| دعوت روابط عمومی کانون سردفتران ودفتریاران به مشارکت |
| ساعت ۱٢:٤٩ ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸ کلمات کلیدی: |
|
|
|
| عمو نوروز! |
| ساعت ۱۱:٤٥ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ کلمات کلیدی: |
|
تو اینترنت دنبال شعری می گشتم که بعنوان پستی ازش استفاده کنم پیداش نکردم رسیدم به این اشعار که بنده خدایی زحمت کشیده وجمع آوری نموده بود بدون اجازه ایشان آوردمشان اینجا تا شما عزیزان هم محظوظ شوید پیشاپیش رسیدن بهار "که عرض کردم زنده باد" ! ضرب در سه با دستانی که به هم گره شده وبالای سر برده ام و آنها را تکان می دهم بازهم ضرب در سه و جوگیری مربوطه به لطف دوستان ایضا ضرب در سه و فرارسیدن سال نو و از راه رسیدن عمو نوروز عزیز خسته ومانده و شکفتن گل و ریاحین در سبزه و صحرا را -که گر چه دل هوس آن را نداره - به همه بستگان وقوم وخویشان وآشنایان و همکارن و وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان وجمیع مسلمین جهان در هر کجای که باشند اگر چه در مالی وسومالی موکدا بلحاظ ...ه مالی صمیمانه تبریک عرض نموده وسالی پراز نشاط و شادمانی ونزول رحمت الهی را برایشان آرزو می کنم ضرب در سه! شعر حافظ درمورد عید نوروز |
|
| عیدانه و تنبانه! |
| ساعت ۱٠:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٤ کلمات کلیدی: طنز |
|
آخرین چک اقساط مالیات سال قبل در دی ماه پاس شد و نفس راحتی کشیدم. در بهمن ماه وجهی ناقابل برای خرید تنبانی درشب عید پس دست گذاشتم. اما کم بود. روی درآمد اسفند نباید حساب می کردم که پس از مخارج آخر سال دفتر وعیدی کارکنان ومالیات ارزش افزوده چیزی اضافه نمی آید. مانده بودم که دری از غیب باز شدو "واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند" بلی عیدانه بحساب واریزشد. پولی بابرکت از جنس یارانه ها که نباید خرجش کرد. واگر هم خرج کنی خرج کاری شود که با برکت باشد چون خرید تنبان. مشتری آمد سند ماشینی داشت. خوشحال که پس از چندماه سند خودروئی هم به ما رسیده. فی الفور سند تنظیم شد وکافه خیارات ازطرفین ساقط. دوبار کارت خریدار زبان بسته را در شیار پوز کشیدم .جواب نداد. وبعدا معلوم شد از حسابش برداشت شده است. چهار بار کارت خودم را کشیدم. بار آخر جواب داد فردایش با عیال رفتیم بازار تنبان بخرم. عمو بدون اذن واجازه ومشورت عیال یک لیوان آب هم نمی خورد تا چه رسد به خرید تنبان که اس واساس حیات بشر وبقا نسل در آن نهاده شده است. در راه خرید در کوچه پاساژ با شور وشوق کودکانه می دویدم همچو آهو. از فرط خوشحالی دوقدم می دویدم ودو قدم لی لی می رفتم. چند مغازه را وارسی کردیم. من هر پارچه ای وهر تنبان دوخته ای می دیدم پسند می کردم. وچشم غره ی مهربانانه ی عیال پشت بندش بود. یعنی تو را به پسند وانتخاب چه کار. که از روز الست وخلقت بنی بشر مرد! (نخندید) را اختیاری نبوده است. افسار عمو به دست عیال مهربان که روز جهانی