟

8- در قراردادهای افزایش مبلغ، حق الثبت ومخصوصا حق التحریر را در قرارداد دوم (افزایش) چگونه حساب می کنید؟

9-آیا برای یک قرارداد مشارکت بانک می تواند دو یا چند قرارداد فروش اقساطی تنظیم کند؟

10-آیا برای دوقرارداد مشارکت بانک می تواند یک فروش اقساطی تنظیم کند؟

11-اگر بانک نسبت به یک پلاک ثبتی مشارکتی با مالک آن پلاک که یک نفر است تنظیم کرده باشد آیا می تواند دو قرارداد فروش اقساطی به شرح زیر تنظیم نماید:

الف- یک فقره فروش اقساطی با مالک مزبور

ب- یک فقره فروش اقساطی دیگر با برادر مالک بعنوان بدهکار و اینکه مالک راهن باشدبطور همزمان

وآیا در این دوقرارداد فروش اقساطی می توان سه دانگ مشاع را برای هریک بعنوان گروگان قرار داد؟

12-آیا اصولا تنظیم قرارداد فروش اقساطی با شخص دیگری که طرف قرارداد مشارکت نبوده صحیح است؟

13- برای حل این مسئله ودرخواست بانک ومشتری چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

اول- انتقال سه دانگ از آن خانه (که اینک در دوطبقه ساخته شده است) به برادر مشتری در دوران مشارکت مدنی قبل از فروش اقساطی با اجازه بانک وسپس تفکیک وبعد تنظیم دوفقره فروش اقساطی یکی بنام مشتری ودیگری بنام برادر مشتری

دوم- تفکیک خانه به دو پلاک در زمان مشارکت وسپس انتقال یکی از آنها به برادر شریک با اجازه بانک وسپس تنظیم دوفقره فروش اقساطی یکی بنام شریک ودیگری بنام برادرش

سوم- تفکیک خانه به دوپلاک وتنظیم دوفقره سند فروش اقساطی بنام خود شریک وبعد انتقال یکی از آنها به برادر شریک البته با اجازه بانک مرتهن

کدام یک صحیح است؟ آیا هر سه صحیح است؟ کدام یک بهتر است وبصواب نزدیکتر؟

14-آیا در بندهای اول ودوم پرسش 13 تبدیل تعهد انجام نمی شود؟

15-اگر می توان دو قرارداد فروش اقساطی تنظیم نمود آیا می توان این دوقرارداد فروش اقساطی را با فاصله ی زمانی از هم تنظیم نمود؟

 

پاسخ عمو خادمی عزیز سردفتر 1 مهاباد: 

باسلام ودرود برعموی اصلی وعموی سوال کننده درحد وسع ناچیزم بترتیب شماره مختصرا نظرم راعرض میکنم اگرنیاز به توضیح بیشتریا مستنداتی بیشتر بود اعلام تا رفع نقص شود ضمناسایر دوستان واستادان محترم هم دراظهار نظراتشان کم وکاستی ها راتکمیل خواهند فرمود

 
1-وفق  تبصره 3ماده 15قانون عملیات بانکی بدون ربا اصلاحی مورخ 28/12/1365((ملاک تشخیص ارتباط قراردادها اعلام بانک ذیربط است

2- نمونه مرسوم وبارز مشارکت مدنی تبدیلی به فروش اقساطی است ولی این دلیل منحصر بودن به همین نوع قرارداد نیست درقانون هم احصانشده ودرتمامی  قراردادهای اعطاتسهیلات بانکی مشمول قابل اعمال است. 

 3- بغیر ازمشارکت چند سال قبل که بانک مسکن برای اعطا وام خرید 1 یاچند دانگ ملک رادرقالب خرید قطعی به قیمت اصل تسهیلات می خرید بعد آنرا درقبال مبلغ اصل وفرع درقالب مشتمل برهن به متقاضی وام ومالک چند دانگ مشاع دیگر می فروخت ودرهمان سند ششدانگ رابرهن میگرفت بخشنامه سازمان داریم که بااعلام بانک مابه التفاوت رقم دوسند مبنای محاسبه حق الثبت بود ولی مرسوم ترین نمونه همان مشارکت به فروش اقساطی میباشد. 

