کلبه ی عمو

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست...

شرط عدم فروش!
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی:

بنا به درخواست یکی از همکاران عزیز این چند پرسش در این پست مطرح گردید انشا’الله که در پاسخ دادن به آنها شرکت فرموده واین عمو وآن عمو را خوشحال فرمائید:

 در سند صلح عمرایی (حق انتفاع برای مصالح مادام العمر) شرط " متصالح تا مثلا 20 سال حق فروش مورد صلح را ندارد " (شرط فعل) اگر مصالح پس از پنج سال فوت کند تکلیف این شرط چه میشود؟

1-  آیا متصالح باید ملتزم به شرط تا 20 سال باشد؟

2- یا بعد از فوت ذی شرط ، شرط  هم از بین میرود؟

3- یا آیا آنکه وراث میتوانند التزام به شرط را از متصالح بعد از فوت ذی شرط بخواهند؟

4- آیا این نفع در شرط برای ذی شرط بعد از فوت او مانند سایر حقوق مالی به وراث منتقل میشود؟

5- آیا وجود و بقا این شرط قائم به حیات ذی شرط است ؟

6- آیا اگر این شرط مادالعمر مصالح در نظر گرفته شود بجهت جهل در مدت شرط باطل و نیز مبطل است؟ (موضوع بند 2 ماده 233 )

7- یا مادام العمر مدت معین فرض میشود؟

واماپاسخ های همکاران: 

پاسخ عمو مرتضی:
1-بله .. چون سند قطعی ایجاب وقبولی است وضمن آن شرطی شده که موردقبول طرفین است پس شرط باید رعایت شود .

2- فقط شرط حبس منافع که مادام العمر مصالح متعلق به اوست باطل میشود ومنافع نیزمانندعین جاری میگردد ومابقی شروط بقوت خودباقیست .(البته بشرط حبس تابیست سال!)

3- علی الاصول نیازی به خواست وراث نیست ! اگرشرط درسندصلح قیدشده که بقوت خودباقیست وتحریرسند وجاری ساختن بیع پس ازبیست سال مجازاست .

4- علی القاعده (عقلی البته به عقل ناقص حقیر) بله ...

5- علی القاعده (عقلی البته به عقل ناقص حقیر)خیر ... 

6-درجواب سوال 6 باید بگویم که خیر مبطل نیست زیرا :1- بند 2 ماده 233 دراین موردکاملامجمل است وقابل استندانیست زیرا که ماده روشنتری دراین موردداریم 2- بموجب ماده 41 قانون مدنی تعریف عمری اینست : عمری حق انتفاعی است که بموجب عقدی ازطرف مالک برای شخص به مدت عمرخودیاعمرمنتفع ویاعمرشخص ثالثی برقرارشده باشد . پس جواب سوال 6 معلوم شد . اما سوال 7 : بله مادام العمرمدت معین فرض میشود ! منظورازقانون گذارازمدت معین دراین موردطول دوره حیات مصالح نبوده وزمانی که مصالح فوت میشود ازنظرپزشکی کاملامشخص است . شرط مبطل آنست که درآن برسروقوع آن توافقی نباشد . مثلا اگرشرط شده بود که مادامی که مصالح جوان است ... درحالی که میدانیم وقوع مرگ درزمانی است که مرگ مغزی رخ دهد ولی درموردجوانی وپیری توافقی نداریم .. چنین شرطی نمعلوم است ومبطل واولی معلوم است وصحت عقد جاری .. 

نویسنده: مرتضی 

پاسخ عمو ناصر عزیز:

 نظر این حقیر به شرح ذیل است ولی ترتیب جوابها به هم می خورد چون مثلا جواب سوال 1 نتیجه جواب سوالهای دیگر است .
جواب 2 - خیر شرط از بین نمی رود چون مطابق ماده 231 قانون مدنی معاملات و عقود بین متعاملین و قائم مقام قانونی آنها موثر است و چون این شرط قائم به شخص مصالح نبوده پس از بین نمیرود
جواب 3  - لازم نیست وراث التزام به شرط را بخواهند ولی اگر متصالح معامله ای بکند، غیر نافذ و نفوذ آن منوط به اذن وراث است مستنبط از ماده 454 قانون مدنی.
ج 1 - پس مطابق شرط انجام شده که به قوت خود باقی است باید ملتزم باشد ولی اگر بفروشد معامله اش غیر نافذ است و منوط به اذن وراث .
ج 4 - بله مطابق آنچه فوقا گفته شد به وراث می رسد .
ج 5 - چون قائم به شخص ذی شرط نیست پس قائم به حیات او نیز نیست .
ج 6 - اگر شرط مادام العمر مصالح می بود باطل و مبطل عقد بود به جهت جهل به شرط که موجب جهل به عوضین میشد .
ج 7 - چون عمر دست خداست و مادم العمر معین فرض نمی شود . 

دوم در جواب مرتضی : درفقه ما از بارزترین مصادیقی که برای شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین میشود بیان شده ،  شرط خیار بدون مدت است یا مدت نا معین است . چرا که مدت شرط به همراه عوض یا معوض مجموعا ارزش گذاری می شود پس اگر مدت نامعین باشد عوض یا معوض مجهول خواهد بود لذا به تصریح ماده 401 چنین شرطی باطل و مبطل عقد است . آنچه در مودر عمری گفتید یک استثناء است و ارتباطی هم به بحث شرط ندارد و صرفا در مورد حق انتفاع است.
ضمنا مادام العمر به هیچ وجه معین فرض نمی شود چون وقتی مثلا  خیار شرط را مادم العمر قرار دهند در نامعین بودن آن شکی نیست چون معلوم نیست مثلا مشروط له چه مدت عمر خواهد کرد و از مصادیق بارز ماده 401 و شرط مجهول خواهد بود.
پس مثلا اگر شخصی خانه ای را به شما بفروشد و بگوید مادم العمر حق فسخ خواهم داشت معقول نخواهد بود شما آنرا بخرید چرا شما با توجه به مدت معین شرط باید مالک آن شوید و در ثبات مالکیت خود تکلیفتان معین باشد . در مثال مورد بحث هم اگر بگوید در مدت عمر من حق فروش ندارید مدت نامعین خریدار را بلاتکلیف خواهد نمود و ملک خریداری شده با توجه به مدت معین شرط ارزش گذاری میشود . 

 نویسنده: پیرمحمدی [http://35qom.persianblog.ir/]  

پاسخ عمو خادمی 1 مهاباد: 

حقیر نیز باپاسخهای مستدل جناب پیرمحمدی عزیز درمورد بندهای 1الی 5 موافقم ولی درخصوص بند 6 و7  باید عرض کنم 

1- برابر تعریف مندرج درترمینولوژی حقوق وماده تین 40و41و42ق م عمر مدت است 

2- برابر نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه وسه رای ازسه شعبه مختلف دیوان عالی کشور
تعیین عمر بعنوان مدت منطبق باماده 399 ق م وخارج ازمصادیق ماده 401ق م میباشد. 

3 - هرشرط مجهولی موجب بطلان عقد نیست بلکه برابر ماده 233ق م شرط مجهولی که موجب جهل به عوضین گردد باطل ومبطل عقد است. 

4- عقد صلح ازعقود مسامحه ای بوده وباتوجه به جایگاه عوض وعدم اهمیت میزان آن درصلح شرط مجهول موجب جهل به عوضین نخواهدشد. 5- باید دقت نمود که درماده 401تصریح شده ((مدت معین نشده باشد )) آیاباقبول اینکه عمر مدت است ومبناقرارگرفته است آیا میتوان گفت مدت معین نشده است باید بین عبارت مصرح درقانون واین عبارت که  ((درمدت معلوم یامدت معینی )) فرق قایل شد . .