زن هم نزدیک والبته تسلیم تر باید بود. چرخیدیم و چرخیدیم. مغازه دارها از نگاه عمو درمی یافتند که خسته شده وحوصله اش سررفته . و جوش آورده وعنقریب که واشر سرسیلندرش سوخته و آب وروغن قاطی کند. لذا کرسی برایم می زدند که شما بفرمائید بنشینید. هرچه خسته تر می شدم انتخاب برایم آسان تر می شد وتفاوتی نداشت . واگر رنگ آبی بود زودتر انتخاب می شد. چنانچه عرض شد از همان اوان طفولیت دائم برای ما تنبان آبی رنگ می خریدند. لذا این رنگ در ضمیر ناخودآگاه عمو نهادینه شده است. طوری که اگر جهت تشویق تیم قرمزها به استادیوم بروم پیراهن قرمز ولی تنبان آبی می پوشم. برای عمو چنانچه عرض شد قرمز وآبی وزرد ندارد هر تیم که گل زد همان را تشویق می کنم وهورا می کشم. عیال که متخصص انواع پارچه است دستی به آنها می کشید. وبا این کار حتی درصد پنبه و پولیستر آن را تعیین می کرد! تنبان بایستی پنبه ای باشد وگشاد وخنک ودر این سه شرط رازی نهفته است که "تا نباشی آشنا زین پرده رمزی نشنوی". و کش آن استاندارد باشد که نه خیلی کش بیاید ونه خیلی سفت باشد. اگر نرم باشد خیلی کش می آید و زبانم لال ممکن است از پا بیفتد و هویدا شود آنچه نباید.! که گفته اند چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من. واگر سفت باشد در وقت ضرورت! تو را معطل کند! وشب تاریک اگر چه یلدا باشد عاقبت صبح شود که الصُّبْحُ أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ! بالاخره انتخاب کردیم. نه عیال انتخاب کرد ومن هم قبول! همان گونه در صیغه ازدواج گفت"زَوَّجْتُکَ نَفْسی عَلی الصِّدَاقِ الْمَعْلوُم" ومن خر احمق نفهم هم نپرسیدم این چه می گوید ومعنی این کلمان عربی چیست از عاقد پرسیدم چه جواب دهم گفت بگو "قَبِلْتُ التَّزْویجَ" گفتن قبلت همان و افتادن یوغ بردگی وبندگی و خر حمالی بر گردنم در کل امور من البدو الی ختم در تمام مراحل و مراجع الی الابد بنحو بلاعزل ضمن عقد لازم همان. آن کس که نداند جای خر بستن خویش گه گردن خر بندد و گه گردن خویش. کجا بودم. خودمانیم می گویند دوران نامزدی و لحظه عقد و آن "بعله" واقعا خاطره ایست فراموش ناشدنی ویکی از شیرین ترین آنها. موسیقی آن "بعله" را بخاطر بیاورید... ومقایسه کنید با موسیقی "بعله" ای که همین امروز صبح عیال در پاسخ شما گفته. آنجا که شما در حال درست کردن چای متوجه می شوید چای خشک تمام شده واز آشپزخانه عیال را که بیدار است ولی در رختخواب دراز کشیده صدا می زنید "ننه ی حسن" واو مهربانانه می گوید "بعله" وبند تنبانتان پاره می شود... کجا بودم آهان بالاخره تنبان انتخاب شدو بیع انجام وصیغه لازمه شرعیه جاری و زمان پرداخت بها. دست در جیب بردم و کارت بانکی را درآوردم. وبه دست فروشنده دادم. کارت کشید ورمز پرسید از نگاهش بفراست دریافتم که مشکلی پیش آمده عرض کردم رمز اشتباه بود گفت نه موجودی کافی نیست. شرمگین شده واندکی عرق کردم که عمو در شهر خود کسی است وسری دارد و سامانی اما ندارد پول