4- برابر تبصره 3مورداشاره حق الثبت ازمابه التفاوت رقم دو سند اول ودوم محاسبه میشودچون درتبصره تصریح شده (( ... حقوق متعلق اعم ازهرنوع عوارض حق الثبت ونظایرآ،ن باستثنای حق التحریرباید نسبت به مابه التفاوت دورقم فو ق الذکر محاسبه ودریافت گردد. ملاک تشخیص ارتباط قراردادها اعلام بانک ذیربط است ))

5- باتوجه به استثنا تحریر درتبصره فوق نسبت به کل مبلغ اسناد تحریر محاسبه ووصول خواهدشد.

6- بانک فقط مرجع اعلام ارتباط قراردادها می باشد وتکلیف محاسبه حق الثبت ازمابه التفاوت رقم دوسند درخود تبصره تصریح والزام شده است.

7 -درصورت تنظیم بیش ازیک قرارداد برای اعطای یک تسهیلات صرفنظر ازنوع آنها مفاد تبصره 3اعمال خواهدشد.

 8- برابر بند 70 م ب ث دراسناد افزایش مبلغ بشرط رد وبدل شدن مازاد برمبلغ  سند قبلی به نسبت مبلغ افزایش یافته حق الثبت وتحریر وصول خواهدشد.


9- بانک میتواند براساس یک سند مشارکت 2یاچند سند فروش اقساطی تنظیم کند (بدهکاریامبنای محاسبه درصد وکارمزد ومنبع تسهیلات "باسپرده وبی سپرده" ویاشرایط متفاوت باشد.)

10- بانک میتواند سهم الشرکه خودناشی از2یا3یابیشتر اسنادمشارکت مدنی را طی یک قرارداد فروش اقساطی بشریک یادیگری واگذار نماید ومنعی بنظرم نرسید.


11- میتوان وثایق سه دانگ مشاع باشند ولی حقوق بانک درترهین ششدانگ مفروز محفوظ تراست ودرمرحله اجرا حداقل ازنظر تصرف درمال مشاع که لازمه رضایت مالک سهام مشاع دیگر است مشکل نخواهدداشت پس مفروز باشد بهتراست البته میتوان دراسناد بارهن مشاع تصریح کرد که ((درصورت تخلف هریک ازمتعهدین دوسند، کل دین ومطالبات تبدیل بدین حال شده وبانک حق صدور اجراییه راهمزمان برای هردو قرارداد (عملا" 6دانگ وثیقه ) داشته باشد. 

12-صحیح است ومنعی ندارد (ردیف 165 م ب ث )موضوع بخشنامه های شماره 34/7071مورخ 17/4/86و34/1869مورخ 18/2/1384سازمان ثبت واموراسناد
13- هر3راه حل صحیح است . ولی راه حل سوم باضوابط بانک مسکن مغایرت دارد وبانک تعامل نخواهدکرد- ولی مجموعا راه حل دوم بهتر است. 

 14-تبدیل تعهدانجام نمیشود بلکه متعهد به متعهد دیگر تبدیل میشود (کد 661 م ب ث ).

15- همزمان بودن قراردادهای فروش اقساطی لزومی ندارد .
امیدوارم مورداستفاده ومفید واقع گردد. 

واما از عمو شعبانی عزیز: 

با تقدیم احترام-در ادامه نظر جناب خادمی این نکته را ضروری میدانم-با توجه به اینکه در این نوع قراردادها مقصود نهایی این است که نفردوم مالک بک واحد شود واین اقدام بانک بخاطر جلوگیری از تاخیر در تنظیم قرارداد اقساطی است خوب است که در این قرارداد اشاره شود که برابر اعلام و خواست طرفین و قبولی بانک راهن متعهد است بعد از اخذ سند تفکیکی. واحد فلان را بصورت قطعی به آقای فلانی(بدهکار رهنی دوم)با حفظ حقوق بانک منتقل نماید و.... 