پاسخ مجدد عمو مرتضی:

درجواب همکارعزیزم پیرمحمدی : بایدبه این نکته مجددا اشاره کنم که شما قطعی غیرمنقول مشروط تحریرنمیکنید . بلکه مبحث ما صلح عمری است ! صلح عمری برابر تعریف ترمینولوژی حقوق ازاحسانات است ! ایقاع عینی است ومالک قبل ازاقباض حق رجوع دارد (البته اگربموجب شرط جدیدی ازخودساقط نکرده باشد) اتفاقا به همین جهت هم هست که بسیاری ازسردفتران بر سرتقویم مال الصلح آن توافق نظر ندارند !! بعضی میگویند مال الصلح را بموجب مبلغ واقعی تقویم میکنیم وحق الثبت و حق التحریرآن ازمبنای ارزش گذاری دارائی محاسبه میشود ! والبته بعضی دیگربه نکته -فی النفسه- احسانی بودن آن توجهی نداشته ومال الصلح راهمان مبلغ دارائی تقویم میکنند

وبا تشکر بسیار از عموهای عزیز که زحمت کشیده اند


 
ندیدم خوشتر از استعلام الکترونیک!
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: طنز ، استعلام الکترونیک

ندیدم خوشتر از استعلام الکترونیک!

چند روز پیش در یکی از شهرهای همجوار جلسه ای آموزش بود و همکاران دعوت شده بودند باران رحمت الهی می بارید بطوری که برف پاک کن به دشواری شیشه را پاک می کرد. چه لذتی داشت صدها بار گفتم  thanks  God .  یکی از همکاران همراهم بود با احتیاط خود را به آن جلسه رساندیم قبل از هر چیز از دیدن دوستان وهمکاران وتجدید دیدار روحیه گرفتم و سپس از دیدن کیک و آب میوه! جلسه در ساعت تعیین شده شروع شد. ابتدا صحبت کوتاهی ازطرف یکی از همکاران ثبتی و سپس مسئول مهربان آنفورماتیک ثبت استان آموزش را با پاور پوینت و با حوصله ومتانت شروع کردند  و عمو هم بدقت آنها را در ذهن خلاق! خود ثبت می نمود دستگاه پروژکتور تصویری از مونیتور را روی پرده ای انداخته بود شبیه پرده ی سینما. وسط سالن نشسته بودم ولی دلم می خواست ردیف اول می نشستم یادم هست وقتی از روستای خود به مرکز استان برای اخذ دیپلم رفته بودیم بعضی وقتها هوس دیدن یک فیلم می کردیم گوزنها , گاو , خاک , نورمن و... وارد سینما که می شدیم می رفتیم اولین ردیف جلو می نشستیم بتصور اینکه ردیف های اول جای آقازاده هاست همانطور که قبلا عرض کردم آن وقت ها که این همه آقازاده نبود, ما "آقازاده" بودیم. در جلسه پرسشهائی هم مطرح شد همان ابتدا معلوم گردید که نرم افزار نواقصی دارد روز جمعه 23 دی از ساعت هشت ونیم صبح تقریبا تا ساعت پنج صبح فردایش روز 24 دی با سیستم موجود در خانه و دفترخانه کلنجار رفتم بارها روی سیستم منزل silverlight را نصب وریمو کردم و ورژن 8 اینترنت اکسپلورر را نصب نمودم ولی هر بار یک ایراد گرفت ونشد وبه صفحه سامانه املاک که می رسید یک پنجره آبی رنگ می آمد وازمن دوباره نصب برنامه silverlight  را می خواست در کار خود هشت وحیران شدم هرچه التماسش کردم که "عموجان به این عموی پیر ومهربان رحم کن نصف شب است از بی خوابی دارم سقط می شوم این را که چند بار نصب کرده ام در نصب مجدد که خودت داری خبر می دهی که قبلا نصب شده دیگر چه می خواهی؟ باز حرف خود را می زد"  خلاصه سیستم منزل را که برای روز مبادا می خواستم آماده کنم آماده نشد ورفتم سراغ سیستم دفترخانه از همان اول هزار بار قربان وصدقه اش رفتم براه نمی آمد تصور می کردم نرم افزارهای روی سی دی خراب است , آنها را با صرف زمانی بیش از یک ساعت مجددا از اینترنت دانلود کردم ونصب کردم بالاخره قبول کرد پس از نیم ساعتی انتظار و قر دادن و اطفارآمدن آن پنجره پیدا شد موقع ورود به سامانه یک دایره ی آبی رنگ هی می چرخید ومن هم لحاف کهنه را نزدیک سیستم آورده و روی زمین خوابیده بودم وهر ده دقیقه یک بار یک چشم خود را باز کرده ونگاهی به مونیتور می انداختم که کی تمام می شود وچشم ما به دیدار آن منور می گردد. حالا حدود ساعت 4 صبح است چنان خمیازه کشیده ودهان دره می روم که هیچ اسب آبی نمی تواند چنان خمیازه هائی بکشد. بالاخره آمد لحاف به خود پیچیده رابه کناری افکندم و پشت سیستم نشستم. چند تا فیلد استعلام را امتحان کردم خیلی کند بود بشدت قاطی کردم قاط زدنی عموئی!! رفتم در کلبه دو کامنت بی پاسخ را در پست "کشک" جواب دادم تا بدان وسیله هم عقده ی دل گشوده باشم وهم ثابت کنم که تا چه ساعتی علاف آن بوده ام امروز شنبه که تعطیل است از خواب بیدار شده و دو لیوان چای درست کردم و قوطی پنیر گوسفندی را که چند روز قبل خریده بودم آوردم این پنیرها را طرفهای آذربایجان تهیه می کنند روی آن نوشته بود لیقوان مخصوص سوغات تبریز. پنیر بسیار شور بود بنظرم بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه تمام نمک آن را به آن قوطی پنیر بسته بودند لذا قبلا مقداری آب آن را خالی کرده و آب جوشیده سرد شده روی آن ریخته بودم تا در اثر خاصیت اسمزی کمی از شوری آن کاسته شود دو قاشق شکر ته لیوان ریخته وچای که حالا رنگ آن چشم خروسی شده بود روی آن ریختم و با قاشق چای خوری یک ربع ساعتی با صدای "چلک و چلک" بهم زدم تا خوب حل شود.  thanks  God که زن عمو وبچه ها نیستند والا یک متلک آبدار بارم می کردند "مگر سنگ در آن ریخته ای که چنین بهم می زنی؟" وعمو هم مثل همیشه به روی مبارک نمی آورد در بشقابی کوچک و به اندازه ی دو گردو از آن پنیر گوسفندی گذاشتم تصور می کنم آن تکه پنیر بسیار پر انرژی است شاید به اندازه ی یک تکه ی اورانیم هم وزنش با غنای سیصد درصد والا چگونه می تواند عموی پر جنب وجوش را تا آن ساعت شب سرپا نگهدارد بله معده ی عمو یک راکتور شکاف هسته ای است شاید هم همجوشی هسته ای دانشمندان بی جهت  خود را علاف آن دستگاه تونل دایره ای شکل بین مرز کجا بود؟ فرانسه وسوئیس نموده اند کجا دنبال کوچکترین ذره ی ماده برای تولید انرژی می گردند بهتر است واکنشهای درون معده ی عمو وسوخت وساز بدنش را مورد مداقه قرار دهند که پنجاه وسه سال است که می سوزد ومی سازد. شاعر فرموده "دل هر ذره ای که بشکافی – آفتابیش در میان بینی" شاید قانون بقای انرژی قانون بی خودی باشد بلکه انرژی خلق می شود (ادامه مطلب را ببینید) و تکه ای نان سنگک که روی بخاری گرم شده است عمو دندان ندارد نان تسمه است چون چرم کرگدن تک شاخ آفریقائی (نانهائی که مادرم می پخت کجا واین کجا -دانه ی فلفل سیاه وخال مهرویان سیاه- هر دو جانسوزند اما این کجا وآن کجا - بازم مثل اینکه قاطی کردم .نکردم؟) وپنیر مثل تکه ای گچ بنائی اما عمو ترکیب این دو را با چنان لذتی در دهان بی دندان خود می چرخاند وخرد می کند که هیچ سنگ شکنی چنین نمی تواند وبا ولع فرو می دهد که انگار خاویار می خورد (راستی عموهای شمالی شما که عموجان بچه ی خاویارید این خاویار چه طعم ومزه ای دارد؟ فکر نمی کنم عمرم کفاف امتحان آن را بدهد!) اولین لقمه عنقریب که عمو را خفه کند که لیوان چای شیرین به دادش می رسد همینطور که نصف بیشتر لقمه در گلو گیرکرده ونصف دیگرش در دهان بلاتکلیف مانده از گوشه ی لب یک دو قاشق چای شیرین به کمکش فرستادم وبعدش یک قلپ دیگر و حرکت آهسته ی آن را در مری حس کردم و تاملی تا در معده خالی جا خوش کند نفسی را که در سینه حبس شده بود بیرون دادم وچه مفرح که سعدی شیرین سخن فرموده هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است وچون بر می آید مفرح ذات ... زندگی را لذاتی است که خیلی ها هنر درک واستفاده ی آن را ندارند همین لحظه ای که با دو قلپ چای لقمه ای را که دست بر گلوی من فشرده بود وعنقریب داشت مرا خفه می کرد به قعر آن چاه فرستادم چه لحظه ی شیرین ومفرحی است باز هم thanks  God نمونه اش مدتی قبل که در جلسه تهران شرکت کردم لحظه ای  که چرخ هواپیما نزدیک فرودگاه در آسمان با صدای تقی باز شد و چند لحظه بعد که تقی به زمین خورد وچهار چرخش روی زمین قرار گرفت بسیار خوشحال شدم وچه لحظه ی خوبی بود. چندین لقمه ی دیگر به همان ترتیب ولی در لقمه های بعدی شاید بعلت کش آمدن دیواره ی مری وهم گرم و خیس شدن آن راحت تر پائین رفتند ولی جانب احتیاط را نباید از دست داده ولیوان چای شیرین دم دست و نجات دهنده ی جان شیرین است پزشکان می گویند صبحانه را حتما باید خورد زیرا در مدت خواب تقریبا تمام مواد مغذی! موجود در خون (همان که از تلیت کشک ظهر وارد خون شده ) -کدام خون؟- مصرف می شود وباید مجددا جایگزین شود بعداز خوردن صبحانه ی شاهانه سفره را جمع کرده وچند دقیقه ای روی تخت نشستم تا کمی ریست شوم و آماده تلاشی دیگر در روزی دیگر. چند دقیقه بعد شروع کردم رفتم سراغ آن سامانه این بار سریعتر بالا آمد فیلد ها را بررسی کردم تا الان که حدود ساعت 12 ظهر است چون منزل خواهرم دعوت ناهار هستم و یحتمل پلوئی با کشمش و میگو ودوغ کفیرو از این قبیل است که عمو خیلی دوست دارد  لذا اجمالا مواردی را که بنظرم رسیده می نویسم تا فتح بابی شود برای اظهار نظر همکاران ودرخواستی از کانون تا اصلاح آن را بخواهند البته شاید ناهار کشک باشد ومن کشک را هم دوست دارم و شما را هم دوست دارم!