تنبانی. فردای آن روز صبح علی الطلوع هنوز خروس نخوانده بود پشت در بانک نشسته بودم . در بانک که باز شد اولین نفر وارد شدم. بررسی نمودم کاشف بعمل آمد که سامانه آن پول را به اشتباه برداشت نموده وچون استکبار جهانی بلوکه کرده ودر جایی دیگر - بگفته بانکی ها حساب شتاب یا واسطه یا مغایرتها- نگه داشته است. هرچه استغاثه کردم که رسم مروت نباشد پول در حساب وعمو از بی تنبانی نتواند عید دیدنی رفتن. التماس های عمو موثر نبود چنانچه در گرگ دره می گفت التماس نکن گوشات می برم. آنها می گویند باید حساب خود وهر تراکنش را خودتان کنترل کنید واگر برداشت شد و برنگشت به ما ربطی ندارد. آنجا بود که پی بردم واقعا هرجا سخن از اعتماد است باید "هرهر" خندید. چند تلفن به جاهای مختلف وپاسخ که فرم مغایرت پرکنید و... وقت از دست بشد. آن حرفها هم برای عمو تنبانی نشد. وعمو نوروز رسید ولذا همین جا ضمن عرض تبریک رسیدن عید نوروز و سال نو و بهار "که زنده باد"! به همه دوستان و آشنایان و همکاران وهمسایگان و قوم وخویشان وهمه هموطنان وهمه مسلمین جهان در هر کجای جهان خواه در نیجریه باشد و مالی و یادر شاخ آفریقا سومالی و چچن وگروزنی و... در غرب و شرق چه میانه اش چه نزدیک ودورش و آرزوی سلامتی برای همه آن عزیزان که از اولاد خود بیشتر دوستشان داریم ونور دیده ی مایند در سالی که پیش رو داریم اعلام می کنم اگر چه عمو را پای مسافرت نیست در کلبه پذیرای شما عزیزان نتواند بود زیرا که عمو این عید بی تنبان است. که گفته اند" خانه نشینی عروس خانم از بی چادری است!" |
|
| کانون سردفتران و وظایف خطیر فراروی آن |
| ساعت ٩:٤٩ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٥ کلمات کلیدی: |
|
نقل از وبلاگ سردفتری سرابی فریبنده کانون سردفتران و وظایف خطیر فراروی آن کانون سردفتران به عنوان بالاترین مرجع صنفی دفاتر اسناد رسمی باید قدرتمند و صاحب ابزار لازم برای تحقق اهداف و حقوق صنفی و استقلال مالی و اداری باشد که میدانیم واجد این اوصاف نیست و از نظر قانونی تا رسیدن به آن جایگاه واقعی و مورد نظر خیلی فاصله دارد از یک طرف با خواسته های متعدد و مختلف اعضای زیر مجموعه خود روبروست که به حق هست و کمترین انتظار در میان صنوف جامعه و از طرفی علی رغم نص صریح قانونی مبنی بر دارا بودن شخصیت حقوقی و استقلال مالی به صورت یک نهاد تشریفاتی و تحت سلطه و حاکمیت سازمانی درآمده و با توجه به ماده 56 قانون دفاتر - نحوه نگهداری و ارزش افزوده و سرمایه کانون نیز محدود به موارد معدود و یا سپرده گذاری در بانک ملی گردیده و بهمین دلایل تکالیف و وظایف مندرج در ماده 66 قانون معطل و بلااجرا درآمده است هرگونه حرکت تند و شنا بر خلاف جهت آب، روند کاری و جهت دادن به اهداف را کند یا متوقف میسازد و هرموضع گیری بر خلاف منویات و سیاستهای متولیان این حرفه موجب میشود طناب پیچیده بر گردن کانون و به تبع آن گردن سران دفاتر و دفتریاران کشیده تر و خفگی حرفه ای را تسریع