 
آلیس درسرزمین عجایب!
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: طنز

چند روزاست که علاوه برگرفتاریهای روزانه ی دفترخانه واعصاب خردی دیگری که داستانی مفصل دارد گرفتار استعلام الکترونیک! شده ام سند نویس رفته مرخصی بقیه کارکنان با سیستم آشنا نیستند و گرفتار کار خود هستند من هستم و سند نویسی و پرداخت الکترونیکی باپوز و ارسال استعلام الکترونیکی. پوز قطع می شود یا ناز می آید وچند بار خطا در رمز نگاری اعلام می کند وتراکنش ناموفق می دهد ونگاههای مشتری که پیداست تصور می کنند چند مرتبه از حسابشان برداشت کرده ام ومن هم تذکر می دهم حسابشان را از بابت میزان برداشت چک کنند تا بدین طریق رفع اتهام از خود کرده باشم و ارسال استعلامها که ایتنرنت قطع می کند و سامانه جواب نمی دهد و سیستم هنگ می کند وبدنبال آن من مشنگ هم. وآنهم چه هنگ کردنی! امروز کارهای دفتر ماند تمام نشد قول دادم تعهدی دانشجوئی را برای آخر وقت آماده کنم نشد جلوی دانشجو وپدرش شرمنده شدم طرف بزرگواری کرد وتا فردا مهلت داد دو سه روز دچار کم خوابی بودم چرت عصرانه نداشتم و حقیقتا خسته بودم جسما وروحا.  آمدم خانه ناهار را گرم کردم وکتری رابرای چای گذاشتم چون می خواستم برگردم دفتر در حین گرم کردن غذا تصمیم گرفتم برای فردا وپس فردا هم ناهار درست کنم و دوتا پیاز بزرگ درقابلمه خرد کردم وکمی روغن و دو بسته گوشت قرمز –برغم تمام مضراتش- ریختم و مقداری چرخاندم تا پیاز وگوشت وروغن باهم کمی سرخ شوند و قاشقی زردچوبه و باز هم چرخاندن وقاشقی سس گوجه وبازهم چرخاندن تا خوب مثل خودم قاطی شود  کتری آب جوش را برداشته و در قابلمه ریختم گفت "جز" چه صدای دل انگیزی –دل انگیز تر از عری خر که بعدا خواهم نوشت- قابلمه را تا نصفه ی بیشتری آب کردم  قابلمه داغ بود وآب هم جوش شروع به جوشیدن کرد. از همان اول چه رنگ زیبائی داشت باور کنید بشدت آن رنگ مورد توجه عمو قرار گرفته رنگ غذا واقعا معرکه بود زرد مایل به نارنجی ودرخود مایه های سرخی آتشینی داشت چون آتش یک عشق. غذا نبود عشق بود. میگویند هر کسی یکبار در زندگی عاشق می شود وعشق هم همان عشق اول است. ولی عمو که من باشم یادم نمی آید یعنی آنقدر همیشه گرفتار سگ دوئی زندگی بوده ام که هیچ وقت فرصت فکرکردن به آن را هم نداشته ام ولی امروز به قابلمه ای که می جوشید نگاه کردم یاد این شعر افتادم که " هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم -نبودبرسر آتش میسرم که نجوشم" واقعا می جوشید من هم شور وحالی پیدا کرده بودم از شما چه پنهان انگار عاشق شده بودم  (بلند نخندید بگذارید شاهنامه آخرش خوش است) لازم نیست که یک پروسه ی طولانی طی شود تا شما عاشق شوید یک نگاه حتی نیم نگاه می تواند شما را عاشق کند یا عشق حفته زیر خاکستر را شعله ور نماید. سفره را آوردم وابتدا لیوان آب را که خفه نشوم وبعد ناهار را وسالاد را وفلاسک چای را وهمه چیز را. ناهار را تناول کرده وسفره را جمع کردم دو تا اس ام اس  آمد که فرموده اند اسناد خودرو فلان وفلان یکی از همکاران درخواست کرد که من هم چیزی بگویم. اعصابم خرد بود جواب دادم "باشه یه چرت بگیرم که وقت خوابست مرا" –گویند بخواب تا بخوابش بینی – ای بیخبران چه وقت خوابست مرا" از سر نهایت عصانیت سر بربالین گذاشتم