فرصت نیست می روم ناهار می خورم برمی گردم ... بقیه را اضافه می کنم چندین مورد است ... رفتم ناهار که زرشک پلو با مرغ بود خوردم و ساعتی استراحت و چرتی و بعد چایی با عرق هل و حالا برگشتم ...

اشکال اول : فیلدهائی که الزاما باید پر شوند ابتدا مشخص نیستند وقتی کاربر می خواهد ضبط نماید آن موقع اخطار می دهد وخط قرمز دور آنها می کشد می شود از همان ابتدا بنحوی این فیلدها را مشخص نمود.

اشکال دوم: فیلدهائی برای ثبت شماره وصفحه دفتر سند مالکیت وجود دارد که الزامی است حالا اگر بخواهیم برای املاک ثبت نشده که سند مالکیت ندارند استعلام نمائیم معلوم نیست چه باید کرد لذا باید برای این مورد فیلدی پیش بینی شود که ثبت شده یا ثبت نشده یکی را انتخاب کنیم وبستگی به انتخاب آن فیلدها الزامی ای اختیاری باشند.

اشکال سوم: در خیلی از اسناد مالکیت قدیمی مخصوصا شهرستانها مساحت قید نشده است و همچنین در املاک ثبت نشده مساحت معلوم نیست یا حداقل موقع استعلام معلوم نیست الزام پرکردن فیلد مساحت مشکلی است که باید حل شود

اشکال چهارم: شماره ملی همه چیز را مشخص می کند وحتی نرم افزارهائی که با شماره ی ملی اشخاص سروکار دارند سیستمی پیاده کرده اند که با قید شماره ملی لااقل محل صدور شخص در فیلد مورد نظر اتوماتیک درج می شود  وازطرف دیگر استفاده از جزئیات شناسنامه کم کم مورد استفاده قرار نمی گیرد وبیشتر به کارت وشماره ملی اعتبار می دهند وحتی در کارت ملی محل صدور قید نشده است در سامانه نه تنها شماره ملی وشماره شناسنامه که فیلدی برای محل صدور شناسنامه وبدتر ازآن فیلدی برای محل تولد !!! شخص –که هیچ کاربردی ندارد- پیش بینی شده است وهمچنین مشخصات سریال شناسنامه !! آیا واقعا اینها لازم است؟

اشکال پنجم: چنانچه بخواهم برای اجرای حکم دادگاه مبنی بر انتقال استعلام نمائیم با توجه به اینکه در احکام صادره مشخصات محکوم علیه ذکر نمی گردد ودسترسی به مشخصات کامل شناسنامه ای وی نیست امکان استعلام نمی باشد وباید برای این موارد راه حلی پیش بینی شود.

اشکال ششم: برخی املاک کدپستی ندارند ویا مالک ممکن است این را نداند اگر بخواهی بجای آن ده تا عدد 1 بزنی قبول می کند ولی ممکنست این باعث اعلام مغایرت با کدپستی احتمالی در اداره ثبت شود

اشکال هفتم: شاید مهمترین اشکال این باشد که فیلدی جهت مقدار مورد استعلام تعیین نشده است ممکنست شخصی بخواهد از ششدانگ مثلا یک دانگ استعلام کند یا سردفتر بخواهد با دقت مقدار مالکیت را اعلام کند وبا همان دقت هم پاسخ بگیرد این فیلد لازم است

اشکال هشتم- در برخی املاک آپارتمانی انباری و پارکینک پلاکهای جداگانه فرعی دارند در این برنامه فیلدی برای آنها پیش بینی نشده است

اشکال نهم: در املاک اوقافی زمانی سردفتر می خواهد سندی فقط نسبت به عرصه بنویسد وزمانی نسبت به اعیان وگاهی هر دو را هم زمان باهم لذا در برنامه این حالت که عرصه مورد استعلام است یا اعیان پیش بینی نشده است

اشکال دهم: چنانچه لازم باشد که سردفتر معلوم کند استعلام را برای تنظیم چه نوع سندی می خواهد این موضوع پیش بینی نشده است (قطعی –رهن- اجاره-...)