مینماید گاه یک برنامه و طرح و پروژه برای بهبود روشها و یا امور رفاهی زیر مجموعه با یک نه بزرگ متوقف و سرمایه اهالی حرفه به باد فنا میرود و گاه یک بخشنامه تکالیف مالایطاقی را به دفاتر تحمیل میکند و این نهاد صنفی اگر در قبال آن مقاومت و یا نظریه خلافی اعلام کند تمامی بندهای گره خورده به رگهای حیاتیش کشیده میشود و ناگزیر مقاومت درهم شکسته میشود و گاه برای بقای همین انتخابات نیم بند ملزم به سکوت میشویم و مماشات ( شما بخوانید تعامل ...) این حرف و حدیث ملال آور و سراسر درد و رنج حرف امروز و ناشی از عملکرد متولیان کانون و سازمان و مراجع حاکمیتی درحال حاضر نیست که سالیانی است حرفه کتابت با این سرنوشت گنگ و مبهم و نگاه سراسر بی مهری و نامهربانی سردرگریبان است و راه چاره را نباید با این کانون و این مدیریت و مدیریتهای قبلی در سطح کلان جستجو کرد بلکه باید ضعفهای قانونی را برطرف کرد ... باید ابزار قانونی را بدست آورد .. راه چاره اصلاح قانون است و پشتوانه ای قانونی برای استقلال رای .. استقلال مالی ... بدون قیم ... بدون نگرانی از تصمیم گیریها .. و تا این وضعیت وجود دارد تغییر مدیران در کانون و انتخابات هرگز نخواهد توانست ما را توانمند و قدرتمند به سوی اهداف واقعی حرفه پیش ببرد ... به زعم اینجانب سردفتری سرابی فریبنده است و کانون سردفتران دورنمایش سراب و نزدیکش باتلاقی مهلک که پای درونش نهادن جسارت میخواهد .... باقیمانده سال هنوز اعمال زیاد است و وظایف خطیر و سنگین و سال 92 سنگین تر و سنگین تر... 1-اصلاحیه قانون دفاتر در مجلس است و بررسیهایش آغاز شده است واگرچه بعنوان یک طرح مطرح است لکن بنظر میرسد طراحش نمایندگان نیستند و مخالفت به هریک از موادش ریسک بالائی دارد و از طرفی بی تفاوتی در قبال این طرح معلوم نیست تا چه مدت خانواده بزرگ سردفتری گرفتار مشکلات مضاعف آن خواهد بود و با توجه به سابقه قانونگذاری کشور نسبت به مسائل سردفتری انتظار بهبودی و تصویب یک قانون جامع و کامل و کارآمد و مناسب زمان فعلی در آینده نزدیک بیفایده است فلذا باید ریسک آن را پذیرفت و با تمام توان و با استفاده از تمام ظرفیتهای اهالی حرفه وحقوقدانان و مدیران کانون و کارشناسان و با رایزنی با نمایندگان محترم مجلس در این اصلاحیه نفوذ کرد و آنچه به صلاح جامعه سردفتری کشور است و منافع سردفتران و دفتریاران را تامین نماید ارائه و تا تصویب آن پیگیری کرد 2-قانون مالیاتها در مجلس است و تهیه کنندگان با نگاهی حاکمانه و کسب مالیات بیشتر آن را ارائه کرده اند و اگرچه نظرات کارشناسی بسیاری از ناحیه افراد مختلف و اقتصاددانها مطرح شده یا میشود ولی در این قانون مجددا بسیاری از تکالیف قبلی با شدت بیشتر نسبت به دفاتر اسناد رسمی صریحا و تلویحا احیاء گردیده که لازم است ضمن رفع وحک و اصلاح آن بهر طریق ممکن مشکلاتی که سالهای سال از طریق امور مالیاتی گریبانگیر ماست رفع و از طرفی با ارائه استدلال و منطق حقوقی شناسائی دفاتر