ساعت سه ونیم بود خواب رفتم ولی چه خوابی از همان اول کابوس بود یک ساعت گذشت بوی عجیبی می آمد یک دو دقیقه ای هنگ کرده بودم – عمو تو کی هنگ نیستی- گیج ومنگ که بوی چیست. یک لحظه ای وای ای داد عشق من این بوی عشق من بود بوی غذای فردا وپس فردا خودم را به آشپزخانه رساندم آن رنگ زیبا آن رنگ آتشین حالا چند تکه ذغال بود وچه بوی سوختنی که تا یک هفته از فضا خارج نمی شود بنظرم چشمش کرده بودم! گرچه چشمان عمو شور نیست و هیچ وقت به هیچ چیز توجه نمی کند ولی غذا را چشم کرده بودم قابلمه چدنی را برداشته ودر ظرفشوئی گذاشتم بسیار داغ چون کوره ی ذوب آهن شده بود کف ظرفشوئی خیس بود گفت "جز" ولی این جز دیگر دل انگیز نبود در این ماجرا علاوه بر دست عمو یک جای دیگرش هم سوخت که باید آب بریزد آنجا. بسته ی سبزی پخته شده را که زن عمو ازقبل تهیه کرده ولوبیای قرمز هم در آن زده بود وبرای قورمه سبزی بیرون آورده بودم مجددا در فریزر گذاشتم واز خیر درست کردن غذا گذشتم که کار بسیار داشتم . چای در فلاسک دم کشیده وچشم خروسی شده ورنگ محشری داشت –ول کن عمو تا فلاسک را منفجر نکرده ای ول کن – بله چای خوشرنگی بود دو لیوان پشت سر هم با نبات خانگی زدم وباز هم به تنظیمات اولیه برگشتم رفتم تو اینترنت ببینم اصل افاضات جناب نماینده حقوقی! چی بوده دیدم عمو سلیمی اصل خبر و مطلبی اعتراضی هم به دنبال آن نوشته وچه نوشتنی هم کرده –مواظب باش عمو، عمو سلیمی را چشم نکنی- بزنم به تخته واقعا کیف کردم دستش درد نکند. یک لحظه رفتم به دوران کودکی نه کودکی خودم که آن زمان ما تلویزیون نداشتیم یک رادیوی فیلیپس دو رنگ بود که هر عصر پدرم آن را روشن می کرد وبه برنامه دهقان گوش می داد این شعر با یک آهنگ زیبائی مطلع برنامه بود "به دهقان آزاده از ما درود – به گیتی در خرمی او گشود". بله به دوران کودکی بچه ها برگشتم. همانطور که آنها با چشمان گرد زیبایشان –مواظب باش عمو- به تلویزیون نگاه می کردند من هم اتفاقا اگر فرصتی بود به آنها و تلویزیون نگاه می کردم. حنا دختری در مزرعه ،بابا لنگ دراز، آنشرلی با موهای قرمز، پسر شجاع که من چقدر دلم می خواست مثل او شجاع بودم و در برابر شیپور چی می ایستادم و آلیس در سرزمین عجایب که در آن چیزهای خنده داری بود همه چیز وارونه بود برخلاف روش معمول جشن روز غیرتولد می گرفتند قوانین اجتماعی که هیچ، حتی قوانین طبیعی وفیزیکی برعکس بود خلاصه بلانسبت یک "خر تو خری" بود که نگو من هم خیلی لذت می بردم آنجا قانون یعنی کشک هر کی هر کاری دلش می خواست می کرد قانون را می شکست وهرطور تفسیرش می کرد هرکی به هرکی بود.  بازم قاطی کردم سردرد عجیبی گرفتم قندم خونم افتاد فکر می کنم –عمو مگر توهم فکرمی کنی مگر فکر داری مگرمغز داری اگر مغز داشتی که دنبال این شغل نمی رفتی- با آن صبحانه (نون وپنیری) که عرض کردم دیگر نمی شود کار سردفتری کرد از این رو عمو تصمیم گرفتم هر شب یک کله پاچه ی خر در دیگ بگذارم با همان روش عموئی پیاز و زردچوبه و سس وبا آتش ملایم تا صبح بجوشد وصبحانه کله پاچه ی خر تناول کنم تا بتوانم براحتی با ارباب رجوع و ادارات وبخشنامه ها وقوانین و پوز و الکترونیک و این خبرهای خوشایند کنار بیام همان کاری که یکبار در زندگی کردم همان موقع که مغز خر خوردم و به این شغل آمدم.