اشکال یازدهم: چنانچه مشخصات شخصی را تا آخر وارد کردیم واشتباها صادره ی شناسنامه را مثلا قزوین زدیم و مشخصات آن شخص را ثبت کردیم حتی قبل از ارسال هیچ راهی برای اصلاح مشخصاتی که ثبت کرده ایم نخواهیم داشت وراهی نداریم تا آن مشخصات را از ریشه حذف کرده و مجددا وارد کنیم لازم است که چه در مشخصات ملک وچه در مشخصات مالک قبل از ارسال به ثبت بتوان فیلدها را اصلاح کرد

اشکال دوازدهم: بایستی امکان کنسل کردن یک استعلام ارسال شده به ثبت باشد زیرا ممکنست شخصی استعلام کند وبعداز آن پشیمان شود چرا وقت ثبت را تلف کند

اشکال سیزدهم: بعضی مواقع سردفتر از چند مورد مالکیت یک شخص (مثلا از چند مورد سند ابتیاعی) می خواهد از مورد خاصی استعلام کند این موضوع معمولا مورد تقاضای مالکینی است که در عالم واقع اراضی تصرفی آنها موضوع هر سند ابتیاعی در محل با دیگری تفاوت دارد – یکی اصلاحات ارضی بوده از قدیم یکی مالکی بوده اخیرا خریده وامثالهم- ازطرف دیگر این کنترل ودقت ودرخواست سردفتر برای ثبت هم بهتر است و در جمع بندی پرونده های ثبتی پیچیده بسیار کمک می کند لذا سردفتر می خواهد ذیل استعلام پیام ویادداشتی به ثبت بفرستد این فیلد پیش بینی نشده است

ایضا در مواری که مالک فوت شده است بایستی این فیلد پیش بینی شود تا بتوان فوت مالک را به ثبت اعلام نمود تا برای ثبت معلوم باشد چرا بنام دیگری (که همان وارث باشد) ‌استعلام شده است

اشکال چهاردهم:در شهرستانها معمولا املاک یک بخش ثبتی دارند وچندین فیلد همیشه یکنواخت است بهتر بود در این برنامه یا:

امکانی پیش بینی شود تا سردفتر بتواند آن فیلدها را پیش فرض نماید

یا شابلونی پیش بینی شود که بتوان از آن شابلون استفاده کرد یا

لااقل امکان کپی از استعلامی دیگر باشد

مخصوصا این مورد برای مواردی که یک ملک چندین سند مالکیت ویک مالک دارد برسرعت کار می افزاید

اشکال پانزده: بنظر می رسد درمواقعی که ملکی به ارث می رسد اگر بخواهیم قبل از صدور سند مالکیت برای وراث مثلا جهت احد از وراث استعلام نمائیم محلی برای استعلام میزان سهم الارث پیش بینی نشده است شاید اگر فیلد مقدار اضافه شود این مشکل حل شود

اشکال شانزدهم: امکان اصلاح استعلام بعد از ثبت قبل از ارسال وجود ندارد

اشکال هفدهم: در پلاکهای ترکیبی وتجمیعی باید "و" بین پلاکها را "کامای انگلیسی" زد و بیشتر اوقات لازم می شود با تماس تلفنی با دفتر املاک هماهنگ شد تا بدانیم در اداره ثبت وسیستم آنجا به چه نحوی نوشته شده است طبق دستورالعمل ثبت وارد می کنیم ایراد می گیرد

اشکال هجدهم-را شما بگوئید...

واما اگر می شد استعلامها را قبلا در محلی ثبت وضبط نمود (توسط کاربری که رمز ندارد ونمی تواند وارد برنامه شود برای امنیت بیشتر) وسپس سردفتر آنها را بازبینی کرده و وارسال نمود بهتر می شد.

مهره های گردنم بشدت درد گرفته است رفتم برای چایی زنجبیل! شما هم بفرمائید

راستی باید سری به قابلمه آبگوشت فردا بزنم که نسوزد عمو خیلی کم در دیگ زودپز غذا درست می کند دمای دیگ زودپز خیلی بالا می رود شاید سیصد درجه وتحت فشار لذا آبگوشتی که در آن دما وفشار تهیه شود آبگوشت نبوده بلکه سم وزهرمار خواهد بود برای همین هم آبگوشت را در قابلمه چدنی و دردمای بسیار ملایم وشعله ی کم می پزم یواش یواش قل قل کرده وبوی خوب آن تمام فضا ی آشپزخانه وهال را پر کرده است

ادامه مطلب علمی است!


 
اندر خواص بیشمار کشک!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: طنز

این پاسخ را که یادتان هست:

میدانی کشک کله جوش چیست؟ چند گلوله ی کشک خشک محلی را کمی شسته سپس در یک کاسه (قدیم در کاسه حصین یا کشک ساب می ریختند) ریخته وکمی آب روی آن بریزید گوشه ای نشسته وبسابید وبسابید تا کاملا سائیده شود (شنیده اید که می گویند برو عمو کشکت رو بساب برای این مواقع است) برخی از دستگاههای مخلوط کن برقی استفاده می کنند که توصیه نمی شود چون دانه های کشک کاملا نرم نمی شوند ضمنا موقعی که با دست سائیده می شود مقداری هم از چرک کف دست داخلش می شود که به خوش طعم شدن آن کمک می کند یادتان هست وقتی در سریال تربزه خوری اسمش چی بود؟ "جواهری در قصر" یا همان یانگوم خودمان، کمی از  گرده ی کاج را باد وارد دبه ی سویا سوسی که در زمین گود شده بود، کرده بود ومزه ی آن چقدر خوشمزه تر شده بود بنحوی که وقتی با آن سویاسوس یانگوم غذا درست می کرد پادشاه با خوردن یک مقدار اندازه ی یک نخود از آن چنان کله ی خود را تکان میداد که کله اش می خواست کنده شود ازطرف دیگر چرک کف دست چیز خیلی خوبی است مگر نمی گویند پول چرک کف دست است چون پول خیلی خوب است پس چرک کف دست هم . واما مخلوط بدست آمده را از یک صافی رد کنید تا نرمه وشفته کشکهای سائیده نشده جدا شود در کاسه ای دیگر یک دو قاشق روغن حیوانی بریزید و پیازی همراه یک دنده سیر ریز کرده به آن اضافه کنید وبهم بزنید تا طلائی شود وکمی بیشتر از طلائی. حالا زردچوبه اضافه کنید و بهم بزنید وسریعا قاشقی نعنای خشک هم اضافه کنید وفورا آنها را روی  کشک سائیده بریزید در اینجا باید صدای "جز" بشنوید کمی از آن کشک را در ظرف پیاز داغی ریخته وبگردانید تا تتمه ی روغن را بخود گرفته ودوباره در ظرف کشکی بریزید مقداری پودر مغز گردو روی آن بریزید اگر کشک سرد است کمی آن را گرم کنید (نباید زیاد گرم شود) حالا باید نان خشک نازک محلی داشته باشید نان را خرد کرده ودر کشک بریزید کمی صبر کرده تا نان خیس بخورد اگر زیاد معطل کنید خمیر می شود و آن وقت است که باید شلنگ آب را از حیاط منزل آورده وبه کاسه ی تلیت کشکی ببندید وشاید برای بهم زدن آن نیاز به آوردن چند تا عمله ی افغانی ملات چاق کن باشد  لذا پس از تلیت کردن زیاد معطل نکنید با اندکی بادمجان خام یا سرخ شده و ترب سیاه یا سفید (زاهدانی) رنده شده و سبزی و کاهو تناول کنید اینجاست که مختان مثل  RAM رایانه delete خواهد شد. سریعا سفره را جمع کرده چون اگر دیر جمع کنید همانجا پای سفره مثل اینکه ده تا قرص والیوم ده خورده باشید خوابتان می برد یک 5-6 ساعتی می خوابید وقتی بیدار شدید انگار اصحاب کهف زمان ومکان را از دست خواهید داد یک چای زنجبیل ونبات لیوانی می زنید تا دوباره "ریست" شده وبه تنظیمات اولیه خلقت برگردید با کشک می توان غذاهای بسیار لذیذی مثل کشک وکدو (بلند نخندید بچه ها از خواب بیدار می شوند و با شما دعوا می کنند و به عمو هم بد وبیراه می گویند) وکشک وبادمجان و آش رشته و آش کشک درست کرد چون کشک خیلی خوشمزه وخوش خور است لذا آشهای درست شده با آن نیز خیلی خوشمزه است یادش بخیر وقتی عیال بود چه آشهای رشته ای درست می کرد وعمو هم چه خوردنی. خوردنی باور نکردنی. تصور کنید گر چه تصور کردنش سخته! معده عمو مثل کیسه ی آب گرمی که یک کتری  آب جوش در آن ریخته باشی کش می آید!! 