قانونی و درآمد و معافیت دفاتر از تسلیم اظهارنامه مالیاتی و تعیین ضرائب و قرائن مالیاتی و ملاکهای تعدیل شده مالیات مشاغل و حقوق پرسنل و همچنین تعیین حق الزحمه نسبت به انجام وظایف مالیاتی برای سران دفاتر ..... و بسیاری از موارد دیگر نیاز به حرکت سریع ما دارد که افسوس بعد از تصویب سودی نخواهد داشت و ما در قبال نسل آینده کتابت و حرفه شریف سردفتری مسئول خواهیم بود 3-لایحه قضا زدائی نیز در مجلس مطرح رسیدگی است و موادی از آن با دفاتر در ارتباط است و اگر حضور فعالی نداشته باشیم منافع حرفه ما در آن لحاظ نخواهد شد و خدمات قضائی وعده داده شده ممکن است به اشخاص دیگر محول گردد و در این زمان و این اوضاع و احوال خیلی هم تعجب ندارد 4- لایحه خدمات قضائی و طرح دفاتر پیشخوان علی رغم آنکه امروز دردفاتر شروع شده و متولیان امر در قوه قضائیه از این امر راضی هستند متاسفانه در مجلس در حال واگذاری به بازنشستگان دستگاه قضائی اعم از قضات و غیره میباشد بدون اینکه توجه شود دفاتر اسناد رسمی ظرفیتهای بالقوه و بالفعل را دارند و محل و سرمایه لازمه و سیستمهای مورد نیاز مهیا است و تاسیس دفاتر توسط دیگران بهدر دادن سرمایه های مملکت است حال با این حجم وظیفه سنگین که اگر نگوئیم بعهده کانون است حداقل باید گفت خط دادن و برنامه ریزی نسبت به آن از وظایف کانون میباشد چه باید کرد؟ چه کسی توان انجام این وظایف را دارد؟ چه کسی در خود قدرت مبارزه را دارد؟ چه کسی مدعی است در این بوروکراسی و فضای بی مهری راست قامت در قبال نامهربانیها خواهد ایستاد؟ کدامین همکار بزرگواری میتواند و امیدوار است محافظه کاری را کنار گذاشته به اهداف مورد نظردست یابد؟ برای گذشتن از این باتلاق تدبیر لازم است وباید بنیان کار متحول گردد... باید این باتلاق را خشکاند و پلی زد به سمت جنگل سبز و خرم که حرفه کتابت را از این فلاکت و بی حمایتی نجات دهد .....کار کردن در این فضا و سکانداری این کشتی به گل نشسته نیازمند ابزاری فراتر و کارآمد تر از این ابزاری است که در اختیار داریم و مخلص کلام اینکه مدیریت این حرفه نیازمند ایثار است و از خود گذشتگی ..... و باید گفت ....گر مرد رهی میان خون باید رفت .... حقیر قصد ندارم سئوالاتی که در ذهن تک تک همکاران وجود دارد و به دنبال جوابی معقول و منطقی برای آن میگردند مطرح کنم ، باید اذعان کرد اینک وقت چنین پرسشهائی نیست که بیمه چه شد؟ شفافیت و پاسخگوئی کجا رفت؟ و یا از امکانات رفاهی چه خبر؟ و ...و .. و.. و.. و.. بلکه باید پرسید قرار است بیمه چه شود؟ قرار است در راستای رفاه اعضای جامعه سردفتری چه گام عملی برداشته شود ؟ قرار است چه اتفاق تازه ای بیفتد؟ و چه کسی و با چه ابزار و قدرت و اختیاراتی قرار است این مشکلات را یکی بعد از دیگری حل کند؟ آیا کاندیداهای محترم فکر کرده اند با چه امکاناتی قرار است ما را به سرمنزل مقصود برسانند؟ این حقیر بعنوان عضوی از این جامعه و خانواده بزرگ سردفتری خواستم نظرم را در خصوص اهداف کلان این حرفه و فاصله زیادی که تا رسیدن به آن داریم باستحضار دردمندان و دغدغه داران حرفه شریف سردفتری برسانم تا عزیزانی که امروز برای هیئت مدیره کانون تهران کاندید شده اند ، چه آنانکه بوده اند و هستند و چه همیارانی که تازه می آیند به امید سروسامان دادن به این اوضاع ، بگویم راه پر پیچ و خم است و پر از خار مغیلان که هرخاری از آن میتواند در پای هریک از کاندیداها بخلد و وعده های انتخاباتی را ناممکن سازد ...خواستم بگویم اگر بنیان و اساس کار بر پایه قانون استوار نشود چیزی عوض نخواهد شد و همین آش است و همین کاسه ...... بقول معروف عرض خود میبری و زحمت ما میداری.... سخنی با همکاران تهرانی :حال که قانون جاری و سراسر ابهام موجود کانون را به دست با کفایت تهرانیها نهاده و مدیرانش به انتخاب و رای شمایند مسئولیت شما بسی سنگین است زیرا این کانون مربوط به سراسر کشور است بنابراین باید مدیرانش قوی و اهدافشان درجهت و جلب منافع جمعی باشد پس خوب بیندیشید ... خوب فکر کنید ... در فرصت باقیمانده خوب تحقیق کنید ... لیاقتها و تجربیات و مدیریتها و علائق و دغدغه های حرفه ای را مقایسه کنید تا انتخاب شما ، این حرفه را به جایگاه واقعی عرفی و شرعی و قرآنی آن برساند و سخنی با کاندیداها : انتخاب شدن برای این سمت و منصب موجود هیچ منافع مالی ندارد که اگر هم داشته باشد ارزش جوابگوئی در محضر خداوند را نخواهد داشت .... باید از خود گذشت .. از زندگی و خانواده گذشت .. از استراحت و سفر و کار طبق ساعت اداری باید گذشت ... و در عوض باید خطر کرد .. باید نهراسید... باید به دریا زد ... باید از این باطلاق گذشت .....باید ذهنی خلاق داشت .... باید مدیری مدبر بود.... باید دلی دریائی داشت مرد عمل هستید؟ در خود توان رفع مشکلات عظیم حرفه ای را میبینید؟ از توپ و تشر نمیهراسید؟ از تهدید و از ..... نمیترسید؟ روابط عمومی قوی دارید؟ و بلاخره کفشی آهنین برای دویدن و رسیدن و رساندن همکارانتان به سرمنزل مقصود تهیه کرده اید؟ بهوش باشید اگر فردا نتوانید جوابی قانع کننده بدهید و اگر به سرخط اول برگردید و همان را بگوئید که امروز به آن منتقدید .. در حق همه اعضایخانواده ظلم کرده اید اگر چنین است بسم الله و قدمتان روی چشم ما، مطمئن باشید دعای خیر خانواده بزرگ سردفتری اعم از سران دفاتر و دفتریاران و کارکنان و خانواده های مظلوم و محرومشان بدرقه راهتان و توشه آخرتتان خواهد بود و رجاء واثق دارم دست مساعدت و یاریشان بسویتان دراز خواهد بود دست در دست هم دهید به مهر تا یکایک اهالی این حرفه و من و شما "ما" شویم و اگر "ما" شدیم تمام موانع در مقابلمان هیچ خواهند شد..... و اگر چنین نیست و در خود چنین ظرفیت و قدرتی نمی بینید با شعار به شعور همکارانتان توهین نکنید و حقیر توصیه میکنم برای حفظ مصالح سردفتری و برای رو سفید ماندن در تاریخ این حرفه همین فردا استعفا کنید و انصراف دهید... که این خود یک شجاعت است و ماندگار .....