واما خواص کشک:

کشک یکی از فرآورده‌های فرعی شیر است که به روش سنتی از جوشاندن، تغلیظ و خشک کردن دوغی که پس از کره‌ گیری باقی می‌ماند یا از ماست بدون چربی تهیه می‌شود. ماده‌ اولیه کشک عبارت است از شیر میش، بز، گاو یا مخلوطی از آنها. کشک با حجم کم خود، یک ماده غذایی معجزه‌ آساست که در بردارنده تمامی خواص شیر و حاوی کلسیم، چربی، نمک، پروتئین و ویتامین است.

خواص کشک :
* میزان انرژی تولید شده با 100 گرم کشک حدود 105 تا 120 کیلو کالری است که می‌تواند به عنوان یکی از تامین‌کننده‌های انرژی مورد نیاز بدن در رژیم غذایی روزانه گنجانده شود.
* کشک به علت داشتن اسیدهای آلی،ضدعفونی‌کننده دستگاه هاضمه (معده،روده کوچک و روده بزرگ) است.
* کشک به عنوان یک غذای نفاخ و هم آورنده و سفت‌کننده روده محسوب می‌شود؛به همین علت برای هضم راحت آن از  نعنای خشک استفاده می‌شود.
* علاوه بر آن،کلسیم بالا و فسفر موجود در کشک می‌تواند در پیشگیری از پوکی استخوان موثر باشد.
* کشک برای کودکان کم ‌وزن غذای مناسبی محسوب می‌شود.
* مصرف کشک برای بیماران دارای کلسترول بالا و همچنین فشار خون بالا توصیه نمی‌شود.

* کشک به عنوان یک غذای مقوی گرسنگی را کاهش داده و حجم کمی از معده را اشغال می‌کند.
* کشک خشک می‌تواند به عنوان یک میان وعده پرانرژی مصرف شود که افراد چاق باید به این نکته توجه کنند.

* از کشک به عنوان یک افزودنی به غذاهایی مانند آش استفاده می‌شود.
* کشک دربردارنده تمامی خواص شیر و حاوی کلسیم، چربی، نمک، پروتئین و بعضی از ویتامین‌های گروه ب است.
*با توجه به این که کشک یکی از غنی‌ترین منابع پروتئین حیوانی است؛بنابراین محیط مناسبی برای رشد و ازدیاد میکروارگانیسم‌های مختلف است که اغلب سبب مسمومیت‌های شدید و حتی مرگ می‌شود، لذا توجه به موارد زیر ضروری است:از کشک‌های بسته‌بندی شده (پاستوریزه) که دارای برچسب و مجوز بهداشتی است،استفاده کنید. کشک را در یخچال نگهداری نمایید. تا حد امکان از مصرف کشک مایع باز خودداری کنید و در صورت استفاده 10 تا20 دقیقه قبل از مصرف آن را بجوشانید تا میکروارگانیسم‌های آن کاهش یابد. 

گردآوری: گروه سلامت سیمرغ  ادامه مطلب هم ...

 


 
مضرات مصرف زیاد گوشت قرمز!
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی:

مضرات مصرف زیاد گوشت قرمز

قبل از خواندن این مطلب علمی برای رعایت کپی رایت بعرض می رسد که آن را اینجا یافتم  فکر نکنید که قضیه ی قیمت گوشت است وبهانه ای است برای نخریدن آن. عمو اصولا با گوشت آنهم از نوع قرمزش میانه ای ندارد وبا فراورده هائی مثل سوسیس وکالباس بشدت مخالف است! وگیاهخواری را - مخصوصا این روزها که گوشت که هیچ تخم مرغ را هم نمی توان خورد - راه حل بسیار خوبی می داند عجالتا زیانهای گوشت را مطالعه فرمائید تا انشا’الله برایتان از مزایای کشک و اوو بنه وطرز تهیه آنها آنهم به روش عموئی بنویسم متاسفانه درشهر ما امسال فقط 21 میلیمتر باران آمده اگربخواهیم علف خواری را پیشه خود سازیم علف هم پیدا نمی شود واما زیانهای گوشت: 

مراقب سرطان روده باشید یکی از معروف ترین خطرات مصرف زیاد گوشت قرمز، ابتلا به سرطان روده ی بزرگ است که این مسئله در پژوهش‌های متعدد، به اثبات رسیده است. به عنوان مثال، گروهی از پژوهشگران اروپایی پس از بررسی عادات غذایی 500 هزار نفر به این نتیجه رسیدند، افرادی که هر روز حداقل 2وعده ی 80 گرمی‌ گوشت قرمز یا گوشت فرآوری شده (مثل سوسیس) مصرف می‌ کنند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک بار در هفته گوشت قرمز می‌ خورند، یک سوم بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ هستند. تحقیق دیگری که پژوهشگران آمریکایی روی 148 هزار نفر انجام دادند نیز نشان داد کسانی که زیاد گوشت قرمز مصرف می ‌کنند، 13 تا 15 درصد بیشتر در خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ هستند. دانشمندان عوامل متعددی را در ایجاد سرطان به دنبال مصرف گوشت قرمز متهم کرده‌اند. یکی از این مواد سرطان ‌زا، آمین‌های هتروسیکلیک (HCAs) است که به دنبال کباب کردن یا سرخ کردن گوشت ایجاد می‌شود. البته این ترکیب در صورت پختن مرغ و ماهی در دمای بالا هم ایجاد می‌ شود، بنابراین نمی‌ تواند متهم اصلی باشد. متهم بعدی که به ویژه در گوشت‌های فرآوری شده دیده می ‌شود، ترکیبات نیتریت است. این ترکیبات که در کارخانجات برای دوام بیشتر مواد غذایی به آنها اضافه می‌ شوند، سرطان ‌زا هستند. اما متهم اصلی به نظر می ‌رسد ترکیب "هم– آهن" باشد. "هم" جزء اصلی هموگلوبین است و هموگلوبین هم جزء اصلی ساختار گلبول قرمز خون است. به عقیده ی پژوهشگران، ترکیب هم - آهن که در گوشت قرمز دو برابر مرغ و ماهی است، به سلول‌های پوششی روده ی بزرگ آسیب می‌ رساند و باعث رشد غیر طبیعی و سرطانی شدن آنها می ‌شود. به غیر از سرطان روده ی بزرگ، به نظر می‌ رسد که مصرف گوشت قرمز خطر ابتلا به سرطان پانکراس (لوزالمعده) را هم افزایش می‌ دهد. سرطان پانکراس یکی از بدخیم ‌ترین سرطان‌هاست و نتایج یک تحقیق که در مجله انستیتو ملی سرطان آمریکا (National Institue of cancer) به چاپ رسیده است نشان می ‌دهد که مصرف فراوان گوشت قرمز، خطر ابتلا به سرطان پانکراس را 50 درصد و مصرف فراوان گوشت فرآوری شده (مانند سوسیس) این خطر را تا 68 درصد افزایش می ‌دهد. خطرات دیگری هم هست! گوشت قرمز علاوه بر موارد فوق، خطرات دیگری هم دارد. مثلا گوشت قرمز حاوی اسیدهای چرب اشباع فراوانی است که وجود آنها یک عامل شناخته شده ی بیماری‌های قلبی به شمار می رود. از سوی دیگر مصرف گوشت قرمز فراوان باعث ابتلا یا تشدید بیماری نقرس می ‌شود. در بیماری نقرس، مقدار اسید اوریک خون بالا می رود و رسوب کریستال‌های اسیداوریک در مفاصل، باعث درد شدید می‌ شود. اسید اوریک در اثر تجزیه پروتئین‌ها ایجاد می ‌شود و می دانید که گوشت قرمز منبع کاملی از پروتئین است. علاوه بر موارد فوق، پژوهشگران دانشگاه منچستر انگلستان در مطالعه ‌ای که روی 25 هزار نفر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مصرف زیاد گوشت قرمز باعث افزایش خطر ابتلا به روماتیسم مفصلی می ‌شود. سرطان غدد لنفاوی، سرطان کیسه ی صفرا ، سرطان پروستات و... هم از جمله بیماری‌هایی هستند که ارتباطی بین آنها و مصرف گوشت قرمز دیده شده است. گوشت کمتر، زندگی طولانی ‌تر با خواندن مطالب فوق حتما خود به‌‌ خود به این نتیجه رسیده‌اید که اگر کمتر گوشت قرمز بخورید، بیشتر زندگی می ‌کنید، ولی گروهی از پژوهشگران آلمانی برای محکم کاری تحقیقی در این زمینه انجام دادند. آنها 2هزار فرد 10 تا 70 ساله را که گوشت کمی ‌مصرف می‌ کردند یا اصلا گوشت مصرف نمی ‌کردند، در بین سال های 1978 تا 1999 مورد پیگیری قرار دادند.

در این مدت به ازای هر 100 مورد مرگ در جمعیت عمومی، 59 مورد مرگ در این گروه مشاهده شد. البته این تحقیق نشان داد که قطع کامل مصرف گوشت هم کار عاقلانه‌ای نیست. پژوهشگران همین جمعیت 2هزار نفری را به 3 گروه تقسیم کردند: گروه اول اصلا گوشت، ماهی، تخم مرغ و لبنیات نمی خوردند. گروه دوم فقط گوشت نمی خوردند، ولی لبنیات و تخم‌مرغ مصرف می‌ کردند و گروه سوم گاهی گوشت هم می ‌خوردند. این تحقیق نشان داد که به ازای هر 100 مورد مرگ در گروه اول، 66 نفر در گروه دوم و 60 نفر در گروه سوم جان خود را از دست دادند. بنابراین مهم ترین نتیجه ‌ای که از این تحقیق می ‌توان گرفت این است: گوشت بخورید، ولی به اندازه ی متعادل. رژیم متعادل با توجه به موارد فوق، در مجموع پزشکان مصرف حداکثر 80 تا 90 گرم گوشت در روز را مناسب می ‌دانند، ولی مقادیر بیشتر از آن را توصیه نمی ‌کنند. بیماری‌هایی هم مثل سرطان روده ی بزرگ، سرطان سینه، نقرس و ... اغلب مربوط به کسانی است که مقادیر زیادی گوشت در طول روز مصرف می ‌کنند. البته در کشور ما سرانه ی مصرف گوشت در روز در حدود همین 80 گرم است و معمولا بیشتر از آن مصرف نمی ‌شود. به همین دلیل بیماری‌هایی که ذکر کردیم، بیشتر در کشورهای غربی که مقادیر بیشتری گوشت قرمز به صورت استیک و... در طول روز مصرف می ‌کنند، یک معضل عمده ی بهداشتی به شمار می ‌رود. گذشته از این، برای داشتن یک رژیم متعادل، توصیه می‌ کنیم که حداقل 2 بار در هفته ماهی استفاده کنید. ماهی به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب اُمگا-3 تاثیرات مفیدی برای بدن دارد. مصرف میوه‌جات و سبزیجات تازه هم که نیاز به تاکید ندارد. پزشکان توصیه می ‌کنند در روز حداقل 5 وعده میوه و سبزیجات تازه را در برنامه ی غذایی خود بگنجانید. اگر همه ی این دستورات را رعایت کردید، آن وقت می ‌توانید مطمئن باشید که این مقاله، شامل حال شما نمی‌ شود


 
بیانیه جمعی از سردفتران فعال در عرصه سایبری بمناسبت روز سردفتر
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧  کلمات کلیدی:

بسم الله النور

... یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَىٰ أجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ ۚوَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْیَکْتُبْ ... (آیه 282 سوره بقره) 

که سردفتر امین مردمان است...

از هفت خوان رستم که می‌گذرد، از دانه به دانه گذرگاههای دشوار و پیچیده که می‌گذرد، تازه می‌رسد به ابتدای مسیری صعب و طاقت فرسا، مسیر عجیب و پیچیده و بهم تنیده ای از مفاد قانون قانونگذار و مجری و ناظر قانون و مقررات، چه بسا حتی منافی و متضاد با مقررات و قانونمندی. که مشحون از تلاطم می کند فضای کار و فکر و جان و زندگیش را و تسخیر می کند روح و روانش را.

آنگاه که در بدو ورود به حرفهٔ سردفتری، مجموعه بخشنامه‌های ثبتی را می‌گشاید؛ بند به بند می‌خواند و یکی پس از دیگری، آرام آرام و با وقار، بندهای آن و مواد و تبصره های رنگ به رنگ از آیین نامه ها و مرامنامه ها و دستورالعمل ها و عتاب نامه هاست که از هر بخش و نهاد و اداره و ارگان و سازمان یکی پس از دیگری به سویش نشانه می‌رود با خطاب و عتابهایی جاری در آن. بندها و ماده ها و تبصره های مستمر و غریب، بندهای از هم گسیخته، بندهای ناآرام، بندهای خسته و دردناک حتی. که در بسیاری از موارد با آموخته هایش همخوان نیست ولی یاد می گیرد که تسلیم باشد و صبور و حیران می ماند میان کارزاری که بی‌سلاح واردش شده که برای پیمودن راه آمده بود، برای تلاش، برای آّبادانی، برای خدمتی که فراگرفته، که میانه راه عرصه را میدان کارزاری می‌بیند بس شگرف. که بی‌سلاح است و بی‌دفاع و هر لحظه، بر او هر قاعده و حکم و تبصره و بخشنامه و دستور می‌تازد و تازه نفسی که ورزیدهٔ کار و سرشار از امید، وارد میدان شده بود از همین ابتدای راه، نحیف و نحیف‌تر، ناامید و ناامیدتر، خسته و خسته تر، پراضطراب و پرهیاهوتر، با کوله باری از استرس و رنج، یا به دفاع از گزند تیغ دستور هر اداره و ارگانی به دور خود باید حلقه بزند و در خود فرو بخزد برای امان، یا به جدالی تن به تن در دهد بی‌کشتی و زرعی و حاصلی. و روز و روزگارش بگذرد به این گلاویزی، یا میانه تلاش و کار، گاهی دفاع و گاهی کار. و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟! 