|
|
| وثیقه متعدد وفک آنها |
| ساعت ۸:٤٥ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ کلمات کلیدی: پرسش های رهن های رهن |
|
چنانچه در یک سند رهنی چند ملک مورد رهن قرار گیردچندحالت متصور است: الف- موارد رهن در مالکیت خود وام گیرنده است ب- بخشی از موارد رهن در مالکیت وام گیرنده وبخشی دیگر در مالکیت یک شخص دیگر است ب- بخشی از موارد رهن در مالکیت وام گیرنده وبخشی دیگر در مالکیت اشخاص دیگر است ج-تمام موارد وثیقه در مالکیت شخص دیگری است د-تمام موارد وثیقه در مالکیت اشخاص دیگر است چند پرسش: 1-آیا در تنظیم سند رهنی درحالات مختلف بایستی مبلغی که هر پلاک ثبتی درقبال آن مبلغ مورد رهن قرار گرفته معین ودر سند قید شود؟ 2-اگر نشود آیا موقع صدور اجرائیه مشکلی پیش نمی آید؟ 3- اگر مبلغ هرپلاک مشخص وقید شود آیا تعهدات راهن (مالک هرپلاک) به نسبت مبلغی است که ملکش در گرو قرار گرفته؟ یعنی اگر اجرائیه صادر شد یکی از راهنین می تواند مبلغ مورد گروی خانه ی خود را پرداخته ونجات یابد؟ 4-حتی در مواردی که درسند نوشته تمامی موارد رهن تا اخرین ریال بدهی بدهکار در رهن باقی خواهدماند؟ 5- آیا بانک می تواند از یکی از وثیقه ها فک رهن نماید حتی در موردی که وثیقه از اشخاص متعدد ومختلف است؟ 6-حتی در حالتی که در سند حالت تضامنی بودن وثیقه ها قید شده ؟ 7-آن وقت اگر فک رهن شد و بعداز آن اجرائیه صادر شد آیا سایرین حق ندارند مدعی شوند؟ 8-اگر بانک خواستار فک رهن از یکی از موارد وثیقه در حالتی که وثیقه ها از اشخاص ثالث مختلف است گردید آیا در زمان فک رهن رضایت سایر وثیقه گذاران وحضور وامضا ایشان لازم است یا خیر؟ (دعوی در این خصوص دیدم ولی نتیجه اش را نه) |
|
| اجاره /رهن/قرض!؟ |
| ساعت ۸:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ کلمات کلیدی: پرسش های اجاره 1 |
|
شخصی مغازه ای را اجاره کرده است. مدت اجاره دو سال است . ماهانه مبلغ بیست هزار تومان بعلاوه مبلغ ده میلیون تومان باصطلاح رهن در بنگاه هم طبق خواسته وی سند اجاره عادی تنظیم گردید می خواهد این را رسمی کند الف- شکل سند را چگونه باید نوشت؟ ب- آیا این سند متضمن دو عقد است؟ ج- اگر دو عقد است کدام؟ اجاره ورهن تصرف؟ یا اجاره وقرض؟ د-کدام صحیح تر است وبصواب نزدیکتر؟ ه – اگر هر دو صحیح است آیا اگر اجاره وقرض بنویسیم دارائی از وجه قرض الحسنه می تواند بعنوان اجاره بها مالیات بگیرد؟ و- حق الثبت در هر دو حالت چگونه محاسبه می شود؟ ز- حق التحریر چه؟ یعنی حق التحریر بخش اجاره با حق التحریر بخش رهن یکی است؟ (به تعرفه توجه شود!) ح-وچه نکات دیگری موردنظر شماست؟ |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بیننده ی محترم این یک وبلاگ کشکی است از کسی که روزی چند بار قاطی می کند وکشکی تر هم خواهد شد اینجا هیچ مطلب جدی وجود ندارد چند تا مشتری خاص دارد که نمیدانم دل به کجایش خوش کرده اند شاید به یک استکان چای آتشی که همیشه کنار اجاق نیمه گرم آماده است ( این وبلاگ نظرات شخصی نویسنده و همکاران نظر دهنده بوده و استنباط نهایی آن بعهده خواننده می باشد ) پروفایل مدیر : عمو |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