که سردفتر امین مردمان است...

وجدان و تعهد، اساس و بنیان خدمتی است که ارائه می‌دهد و قانون، استناد لحظه لحظه‌هایش هست و آرامش و مدارا شیوهٔ کارش که به هم اندر از او خبره‌ای شگرف می‌سازد در تعامل با مردمان و تثبیت حقوق ایشان در اجتماع و مصون نگه داشتن حقی که به امانت پیش روی اوست از تجاوز و تعدی و تعلیق و درنوردیده شدن.

اما آنگاه که دستان حلقه شده بخشنامه‌ها و آرا و آیین نامه‌ها یکی پس از دیگری بر دامن او چنگ می‌یازند و اگرچه در این میان بخشی از آن‌ها به یاری او می‌شتابند اما بیشترشان تاری می‌شوند بس پیچیده که کم کم پیله‌ای می‌تنند گرد سردفتر، بس سخت و به هم اندر و ناگشودنی بین او و مردمان. و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟! 

که سردفتر امین مردمان است...

آری و سردفتر امین مردمان است که پیر و جوان، آنگاه که خسته و نالان می‌شوند و ناامید از هر دری و شوری و نگاهی، جاری می‌شوند به سوی سردفتر برای امان ماندن از اینهمه دغل و کلاهبرداری و جعل و فسادی که از آن در هراسی عمیق اند، که او را امین خود می‌دانند تا از زبان او آنچه را برحق است بشنوند که ایشان همان خطاب شدگان کلام وحی هستند آنگاه که امر بر کتابت می کند بر کاتبان بالعدل .

اما افسوس از نگاهی که سردفتر را به تار خرده قواعد و بخشنامه‌ها و ایین نامه و دستورالعمل‌ها گرفتار بپسندد و تکلیف پشت تکلیف و زاید بر توان که مالایطاقش خوانند بر دوش او سزاوار بداند و هر رنجی را بر او آزمودنی شمارد و سردفتر این امین مردمان، این طنین اطمینان بخش مردمان از حق و حقوقشان، گام به گام خسته و خسته راه می‌پیماید به اعتقاد به ایستادگی، به اعتقاد به اصلاح، به اعتقاد به بهروزی، به اعتقاد به آرامشی که در پس این همه گرفتاری و تلخی در پیش است. اما به واقع اسارت میان این پیله‌های به هم اندر، براستی آیا قابل اجتماع است با ضروریات منحصر به فرد این حرفه، با مداقه در اسناد و آرامش در تعامل و تدبیر در همراهی با مردمان؟ الا به مرارت و سختی؟ الا به التهاب و درد؟ الا به رنج و زجر؟ که با اینهمه تار تنیده بر اطرافش که به ظرافت لایه بر لایه‌های مزید می‌گردد که گره خورده و باز ناشدنی‌تر از آن است که به این روشنی گشوده شود، که قاضی عادل باش که چه روایتی می‌شود حتی تصور حاصلی آمیخته از عمل به حق به استناد قانون و اقتدای اخلاق و التزام تعهد و اندوده به آرامش و مدارا، و انتظاری برای همراهی؟ همراهی با مردمانی که پناه‌شان و مامنشان و امینشان را به بند بند سطوری گرفتار می‌بیند که آمده بوده تا راهگشای او باشد... . و کدام جسم و روان را کدام یک از این حالات، قدرت بر دوام است و استقامت و پرداختن به کاری که در توان دارد؟ الا به مرارت الا به تلخی الا به رنج الا به اضطراب و استرس و الا به درد، که آیا قابل تصور است و شایسته، چنین احوالی و اینست معنای فراهم کردن بستر خدمت برای کاتب بالعدل؟

فاین تذهبون؟! 

که سردفتر امین مردمان است...

و مگر نه اینست که سردفتر امین مردمان است، امین ماذون از سوی حاکم شرع، امین منصوب از ایمان قلبی و تجربی مردمان، و مگر نه این است که ید امین را مسوولیتش به تفصیل و مداقه در فقه و شرع و قانون بیان شده است آیا؟

فاین تذهبون؟ 

 که سردفتر امین مردمان است...

با جمله ی سردفتر امین مردمان است آغاز کردیم. درد بر قلم جاری شد و ناتوان ماندیم از مقاومت در برابر جاری شدنش بر سطور، اما به پایان می‌بریم کلام را با جمله‌ای که دنبالهٔ‌‌ همان جملهٔ نخست باشد:

که سردفتر امین مردمان است. آیا امین را حصر در قواعدی ضد و نقیض برای مراقبت، شایان است و در خور؟ آیا ناامن کردن روح و روان امین، و سوقش به سوی اضمحلال و زوال صفت امینیتش شایسته است و در شأن؟...

فاین تذهبون؟!  

 که سردفتر امین مردمان است.که حکم امین معین است و معلوم و مبرهن است و مقطوع. که تنگ نظری در گامهایی که برمی‌دارد شایسته‌ی تلاشش و نگاهش و ناآرامی‌اش و اضطرابش و نگرانیش و راهی که ترسیم کرده قانون برایش نیست. که کاش صبح روشنی از راه برسد به امتداد نگاهی مهر‌بانانه‌تر به کاتب بالعدل و تامین امنیت روح و روانش و آرامش جسم و جانش برای راهی که می‌سپارد به تلخی و عسر و حرج، به درد، که سردفتر امین مردمان است... 

و در پایان مقارن با روز ششم دی ماه، ضمن تاکید بر اینکه تبریک شایستهٔ قومی است که چه رنجها به جان خریده به امید گشایشی که با رسیدن نفحاتی در سالهای اخیر، نویدش را به خویش داده‌اند و امیدش را در دل روزنهٔ روشنی نگاه داشته‌اند به انتظار روزی که می‌آید... روزی که می‌آید... روزی که می‌آید... به فال نیک می گیریم و گرامی می‌داریم تقارن دویست و هشتاد و دومین روز سال، ششم دیماه و تیمنش با دویست و هشتاد و دومین آیه از بزرگترین سوره قران که آیهٔ دستور الهی است بر کاتب بالعدل. سردفتر روز و روزگارت به برکت و آرامش و دلخوشی هایت مستدام که ثبت روزی به نامت، کمترین است در حقت... 

و العاقبه للمتقین

ششم دیماه یکهزار و سیصد و نود شمسی

برابر با دویست و هشتاد و دومین روز سال منقش به نام سردفتر

 


 
تبریک!
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

اول شب یلدا برای ما هم شب یلدا بود وهم روز تولد بابا بچه ها دو تا شمع 8 خریده بودند یعنی 88 سالگی ساعتی را با پیرمرد وپیرزن خوش گذشت

دوم این روزها مناسبت دیگری هم هست تولد حضرت عیسی مسیح (ع) و حلول سال نو مسیحی تولد حضرت عیسی مسیح (ع) این مناسبت من را به دوران کودکی می برد خلاصه اش این که پدرم سالی یکبار ما را به زیارت امامزادگان روستای مجاور می برد و آنجا زیارت نامه می خواند (داستانش را نوشته ام ولی دلم نمی خواهد منتشرش کنملبخند)

زیارت می کنیم ... را از برای خود و اهل وعیال و اولاد وپدران ومادران و برادران و خواهران وقومان وخویشان وبستگان و همسایگان وسفارش کنندگان وجمیع مسلمین واسیران خاک قربه الی الله . 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ آدَمَ صَفْوَهِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ نُوحٍ نَبِیٍّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُوسی کَلیمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ عیسی رُوحِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ مُحَمَّدٍ حَبیبِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلَیْهِ السَّلامُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفی اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضی اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطُمَهَ الزَّهْراءِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ خَدیجَهَ الْکُبْری اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللهِ وَابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَشْهَدُ اَنَّکَ ...

تولد حضرت عیسی مسیح (ع)‌را به هموطنان مسیحی وسایر پیروان آن حضرت تبریک می گویم

سوم می گویند فردا روز سردفتر است این روز را هم به همه ی همکاران تبریک عرض می کنم امیدوارم گرامیداشت این روز نقطه ی شروعی باشد برای اعتلای شغل سردفتری


 
هم قاتق نان وهم دوای جان!
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳  کلمات کلیدی:

از پیاز زیاد نوشته ام امروز ایمیلی از دوستی رسید که خواص بیشتری از آن را همراه مطلبی درباره ی آسپیرین نوشته بود درخصوص آسپیرین نمیدانم مسئولیتش با خودتان اما درخصوص پیاز هرچه می توانید بخورید و بیاشامید (آب پیازرا) و اسراف کنید مسئولیتش با عمو واما آن ایمیل :

" از پیاز بعنوان دارویی ضدعفونی کننده استفاده میشود. مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لکه ها جلوگیری میکند. و از مخلوط آب پیاز و عسل میتوان بعنوان یک کرم ضد چروک استفاده کرد. 
پیاز سرشار از ویتامین C، کلسیم، منیزیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، گوگرد و اسید فولیک و مقدار کمی آهن، مس و روی است که تاکنون تحقیقات زیادی برای اثبات خواص آن صورت گرفته است. 
خوردن پیاز در پیشگیری از پوکی استخوان مؤثرست؛ چرا که پیاز با جلوگیری از کاهش مواد معدنی بویژه کلسیم موجود در سلولهای استخوانی از بروز پوکی استخوان جلوگیری میکند. 
پژوهشگران دانشگاه برن سوئیس، ترکیبی در پیاز شناسایی کرده اند که از کاهش حجم استخوان و پوکی آن جلوگیری میکند. این ماده در پیشگیری در کاهش نیافتن مواد مصرفی ـ بویژه کلیة سلولهای استخوانی ـ تأثیر زیادی دارد
پیاز، قند خون و کلسترول را پایین میآورد. 
پیاز یکی از گیاهان بسیار قدیمیست که انسان آنرا شناخته و در غذای خود استفاده میکرده است در کتابهای پزشکان قدیم از پیاز بسبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات بعنوان داروخانه ای کامل نامبرده شده است. 
بوی آن میکروبهای مضر را از بین میبرد. 
قند خون را کاهش میدهد. 
از ابتلا به سکته جلوگیری میکند. 
قلب را فعال میکند و کلسترول را کاهش میدهد.
گردش خون را تقویت میکند. 
بسبب داشتن آنتی اکسیدان، تنش و نگرانی را از بین میبرد. 
الیاف غذایی آن دستگاه هاضمه را تقویت میکند. 
پیاز از سرطان ریه جلوگیری میکند: 
مواد شیمیایی موجود در پیاز خطر ابتلا به سرطان ریه را کاهش میدهد. مواد «فلاونوید» از دچار شدن به انواع بیماریها جلوگیری میکند و بوفور در پیاز یافت میشود. 
پیاز برای پوست بسیار مفیدست؛ زیرا خون را تصفیه میکند و در نتیجه رنگ چهره زیباتر و جذاب تر میشود. 
همچنین پیاز بدلیل داشتن گوگرد باعث افزایش رشد موهای سر میشود. پیاز به دلیل داشتن آهک، دندانها را محکم میکند و باعث استحکام استخوانبندی بدن میشود... بنابراین خوردن پیاز برای کودکان مبتلا به نرمی استخوان و سالمندان مفیدست. 
اگر سرما خورده اید، چند پیاز را برش داده و در نقاط مختلف خانه قرار دهید.... پیاز مانند یک دستگاه تصفیة هوا از ابتلای سایر اعضای خانواده به این بیماری جلوگیری خواهد کرد. همچنین اگر خارج خانه غذا میخورید، پیاز را همراه آن مصرف کنید، زیرا ماده ای در پیاز وجود دارد که از مسمومیت غذایی حاصل از خوردن گوشت مانده جلوگیری میکند. 
اگر شخصی بدلیل مصیبت وارده دچار حملات عصبی شده، پیازی را به دو نیم کرده و جلوی بینی او بگیرید. 
"پیازچه" فواید متعددی دارد. بتازگی متخصصان علوم تغذیه فرانسه دریافته اند که پیازچه ادرار آورست زیرا ۸۵ در صد آن را آب تشکیل میدهد. 

در پیازچه ۲۴۳ میلی گرم پتاسیم و ۴ میلی گرم سدیم و ۲۷ گرم کالری است. 

دانشمندان دریافته اند که بخش سفید رنگ پیازچه دارای مواد قندی است که در ادرار کردن تأثیر میگذارد و بخش سبز آن ویتامین«ث» دارد که دستگاه دفاعی بدن را تقویت میکند. و ۲ میلی گرم ماده کاوتین پیازچه به بازسازی سلولها کمک میکند. 
همچنین پیاز بدلیل داشتن ماده گلوکوزین که مشابه هورمون انسولین است، قند خون را تنظیم میکند. 
گفتنی است، خوردن نصف پیاز متوسط در روز ۳۰ درصد از مقدار کلسترول بد خون را کاهش میدهد و بجای آن باعث افزایش کلسترول خوب خون م‌شود. پیاز منبع غنی نوعی اکسیدان است که از بروز سرطان در افراد جلوگیری میکند. 

این گیاه خوراکی از بیماری آب مروارید در چشم نیز جلوگیری میکند و بنابرین مصرف آن به افراد مسن توصیه میشود

  آسپیرین  

داشتن آسپیرین در منزل همیشه مهّم است  

چرا؟ 

در بارهء حمله قلبی علاوه بر احساس درد در بازوی چپ، علایم د یگری برای حملهً قلبی وجود دارند 

درد شدید در چانه ، حالت تهوّع وتعریق زیاد  نیز باید مورد توجّه قرار گیرد

توجّه:

ممکنست در زمان حملهً قلبی هیچ دردی در قفسهً سینه احساس نشود حدود  60% افراد که در خواب دچار حملهً قلبی شده اند هرگز بیدار نشده اند  هرچنداگرچنین اتفاقی رخ دهد ممکن است درد قفسهً سینه فرد را از خواب عمیق بیدار کند  دراینصورت بلافاصله دو عدد آسپیرین را در دهان خود حل کرده و بامقداری آب آنرا ببلعید سپس به یکی از همسایگان و یا یکی از بستگان که محل سکونتش در فاصله بسیار نزدیک از شماست تلفن کرده بگویید دچار حمله قلبی شده اید و دو عدد آسپیرین هم مصرف کرده ایدو روی صندلی دسته دار یا مبلی بنشینید ومنتظر ورود آنها باشید و…..

  DO NOT LIE DOWN!!!   یادتان باشد که درازنکشید!!! "